باز باران خبر/ در روزهایی که انتشار یک فایل صوتی بار دیگر نام یک چهره فوتبالی را بر سر زبانها انداخته، شاید بد نباشد از خود بپرسیم که معیار بزرگی چیست؟ شهرت، ثروت، سابقه ورزشی و حضور مداوم در رسانهها، یا ادب، فروتنی و احترام به دیگران؟
هیچکس نمیتواند نقش برخی فوتبالیستها را در خاطرات ورزشی مردم انکار کند.
گلهای مهم، افتخارات ملی و سالها حضور در فوتبال بخشی از تاریخ ورزش این کشور است. اما آیا این سوابق، مجوزی برای تحقیر دیگران و تقسیم انسانها به «در حد من» و «در حد من نیست» محسوب میشود؟
مسئله اصلی شاید خود این افراد نباشند. پرسش مهمتر آن است که چه سازوکاری باعث میشود برخی چهرهها، فارغ از نوع گفتار و رفتارشان، همچنان در کانون توجه قرار گیرند و بارها و بارها از تریبونهای رسمی برای آنان فرصت سخن گفتن فراهم شود؟
در کشوری که هزاران پزشک، استاد دانشگاه، پژوهشگر، مهندس، حقوقدان، کارآفرین و نخبه علمی در سکوت مشغول خدمت هستند، سهم آنان از رسانههای عمومی چقدر است؟ چرا جامعه بیش از آنکه با اندیشه، دانش و تجربههای علمی آشنا شود، ناچار است شاهد تکرار چهرههایی باشد که گاه حاشیههایشان از دستاوردهایشان پررنگتر است؟
رسانه فقط وظیفه سرگرم کردن ندارد؛ رسانه الگو میسازد. هر بار که یک شخصیت به تصویر کشیده میشود، این پیام نیز منتقل میشود که آن فرد شایسته دیده شدن است. بنابراین انتخاب الگوها، صرفاً یک تصمیم رسانهای نیست؛بلکه یک مسئولیت فرهنگی است.
جامعه برای پیشرفت بیش از هر چیز به دانش، اخلاق، تخصص و گفتگوی محترمانه نیاز دارد. ورزش زمانی زیباست که در کنار هیجان، منش و احترام را نیز ترویج کند. مردم حق دارند از برنامههای ورزشی لذت ببرند؛ نه اینکه ناخواسته شاهد ترویج ادبیاتی باشند که با روح جوانمردی و فرهنگ عمومی فاصله دارد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه «چه کسی مشهورتر است»، از خود بپرسیم «چه کسی شایستهتر است که الگوی نسل جوان باشد؟» زیرا شهرت، یک امتیاز است؛ اما شخصیت، یک فضیلت.
دیدگاهتان را بنویسید