باز باران خبر/ تصویب قطعنامه محدودسازی اختیارات جنگی دونالد ترامپ در مجلس نمایندگان آمریکا را نباید صرفاً یک اختلاف حقوقی میان کنگره و کاخ سفید تلقی کرد. اگرچه این اقدام در چارچوب قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ تعریف میشود، اما در سطحی عمیقتر بازتابدهنده یک منازعه راهبردی درون ساختار قدرت ایالات متحده درباره نحوه استفاده از قدرت نظامی در شرایط جدید نظام بینالملل است.
پس از جنگ ویتنام، کنگره تلاش کرد با تصویب قانون اختیارات جنگی، بخشی از کنترل تصمیمگیری درباره جنگ را از کاخ سفید بازپس گیرد. با این حال طی پنج دهه گذشته تقریباً تمامی رؤسای جمهور آمریکا، فارغ از گرایش حزبی، این قانون را محدودکننده اختیارات فرمانده کل قوا دانستهاند. به همین دلیل منازعه میان رئیسجمهور و کنگره بر سر مسئله جنگ به یکی از ویژگیهای پایدار سیاست آمریکا تبدیل شده است.
اما اهمیت رخداد اخیر در شرایط ژئوپلیتیکی کنونی نهفته است. آمریکا برخلاف دهه ۱۹۹۰ یا حتی سالهای ابتدایی قرن بیستویکم دیگر با محیطی تکقطبی مواجه نیست. ظهور چین به عنوان یک رقیب راهبردی، بازگشت روسیه به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ، بحرانهای اقتصادی داخلی و افزایش بدهیهای دولت فدرال، موجب شده بخشی از نخبگان آمریکایی نسبت به گسترش تعهدات نظامی در مناطق فرعی محتاطتر شوند.
در چنین شرایطی پرونده ایران صرفاً یک مسئله امنیتی نیست. هرگونه رویارویی گسترده با تهران میتواند به بیثباتی در خلیج فارس، اختلال در بازار انرژی و درگیر شدن آمریکا در یک بحران بلندمدت منطقهای منجر شود. مسئلهای که از نگاه بسیاری از نمایندگان کنگره با اولویتهای کلان راهبردی واشنگتن همخوانی ندارد.
در واقع مخالفان گسترش اختیارات جنگی ترامپ بر این باورند که منابع آمریکا باید برای رقابتهای تعیینکنندهتر حفظ شود. از نگاه آنان چالش اصلی آینده آمریکا نه در خاورمیانه بلکه در رقابت با چین بر سر شکلدهی نظم آینده جهان قرار دارد؛ بنابراین ورود به یک جنگ پرهزینه جدید میتواند تمرکز و ظرفیت راهبردی واشنگتن را تضعیف کند.
در مقابل حامیان رئیسجمهور استدلال میکنند که محدود سازی اختیارات فرمانده کل قوا، توان بازدارندگی آمریکا را کاهش میدهد. از دید آنان تهدیدهای امنیتی نیازمند واکنش سریع هستند و وابسته کردن هر اقدام نظامی به فرآیندهای طولانی سیاسی، انعطافپذیری قدرت آمریکا را کاهش خواهد داد.
با این حال آنچه این روزها در واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه نزاعی میان جنگ و صلح باشد، رقابتی بر سر مدیریت قدرت است. هر دو طرف بر ضرورت حفظ جایگاه جهانی آمریکا توافق دارند، اما درباره نحوه استفاده از قدرت نظامی اختلاف نظر دارند.
از این منظر رأی اخیر کنگره علیه اختیارات جنگی ترامپ را میتوان نشانهای از افزایش تمایل بخشی از نخبگان آمریکایی به مدیریت محافظهکارانهتر منابع قدرت دانست؛ رویکردی که بر اجتناب از جنگهای فرسایشی و تمرکز بر رقابتهای راهبردی بزرگتر تأکید دارد.
به همین دلیل اهمیت این رخداد فراتر از شخص ترامپ یا حتی پرونده ایران است. این مناقشه در واقع بازتاب بحث بزرگتری درباره آینده قدرت آمریکا در جهان و چگونگی استفاده از آن در عصر گذار از نظم تکقطبی به نظم پیچیدهتر کنونی محسوب میشود.
امیرحسین جلالی – کارشناس سیاسی و پژوهشگر روابط بینالملل
دیدگاهتان را بنویسید