باز باران خبر/ فرهنگ هر جامعه مجموعهای از ارزشها، هنجارها، باورها، سنتها، زبان و تجربههای مشترکی است که هویت آن را شکل میدهد که در این بین روزنامهنگاری ابزاری حیاتی برای ثبت این حافظه جمعی و انتقال آن به نسلهای آینده است.
روزنامهنگاری فراتر از انتقال صرف خبر است و روزنامهنگار با انتخاب موضوع، گردآوری اطلاعات و روایت رویدادها تصویری از زمانه خویش ترسیم میکند؛ نوشتهای که امروز برای مخاطب منتشر میشود، میتواند سالها بعد منبعی ارزشمند برای پژوهشگرانی باشد که در پی شناخت فضای فکری و اجتماعی یک دوره خاص هستند.
در اینجا به سه مسئولیت بنیادین روزنامهنگار در نگارش یادداشتها بهویژه یادداشتهای تاریخی اشاره میشود.
نخست: اطلاعات، بهویژه در نوشتارهای تاریخی و پژوهشی، زمانی ارزش استناد پیدا میکنند که منشأ آنها روشن باشد. سند، کتاب، مطبوعات قدیمی، گفتگو با شاهدان و روایتهای شفاهی هر یک جایگاه و اعتبار خاص خود را دارند. روزنامهنگار در یادداشتهای تاریخی وظیفه دارد این تفاوتها را برای خواننده تبیین کند و میان دادههای دریافتی و تحلیل شخصی، مرزی شفاف ترسیم نماید. این شفافیت نه تنها امکان نقد را فراهم میکند، بلکه اعتماد مخاطب را نیز جلب مینماید.
دوم: امانت در روایت اصلی است که در تاریخ شفاهی و پژوهشهای محلی اهمیتی دوچندان دارد. خاطره یک فرد هرچند ارزشمند، لزوماً معادل واقعیت قطعی تاریخی نیست و راوی ممکن است بخشی از رویداد را به یاد آورده باشد، اما در ذکر تاریخ یا نام دچار خطا شده باشد و یا واقعه را صرفاً از زاویه دید شخصی روایت کند.
وظیفه نویسنده تغییر دادن این روایت به نفع فرضیات خود نیست؛ بلکه باید امانتدارانه آن را نقل کرده و در صورت امکان با سایر منابع تطبیق دهد. در این مسیر حتی یک واژه یا تعبیر محلی میتواند کلیدی برای شناخت فرهنگ و گذشته یک منطقه باشد.
سوم: روزنامهنگار ممکن است نسبت به یک شهر شخصیت یا موضوع تعلق خاطر یا علاقه داشته باشد؛ اما این علاقه نباید مسیر گفتمان را از پیش تعیین کند. تحلیل زمانی اعتبار مییابد که میان واقعیت، روایت و داوری شخصی تفکیک قائل شود. نقد نیز زمانی اثرگذار است که بر شواهد قابل بررسی استوار باشد، نه بر پیشداوریهای شخصی؛ استقلال روزنامهنگار به معنای بیتفاوتی نیست، بلکه به این معناست که اجازه ندهد علایق یا مخالفتهای شخصی، جایگزین شواهد و حقایق موجود شوند.
در حال حاضر که سرعت انتشار اطلاعات در فضای مجازی فرصت راستیآزمایی را به شدت کاهش داده، پایبندی به این اصول ضرورتی حیاتی است. روزنامهنگاری مسئولانه باید میان خبر و تحلیل، روایت و واقعیت، و سادهنویسی و سادهانگاری، تمایز قائل شود.
زبان روشن بخشی از همین مسئولیت است؛ چرا که هدف روزنامهنگاری افزودن بر ابهام نیست، بلکه کمک به فهم عمیقتر مسائل است.
تجربه ۳۷ سال فعالیت روزنامهنگاری و انتشار بیش از ۵۰۰ یادداشت تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در مطبوعات کشوری و استانی صاحب این قلم نشان میدهد که ارزش یک نوشته، تنها در تعداد خوانندگان یا حجم مطالب آن نیست؛ چرا که گاه یک یادداشت اگر دقیق و مستند باشد، ماندگاری بیشتری نسبت به دهها صفحه مطلب شتابزده خواهد داشت به ویژه در حوزه تاریخ و فرهنگ محلی شمال ایران، هر نوشته، قطعهای کوچک از پازلی است که آیندگان برای شناخت گذشته به آن نیاز خواهند داشت.
qubbat@yahoo.com
دیدگاهتان را بنویسید