سعدی شیرین سخن در یکی از اشعارش میفرماید: “باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شور بوم خس”…
حالا این بیت شعر جناب سعدی حکایتش به شهر رشت و استان خودمان گیلان بر می گردد؛ بدین صورت که برف و باران که از جمله نعمت های خدادادی است برای همه موجودات روی کره زمین موهبتی وصف ناپذیر می باشد ولی برای مردم شهر رشت نقمت، سختی، بدبختی و مشکلات شهری را در پی دارد و بعد از چند ساعت باریدن آبگرفتگی در خیابان ها بیداد میکند و انگار مدیریت شهری هیچ اندیشی برای دفع آب های سطحی نداشته و مردم استان و خصوصا شهروندان رشتی باید آبگرفتگی های مداوم را همچنان تحمل کنند و…
متاسفانه آسفالت خیابان ها و معابر شهری بدون در نظر گرفتن خروجی آب های سطحی و همچنین نبود شیب مناسب برای هدایت آن و مسطح نبودن آسفالت هنگام ریختن در معابر باعث جمع شدن آب بر روی اکثر آسفالت های شهر شده و رانندگان و عابرین پیاده هر دو از عدم نظارت مسئولان شهری بر حسن انجام این کار گله مند هستند.
جمع شدن آب های سطحی ناشی از بارش های جوی بر روی آسفالتی که تنها چند روز است با پول بیت المال انجام شده بیانگر چیست و با توجه به اینکه سالهاست که این روند اشتباه ادامه داشته و دارد و همه شهروندان از کیفیت و عمر مفید و همچنین غیر مسطح بودن آسفالت های ریخته شده ناراضی هستند، چرا در اجرای پروسه آسفالت کوچه و خیابان های شهر مدیریت مدبرانه، کارشناسانه و دقت نظر نمی شود؟
حداقل برای اینکه از نحوه مناسب اجرای آسفالت اطمینان حاصل شود، بهتر است پول پیمانکاران بعد ازحدودا شش ماه و پس از بررسی و دقت لازم و در صورت استاندار بودن نحوه آسفالت پرداخت گردد!
شوربختانه در شهر ما انگار همه چیز مثل هم است و در امور دیگر مثل ورزش، فرهنگ و… هم انگار چندان دقت نظری نمی شود.
در همین موضوع اگر به فوتبال و تیم های فوتبال شهر رشت توجه کنیم، میبینیم که آنجا هم همینگونه است و چاله و چوله های فراوانی در آن وجود دارد!
حدود ۱۰۰ مدرسه فوتبال و بسیاری کلاس های خصوصی آموزش فوتبال که تمام هزینه ها از جمله کرایه زمین، خرید لباس و البسه ورزشی، هزینه زمین تمرین، کرایه سرویس رفت و برگشت به تمرینات و مسابقات، هزینه تغذیه، هزینه مسابقات و حقوق مربی، سرمربی، کمک مربی، تدارکات، سرپرست تیم و… بیمه بازیکن و همچنین پولی که باید ماهیانه برای صاحب مدرسه فوتبال بماند، همه و همه را باید خانواده ها بپردازند! البته کار به همین جا ختم نمی شود و در برخی مدارس اگر خانواده ای تصمیم داشته باشد فرزندش در تیم بصورت بازیکن اصلی و فیکس بازی کند، باید برای آن هم جداگانه پول پرداخت کند!
اینگونه مدارس بالاترین ضررش سوختن بازیکنی است که خانواده اش تمکن مالی ندارد و بالاترین ضرر هم این که اینگونه مدارس در چند سال گذشته نتوانسته اند نسبت به پرورش بازیکن با استعداد همت نموده و با تزریق آنان به فوتبال بی رمق رشت کمک نمایند تا فوتبال این شهر دوبار اوج بگیرد!
دو تیم رشتی داماش و سپیدرود که میتوانند با ایجاد آکادمی و ایجاد تشکیلات مناسب با استفاده از افراد مجرب قدم موثری در این زمینه بردارند متاسفانه خودشان دچار روز مره گی شده و در حال غرق شدن در دریای پرتلاطم فوتبال کشور بوده و از سطح باشگاهی به سطح تیم محلات نزول نموده و در مسابقات کشوری به زنگ تفریح سایر تیم ها تبدیل شدهاند!
جالب است بدانید این دو تیم در حال حاضر تیم های پایه خود را به افرادی خارج از باشگاه واگذار نموده اند؛ حال تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!
این حالت در فوتبال شهر رشت با آسفالت غیر استاندارد سطح خیابان های رشت همراه با چاله و چوله های فراوان شباهت های بسیاری دارد که این روزها همشهریان از هر دو گله مند هستند و البته در کوتاه مدت امیدی هم به بهبود امور و رسیدگی به آنها وجود ندارند!
دیدگاهتان را بنویسید