یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
تالاب انزلی پشتوانه موفقیت قایقرانان گیلانی است
پیمان قویدل، دارنده مدال برنز کایاک دونفره ۵۰۰ متر بازی های آسیایی؛

تالاب انزلی پشتوانه موفقیت قایقرانان گیلانی است

بهره‌برداری از کتابخانه سیار در آینده نزدیک
افتتاح کتابخانه فرهنگ لنگرود؛

بهره‌برداری از کتابخانه سیار در آینده نزدیک

باز باران خبر/ طبق گفته مسعود نیلی (اقتصاددان) در کشورمان حدود ۱۲ میلیون نفر جوان زندگی می‌کنند که نه در حال تحصیل‌ و نه شاغل هستند...
دوازده میلیون جوان ایرانی در انتظار آینده
  • کد نوشته: 43808
  • منبع: باز باران خبر
  • دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
  • 111 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ طبق گفته مسعود نیلی (اقتصاددان) در کشورمان حدود ۱۲ میلیون نفر جوان زندگی می‌کنند که نه در حال تحصیل‌ و نه شاغل هستند؛ این یعنی تقریباً ۱۴ درصد جمعیت کشور در تمام ساعات شبانه‌روز فعالیت اقتصادی یا آموزشی مشخصی ندارند؛ رقمی که اگر به‌درستی درک شود، باید زنگ خطر را در همه سطوح سیاست‌گذاری به صدا درآورد.
    البته این فقط یک شاخص آماری نیست؛ تصویری از نسل در تعلیق است. در کشوری که سال‌ها از پنجره جمعیتی به‌ عنوان فرصتی طلایی سخن گفته می‌شود، چگونه ممکن است چنین سهم بزرگی از جمعیت عملاً بیرون از چرخه آموزش و تولید قرار گرفته باشد؟
    دوازده میلیون جوان که صبح با انگیزه کار از خانه خارج نمی‌شوند و شب با دغدغه امتحان به خانه باز نمی‌گردند. جامعه‌ای که نتواند برای این جمعیت نقش تعریف کند در حقیقت در متن خود حاشیه‌ای گسترده تولید می‌کند و واقعیت تلخ اینکه بازار کار عملاً به روی جوانان قفل شده است.
    طی شش سال تنها حدود ۲۰۰ هزار شغل خالص ایجاد شده؛ رقمی که حتی پاسخگوی ورودی یک‌ساله به بازار کار نیست. معنای روشن این عدد آن است که اقتصاد ایران توان جذب نسل جدید را از دست داده و تا زمانی که رُشد اقتصادی پایدار شکل نگیرد، سرمایه‌گذاری جان نگیرد و نا اطمینانی بر تصمیم‌گیری‌ها سایه بیفکند، نتیجه چیزی جز تداوم رکود در اشتغال نخواهد بود. اما این بحران صرفاً اقتصادی نیست؛ ابعاد اجتماعی و روانی آن به‌ مراتب عمیق‌تر است. بیکاری طولانی‌مدت به فرسایش هویت اجتماعی می‌انجامد. جوانی که نه در دانشگاه جای دارد و نه در محیط کار به‌ تدریج احساس تعلق خود را به جامعه از دست می‌دهد و از همینجا فاصله میان نارضایتی اقتصادی و بی‌ثباتی اجتماعی کوتاه می‌شود.
    تجربه اعتراضات دی‌ ماه ۱۴۰۴ نشان داد که بستر اقتصادی راکد می‌تواند به‌ سرعت به نا آرامی اجتماعی بدل شود؛ جامعه‌ای با ۱۲ میلیون جوانِ بی ‌چشم‌انداز، نمی‌تواند نسبت هشدار دهنده میان بیکاری و بی‌قراری را نادیده بگیرد.
    پیامدهای این وضعیت تنها به خیابان و اعتراض محدود نمی‌شود؛ سرمایه اجتماعی نیز به‌ آرامی تحلیل می‌رود. کاهش امید به آینده، اُفت مشارکت مدنی، تعویق ازدواج و تشکیل خانواده و گسترش مهاجرت نیروهای جوان همگی نشانه‌های جامعه‌ای هستند که از ظرفیت انسانی خود بهره نمی‌گیرد و هر سال تعلل در حلّ این مسئله شکاف میان نسل جوان و ساختار رسمی را عمیق‌تر می‌کند و هزینه بازسازی اعتماد را افزایش می‌دهد.
    تعبیر «انبار باروت» درباره این نسل اغراق‌ آمیز نیست؛ اما پرسش مهم‌تر اینکه چرا باید بزرگ‌ترین سرمایه انسانی کشور به تهدید تبدیل شود؟ مسئله در خود جوانان نیست، بلکه در ساختاری است که از رُشد بازمانده، سرمایه‌گذاری را نا امن می‌کند و میان آموزش و نیازهای واقعی بازار کار پلی نمی‌زند.
    راه‌حل هرچند دشوار ولی روشن است. بدون بازگشت به رُشد اقتصادی پایدار، بدون کاهش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی، بدون میدان‌دادن به بخش خصوصی و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط اشتغال گسترده و پایدار ایجاد نخواهد شد. طرح‌های مقطعی و وام‌های کوتاه‌ مدت تنها مُسکن‌اند، نه درمان! کشور نیازمند تصمیمی بزرگ برای فعال‌سازی اقتصاد است؛ تصمیمی که اشتغال جوانان را به اولویت نخست سیاست‌گذاری تبدیل کند، نه پیوستی فرعی و حاشیه‌ای.
    نسلی که امروز در حاشیه ایستاده، فردا تعیین‌کننده مسیر کشور خواهد بود؛ این نسل می‌تواند موتور توسعه یا حامل خشم انباشته باشد.
    انتخاب با سیاست‌گذاران است یا برای این ۱۲ میلیون جوان نقش و آینده تعریف کنند یا خود را برای پرداخت هزینه‌های اجتماعی تعلیق یک نسل آماده سازند؛ زمان تردید گذشته است.

    qubbat@yahoo.com

    نوشته های مشابه
    تورم؛ فرسایش آرام زندگی
    یادداشت/ رسول سعیدی زاده

    تورم؛ فرسایش آرام زندگی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *