باز باران خبر/ “دریای خزر” بزرگترین پهنه آبی بسته جهان امروز در آستانه یکی از جدّیترین بحرانهای زیستمحیطی تاریخ خود قرار گرفته است. کاهش مستمر تراز آب این دریا دیگر یک هشدار علمی صرف نیست بلکه واقعیتی ملموس است که آثار آن در بنادر، شیلات، اکوسیستمهای ساحلی و زندگی میلیونها نفر از ساکنان منطقه دیده میشود.
بر اساس آمار رسمی جمهوری آذربایجان در مهرماه ۱۴۰۴ سطح آب دریای خزر طی چهار سال اخیر ۲۴ سانتیمتر سالانه کاهش یافته و کارشناسان هشدار دادهاند که تداوم این روند میتواند به آشکار شدن حدود ۹۳ هزار کیلومتر مربع خشکی در بستر دریا شود؛ رُخدادی که ابعاد آن فراتر از یک بحران محیطزیستی و در حدّ یک تحول ژئوپلیتیکی و اقتصادی خواهد بود.
پیشبینیهای علمی نیز چندان امیدوارکننده نیست. بسیاری از مدلهای اقلیمی نشان میدهند که تا پایان قرن حاضر ممکن است سطح آب خزر بین ۹ تا ۱۸ متر کاهش یابد. افزایش دمای هوا، کاهش بارشها، تغییر الگوهای جوی و کاهش آورد رودخانههای تغذیهکننده، بهویژه رودخانه ولگای روسیه از مهمترین عوامل این روند شناخته میشوند.
بخش شمالی خزر که عمقی کمتر از پنج متر دارد، بیش از سایر مناطق در معرض آسیب است؛ بهگونهای که حتی کاهش محدود سطح آب میتواند بخشهای وسیعی از آن را به خشکی تبدیل کند.
پیامدهای این وضعیت تنها به محیط زیست محدود نمیشود. بنادر تجاری کشورهای ساحلی با کاهش عمق آب و افزایش هزینههای لایروبی روبهرو هستند. کاهش قابلیت پهلوگیری کشتیها میتواند تجارت منطقهای و مسیرهای ترانزیتی را تحت تأثیر قرار دهد. در بخش شیلات نیز تغییر شوری و دمای آب، تخریب زیستگاههای طبیعی و کاهش مناطق تخمریزی، آینده ذخایر آبزیان ارزشمند خزر، بهویژه ماهیان خاویاری را با تهدید مواجه کرده است.
از منظر محیط زیستی، شرایط نگرانکنندهتر است. روند کاهش سطح آب از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز شده و اکنون آثار آن بر زیستگاه پرندگان مهاجر، تالابهای ساحلی و تنوع زیستی منطقه آشکار است. افزون بر این مطالعات نشان میدهد که کاهش حدود 5/2 متری سطح آب میتواند به تشدید فرونشست زمین در برخی مناطق ساحلی منجر شود؛ پدیدهای که خود تهدیدی جدّی برای زیرساختها و سکونتگاههای انسانی به شمار میرود.
البته همه مسئولیت ها را نباید متوجه دولتهای ساحلی دانست. بخش قابل توجهی از این بحران ریشه در تغییرات اقلیمی جهانی دارد؛ پدیدهای که خارج از کنترل مستقیم کشورهای منطقه است. اما این واقعیت نباید بهانهای برای انفعال باشد. مشکل اصلی آن است که کشورهای ساحلی تاکنون نتوانستهاند سازوکاری منسجم، دائمی و مؤثر برای مدیریت مشترک بحران خزر ایجاد کنند. همکاریها بیشتر مقطعی و پراکنده بوده و هنوز یک نظام جامع پایش، تبادل داده و برنامهریزی منطقهای شکل نگرفته است.
اکنون زمان عبور از هشدار به اقدام است. تشکیل مرکز مشترک پایش تغییرات اقلیمی خزر، تبادل مستمر دادههای هیدرولوژیک و هواشناسی، تدوین برنامه منطقهای سازگاری بنادر با کاهش تراز آب، حفاظت از تالابها و زیستگاههای حساس، مدیریت علمی منابع آب در حوضههای آبریز و سرمایهگذاری مشترک در پژوهشهای اقلیمی از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از آثار این بحران را کاهش دهد.
همچنین لازم است کشورهای ساحلی موضوع خزر را در مجامع بینالمللی محیط زیستی با جدّیت بیشتر مطرح کنند تا از ظرفیتهای جهانی برای مقابله با پیامدهای تغییر اقلیم بهره ببرند.
دریای خزر تنها یک پهنه آبی نیست؛ سرمایه مشترک، میراث طبیعی و ستون مهم اقتصاد منطقه است. هر سانتیمتر کاهش سطح آب این دریا پیام روشن فرصت برای اقدام محدود است را با خود دارد. اگر امروز همکاری و برنامهریزی جایگزین تعلل و پراکندگی نشود، فردا هزینههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی این بحران بسیار سنگینتر از آن خواهد بود که بتوان به آسانی جبران کرد.
qubbat@yahoo.com
دیدگاهتان را بنویسید