باز بازان خبر/ کشور عزیزمان ایران طی ادوار تاریخ و سالیان گذشته بسیاری از بخش های مهم جغرافیایی، شهرها، ولایات و استان های خود( مثل استان بحرین در جنوب و شهرهای باکو و نخجوان و… در شمال) را بر اثر بی تدبیری و ندانم کاری حکمای پیشین در قراردادهای ننگینی از دست داد و حتی کار به جایی رسیده بود که کشور عراق هم در دهه ۶۰ به خود جرات داده بود با حمایت دول غربی با راه انداختن جنگی تحمیلی و هشت ساله شهرها و استانهای مهم و بخش های جنوبی کشورمان را تصاحب کند که البته با رشادت و پایمردی مثالزدنی شهدا و مردان و زنان جان برکف و غیرتمند مان این امر هرگز ممکن نشد و عراقی ها با تحقیر و پذیرش شکست عقب نشستند.
البته چنین ماجرا هایی در جای جای جهان مشاهده میشود؛ بدین صورت که چین بدنبال تایوان است، آمریکا بدنبال کانال پاناماست، روسیه بدنبال اوکراین و امارات کم بنیه از جهت نظامی هم با حمایت آمریکا مدت هاست بدنبال جزایر سه گانه ایران است؛ عرب ها مدام در پی هویت زدایی خلیج فارس به خلیج عربی هستند و شوربختانه ایران کم بنیه شده نه در دوره اقتدار منطقه ای و نه امروزه که نیاز به کارکرد ققنوس گونه دارد، تحرکی معنادار از خود بروز نمی دهد.
اینکه نزدیک به ۵۰ سال پس از سقوط دولت شاهنشاهی، عرب ها جرات کرده اند از خلیج عربی می گویند و از جزایر سه گاه آیا بدین سبب نیست که ما در سیاست خارجه میدان را واگذار کرده و در عمل نشان می دهیم که ضعیف شده ایم و ضعیف هستیم.
وقتی پیاپی کارگزاران ارشد نظام به ضعف خود در بسیاری از بخش ها اعتراف می کنند؛ البته که دولت های همسایه و در راس آنها دشمن های دست ساز خودمان یعنی آمریکا و اسراییل باید که از زبان قدرت سخن بگویند.
بدین ترتیب که اگر ما به تاریخ پرشکوه ایرانی خود بازنگردیم و فردوسی، سعدی، ابوریجان و بوعلی سینا و آرش کمانگیر و کاوه آهنگر و شاهان مقتدر را در شکوه فرهنگی مان ارج ننهیم و مدارس ما از این گنجینه بی پایان فرهنگی سود کاربردی کمی ببرند و یا ندانیم که زنان این کشور در دوره ای از تاریخ فرماندهی یگانهای ارتش را برعهده داشته اند؛ بی تردید با این کارگزارانی که در حداقل ۳۰ سال گذشته دانش آکادمیک خود را در دوره احراز مدیریت در کلان اداره کشور اخذ کرده اند؛ نخواهیم توانست برنامه ساز و برنامه محور باشیم و سیاست ورز و جهانشمول؛ به این ترتیب که هر شکوهی در تاریخ از خواستن های آگاهانه مردمش برمی خیزد و اگر ژاپن و آلمان و چین امروزه کارکرد توسعه گرانه اشان مورد تحسین جهانیان است از آنجا سرچشمه می گیرد که مدیران راستکردار آنها و مردمش یکدل و یک زبان در یک راستا حرکت و جنب و جوش داشته اند.
باور کنید که ایراد از خودمان است؛ چون باید بررسی می کردیم که چرا ما پس از جنگ هشت ساله نم نم به سوی واگرایی و از هم گسیختگی سوق پیدا کردیم و فساد سازمان یافته شد و همچنان ادعا کردیم که مدیران ما دست پاک و پاکدل هستند؟!
واکاوی و بررسی ای که نتیجه آن این بشود که ساختار مدیریت کهنه و وارفته و کم سواد کشورمان هر چه زودتر به سوی پستوی خانه ها و پارک ها و باغ های کشاورزی بروند، همچون بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و اروپایی که اکنون پس از دوره نمایندگی مجلس ریاست جمهوری و مدیریت کلان کشور در آنجاها به ادامه زندگی مشغولند.
با این همه اکنون برای بازیابی هویت ملی و همراه شدن تدریجی مردم با حاکمان باید که هم کاروان مدیریت کشور نوسازی شود و هم یک خانه تکانی همگانی انجام شود و در ادامه با اندیشه های نوگرایانه در چالشی سیاسی و در اولین گام برای بازگرداندن بحرین به کشورمان تحرکات معناداری را براه اندازیم و بعبارتی همان کاری را بکنیم که چین درباره تایوان می کند و آمریکا درباره کانال پاناما و امارات درباره جزایر سه گانه و روسیه درباره اوکراین که این کنش های سیاسی خود می تواند غرور ملی را در وانفسای از هم گسیختگی ملی در بخش های مختلف برانگیزد.
البته این نکته را نباید از ذهن دور داشت که گاه در هنگامه غرق شدن تکه چوبی و موجی موافق در بدنه جامعه می تواند آب رفته را به جوی بازگرداند.
آب رفته به جوی باز آید/ کارها را به از آنچه بود کند (حکیم سنایی)
دیدگاهتان را بنویسید