یکشنبه / ۲۹ شهریور / ۱۴۰۵
×
امضای تفاهم‌نامه تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی میان آبفای گیلان و بانك ملت
با هدف تسريع در اجراي پروژه احداث تأسيسات تصفيه خانه فاضلاب لنگرود محقق شد؛

امضای تفاهم‌نامه تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی میان آبفای گیلان و بانك ملت

یادداشت/ سید عبدالباقی اسحاقی

مدیرانی که مطالعه نمی‌کنند!

باز باران خبر/ مطالعه یکی از نیازهای مهم و اساسی برای هر مدیری است که می خواهد هم سازمانش موفق باشد و هم در داخل اداره، نهاد، شرکت یا سازمان تحت امرش خویشتن را به عنوان فردی موفق در امر مدیریت به همکارانش و افراد زیرمجموعه نشان دهد.
مدیرانی که مطالعه نمی‌کنند!
  • کد نوشته: 40115
  • منبع: باز باران خبر
  • دوشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۴
  • 182 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ مطالعه یکی از نیازهای مهم و اساسی برای هر مدیری است که می خواهد هم سازمانش موفق باشد و هم در داخل اداره، نهاد، شرکت یا سازمان تحت امرش خویشتن را به عنوان فردی موفق در امر مدیریت به همکارانش و افراد زیرمجموعه نشان دهد.

    مطالعه مفید: مطالعه ای که از آن سخن می گوییم شامل خواندن منظم و فهم دقیق مطالبی است که مفید، دانش افزا، تجربه ساز، پویا و به روز باشد که او را از افتادن در گرداب هولناک اشتباهات مدیریتی، عجله در تصمیم گیری، عدم احساس احتیاج به مشورت با افراد قویتر و نیز بی نیازی از تعامل فکری و عملیاتی با همکاران دارای تجربه کاری موفق، علاقه به شنیدن تملق و چاپلوسی از اطرافیان و فرار از فراگیری دانش های مورد نیاز حفظ کند.

    برتری معنوی: در زمان ما این مطلب یک امر بدیهی است که مطالعه نوعی برتری معنوی است و انسان اهل خواندن، فردی اهل معنا و سرشار از فضیلت است؛ زیرا علاقه به مطالعه کتاب و پژوهش به طور غیرمستقیم پذیرش ناترازی علمی به شمار آمده و شخص را تشویق می کند که به دنبال کسب آگاهی و علم برود به خصوص اگر آن فرد دارای مسئولیت اجتماعی و سازمانی نیز باشد.

    بر اساس این بیان، افرادی که با کتاب و مطبوعات میانه ای نداشته ولی خودشان را آگاه به همه چیز دانسته و احساس می کنند نیازی به مطالعه ندارند، نادانی خود را

    در جامعه و در موارد گوناگون ـ مانند مصاحبه ها و سخنرانی ها ـ به نمایش می گذارند.

    نیاز مبرم: نکته قابل تأمل این است که مطالعه علاوه بر ایجاد برتری معنوی یک نیاز مبرم مدیریتی است و فردی که در هر سازمان ـ چه دولتی و چه خصوصی ـ دارای مسئولیتی کوچک یا بزرگ است، ناگزیر باید به دنبال بهترین دانسته ها در محدوده کاری خویش باشد و بداند که مدیریت، نیازمند بافرهنگ بودن است و بخش عمده ای از بافرهنگ بودن به وسیله مطالعه مستمر حاصل می‌شود و هرچه مقام و مسئولیت مدیر مذکور بالاتر می رود، نیاز او به آگاهی عمیق تر افزایش می یابد.

    اصولا مدیری که بافرهنگ نباشد، شایسته تصدی مدیریت یک اداره یا سازمان نیست؛ هرچند که طبق روال معمول با پارتی بازی، روابط گروهی و حمایت افراد خاص روی کار آمده باشد. چون وقتی که مطالعه نمی کند و یا حال خواندن ندارد به سادگی دچار اشتباه و خطا می‌شود و به این دلیل که دنبال یادگیری نیست، مرتب بر اشتباهاتش افزوده می گردد.

    بیگانه با کتاب: امروزه یکی از مشکلات بعضی مدیران ایرانی در سطح کشوری و استانی این است که یا اصلا کتاب نمی خوانند و هیچگاه مطالب نشریات کشوری و محلی را نمی بینند یا اینقدر سطح مطالعه شان اندک است که با همان «نخواندن» برابری می کند و به تعبیر بهتر، بیگانه با کتاب هستند.

    برخی از آن ها نیز ـ که احتمالا تعدادشان کم هم نیست ـ فکر می کنند که دوره کتابخوانی دیگر سپری شده و وقت گذاشتن برای مطالعه، کاری بی فایده و تلف کردن زمان است و استفاده از شبکه های اجتماعی در اینترنت و بهره گیری از هوش مصنوعی را جایگزین آن می دانند.

    مقاومت در برابر مطالعه: طی سال های گذشته مدیرانی را دیده ام که سال ها بود که حتی کتابی را ورق

    نزده و هنگام بیان مطالب در جلسات مهم اداری، خزانه لغات ذهن شان به حدی محدود بود که در به کارگیری کلمات و جملات مناسب در هنگام تبیین منظور خویش، دچار مشکل می شدند ولی باز هم همچنان در برابر کتاب خوانی و مطالعه، مقاومت می کردند.

    مدیران آسیب رسان: متاسفانه بی سوادی یا کم سوادی چنین مدیرانی در سطح کلان و شهری یا سطحی و زرد بودن دانسته هایشان به حال و آینده کشور و شهروندان به شدت آسیب زده و می زند و هم سازمان متبوع آنان را به سوی نابودی می برد و به یک موجود خنثی تبدیل می کند که بود یا نبودشان مساوی است و حتی اگر روزگاری در سازمان دیگری ادغام شوند به جایی بر نمی خورد و چه بسا سبب می شود که کارها بهتر به پیش برود.

    مدیران موبایلی : چنین مدیرانی همیشه چشمشان به صفحات موبایل دوخته شده و اطلاعات خود را

    از گروه های مجازی که در آن ها عضو هستند می گیرند و آدم های به شدت سطحی، دهن بین، ولنگار و راحت طلبی هستند.

    این گونه مسئولین خبرهای نشریات استانی و مقالات تولیدی آن را نمی خوانند و ترجیح می دهند که انتقادات شان را نبینند و اگر هم ناچار شوند روزی صفحات نشریه ای را بخوانند دلشان می خواهد که صرفا تعریف و تمجید از آنان باشد و کسی به آن ها ایرادی نگیرد یا این که همیشه به دنبال «رپرتاژآگهی» مربوط به سازمان خود هستند.

    البته در سال های اخیر برخی از مدیران و حتی بعضی از نمایندگان مجلس به سوی حمایت از نشریات خاص و یا گرفتن امتیاز نشریه یا پایگاه اطلاع رسانی رفته اند تا از ابزار رسانه ای هم برخوردار باشند که به تعریف و تمجید از عملکرد آنان بپردازد که این خود یک آفت و آسیب بسیار جدی برای کلیه مسئولین است.

    کلانشهر رشت: اکنون شاید به عنوان یک مصداق بتوان برخی مدیران شهر رشت را مثال زد که کاری به بلبشوی مدیریت شهری ندارند و اصلا گویا نمی بینند که در این شهر مسافرپذیر، هر شهروندی هر کاری که دلش خواست انجام می دهد و عملا تابع هیچ مقرراتی نیست و به تعبیر دیگر شاهد نوعی بی نظمی افسارگسیخته هستیم که به شکل یک امر عادی و پذیرفته شده درآمده است.

    بازار رشت: به عنوان نمونه می توان از بازار و معابر عمومی رشت نام برد که هیچ مدیری در فکر ساماندهی آن نیست و به همین دلیل کلیه مغازه داران کالاهای خود را در مسیر راه مردم پیاده و خودروها انباشته کرده و فضای باز که متعلق به همه شهروندان است را با داخل محل کسب و کارشان اشتباهی گرفته اند یا دست فروشان مختلف در پیاده روهای اکثر خیابان ها، میز و صندلی و بساط کباب کثیف و دود و دم… به راه انداخته و هیچ سازمانی هم زیبایی بصری شهری برایش مهم نیست.

    هشدار رسانه ای: شایسته یادآوری است که رسانه ها ـ شامل مطبوعات استانی و شهری ـ طی سالیان ماضی، کارشان را در زمینه هشدار به مدیران مربوطه انجام داده و مقالات انتقادی و خیرخواهانه متعددی ـ همانند این یادداشت ـ به چاپ رسانده یا در فضای مجازی منتشر کرده و می کنند، اما مدیری را نیافته اند که آن ها را بخواند، ترتیب اثر بدهد و به دنبال زیباسازی شهر و آسایش مردم باشد.

    به راستی وقتی ما چنین مسئولینی ـ با ویژگی های یاد شده ـ داریم از مردم عادی کف جامعه چه انتظاری می توان داشت؟!

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *