باز باران خبر: وحید هاشمیان نامی که سالها مترادف با “شخصیت” و “حرفهایگری” در فوتبال ایران بوده، این روزها در کانون بحرانی قرار گرفته که بیش از آنکه فنی باشد، ریشه در ساختار و فرهنگ غالب بر فوتبال کشور دارد. هاشمیان که به گواه بسیاری از اهالی فن و رسانه با فاصلهای قابل توجه بااخلاقترین بازیکن و سپس مربی فوتبال ایران محسوب میشود در اولین تجربه جدی خود به عنوان سرمربی پرسپولیس نتایجی کسب کرده که چندان به مذاق هواداران این تیم خوش نیامده است. اما آیا ناکامی احتمالی صرفاً به عملکرد فنی باز میگردد؟
کارنامه درخشان هاشمیان در بالاترین سطح فوتبال اروپا به ویژه سالها حضور در بوندسلیگا – که مهد نظم، قانونمندی و تمدن ورزشی است – و کسب مدارج عالی مربیگری در آلمان از او یک سرمربی با متد علمی و ساختارمند ساخته است؛ انتظاری که از او میرفت تزریق همین نظم و قانون به یکی از بزرگترین باشگاههای ایران بود. اما گویا فوتبال داخلی ما نه تنها پذیرای “قانونمند” نیست بلکه به “قاعدهمندی” خو گرفته است؛ قواعدی که تار و پود آن را سیاستزدگی، فساد، رانت و بازیهای پشت پرده تشکیل داده است.در چنین فضایی جایی که موفقیت در گرو “شناخت قواعد نانوشته” و “همگام شدن با جریانهای خارج از زمین” است، مربیانی که اصرار به کار پاک، علمی و بر مبنای اصول دارند، اغلب به مانعی بر سر راه منافع نامشروع تبدیل میشوند. برای درک بهتر شرایط کافی است مقایسه ای تلخ صورت پذیرد! تصور کنید در این فضای آلوده چه کسی شانس موفقیت بیشتری دارد؟ مربی قانونمدار و با دانش آکادمیک مانند وحید هاشمیان، یا مربیانی که شاید فاقد مدارج بالا اما متخصص در “قواعد پشت پرده” و “مدیریت جو رسانهای و هیجانی” هستند؟
پاسخ به این سوال تلخترین واقعیت فوتبال ما را عیان میسازد؛ این فوتبال جای مربیان با شخصیت و با دانش نیست! خطرناکترین پیامد کنار گذاشتن مربیان با اصولی مانند وحید هاشمیان و محرم نویدکیا (که او نیز به دلیل ایستادگی بر اصول اخلاقی و فنی خود در معرض فشار قرار گرفت) نه تنها به نفع فوتبال ملی و باشگاهی ما نیست، بلکه فضا را برای رشد قارچگونه و تسلط مربیانی فراهم میسازد که میتوانند با قواعد فاسد حاکم بر فوتبال ایران همسو شوند. این روند به معنای اخراج “اخلاق و قانون” از نیمکتهای مربیگری تیمهای بزرگ است و تضمین میکند که مربیانی که منافع شخصی و تسلیم به قواعد بازی را بر اصول حرفهای ترجیح میدهند به سادگی و بدون هیچ مانعی در این فوتبال به قدرت برسند.
اگر قرار است هر تفکر پاک و علمی به دلیل عدم آشنایی با لابیها و زد و بندها کنار زده شود، آینده فوتبال ایران بیش از پیش در تاریکی فرو خواهد رفت. فوتبال ما نیازمند شجاعت، حمایت و فرصت جدادن به امثال هاشمیان است تا قانون در نهایت بر قاعده پیروز شود.
دیدگاهتان را بنویسید