جمعه / ۲۲ خرداد / ۱۴۰۵
×
باز باران خبر/ یکی از پرسش‌های مهم پس از تشدید درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله لبنان این بود که چرا جمهوری اسلامی ایران با وجود حمایت راهبردی از حزب‌الله مستقیماً وارد جنگ نشد؟
چرا ایران برای حمایت از لبنان مستقیماً وارد جنگ با اسرائیل نشد؟
  • کد نوشته: 44932
  • منبع: باز باران خبر
  • سه‌شنبه 9 ژوئن 2026
  • 36 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ یکی از پرسش‌های مهم پس از تشدید درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله لبنان این بود که چرا جمهوری اسلامی ایران با وجود حمایت راهبردی از حزب‌الله مستقیماً وارد جنگ نشد؟

    پاسخ به این سؤال را باید نه در سطح شعارهای سیاسی، بلکه در منطق تصمیم‌گیری دولت‌ها و محاسبات امنیت ملی جستجو کرد.

    نخست باید توجه داشت که اگرچه حزب‌الله نزدیک‌ترین متحد منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود، اما ایران و حزب‌الله یک موجودیت واحد نیستند. حزب‌الله در کنار ماهیت نظامی و امنیتی خود بخشی از ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان نیز به شمار می‌رود و در چارچوب نظام سیاسی این کشور فعالیت می‌کند. لذا از منظر حقوقی و راهبردی، حمله به حزب‌الله الزاماً معادل حمله به خاک ایران تلقی نمی‌شود و بسیاری از پژوهشگران روابط بین‌الملل از جمله آگوستوس ریچارد نورتون در کتاب “حزب‌الله: یک داستان کوتاه”، بر این نکته تأکید کرده‌اند که حزب‌الله هرچند پیوندهای عمیقی با تهران دارد، اما در نهایت بازیگری لبنانی است.

    دومین عامل نگرانی از گسترش جنگ به سطح منطقه‌ای بود. ورود مستقیم ایران به جنگ می‌توانست معادله درگیری را از یک نبرد محدود میان اسرائیل و حزب‌الله به یک جنگ فراگیر منطقه‌ای تبدیل کند. در چنین سناریویی، احتمال ورود مستقیم ایالات متحده آمریکا و سایر بازیگران منطقه‌ای نیز افزایش می‌یافت. تجربه جنگ‌های عراق، سوریه و یمن نشان داده است که آغاز درگیری‌های گسترده آسان‌تر از پایان دادن به آن‌هاست و هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی آن‌ها می‌تواند سال‌ها ادامه یابد. گزارش‌های منتشرشده توسط ICG (اندیشکده گروه بین‌المللی بحران) نیز بارها نسبت به خطر سرایت درگیری‌های لبنان به کل منطقه هشدار داده‌اند.

    در این میان، مفهوم «بازدارندگی» جایگاه ویژه‌ای در محاسبات راهبردی ایران دارد. بازدارندگی صرفاً به معنای استفاده از قدرت نظامی نیست، بلکه به معنای حفظ توانایی پاسخ‌گویی در زمان مناسب نیز هست. از نگاه تهران، ورود مستقیم به جنگ می‌توانست بخش مهمی از ظرفیت‌های بازدارنده‌ای را که طی دهه‌های گذشته ایجاد شده، در مدت کوتاهی مستهلک کند. در ادبیات راهبردی، حفظ ظرفیت برای آینده گاه ارزشمندتر از مصرف آن در یک بحران مقطعی تلقی می‌شود. این منطق را می‌توان در آثار نظریه‌پردازانی مانند نیز مشاهده کرد که بازدارندگی را بیش از آنکه مبتنی بر استفاده از قدرت بدانند، مبتنی بر قابلیت استفاده از آن در زمان مناسب تعریف می‌کنند.

    عامل مهم دیگر، وضعیت داخلی لبنان بود. لبنان کشوری با ساختار سیاسی مبتنی بر تقسیم قدرت میان طوایف مختلف است؛ رئیس‌جمهور باید مسیحی مارونی، نخست‌وزیر سنی و رئیس پارلمان شیعه باشد. در چنین ساختاری، هر تحول امنیتی می‌تواند مستقیماً بر توازن سیاسی و اجتماعی کشور اثر بگذارد. علاوه بر این، لبنان از سال ۲۰۱۹ با یکی از شدیدترین بحران‌های اقتصادی جهان روبه‌رو بوده است. بر اساس گزارش‌های بانک جهانی، بحران اقتصادی لبنان در زمره شدیدترین بحران‌های مالی جهان از اواسط قرن نوزدهم تاکنون قرار گرفته است. سقوط ارزش پول ملی، بحران بانکی، انفجار بندر بیروت و خسارت‌های ناشی از درگیری‌های اخیر، شرایطی ایجاد کرده که بسیاری از بازیگران لبنانی نسبت به گسترش جنگ هشدار داده‌اند.

    در نهایت، باید به ملاحظات اقتصادی و ژئوپلیتیکی نیز توجه کرد. هرگونه جنگ گسترده در خاورمیانه می‌تواند بازار انرژی، تجارت دریایی، سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. برای کشوری که سال‌ها تحت فشار تحریم‌های اقتصادی قرار داشته، ورود به یک جنگ فراگیر می‌توانست هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد.

    بنابراین، تصمیم ایران برای عدم ورود مستقیم به جنگ را باید حاصل مجموعه‌ای از عوامل دانست: حفظ منافع ملی، جلوگیری از گسترش جنگ، توجه به شرایط شکننده لبنان، حفظ توان بازدارندگی و مدیریت هزینه‌های اقتصادی و امنیتی. در این چارچوب، تهران ترجیح داد از ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک و حمایت‌های غیرمستقیم بهره بگیرد. از منظر راهبردی، هدف اصلی نه صرفاً حمایت از متحدان، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری جنگی بود که می‌توانست کل خاورمیانه را وارد بحرانی گسترده و غیرقابل پیش‌بینی کند.

    امیرحسین جلالی- کارشناس سیاسی و پژوهشگر روابط بین‌الملل

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *