باز باران خبر/ متأسفانه در حال حاضر جامعه در التهاب افزايش قيمتها شرايط مطلوبی ندارد و جوانان تحصيلكرده ما به علت بحران بيكاري زانوي غم بغل كرده و حقوق بگيران مظلوم نيز زندگي پر استرسي را سپري ميكنند.
هزينههاي سنگين زندگي از جمله آب، برق، گاز و حتی خرید نان و خصوصا درمان واقعاً كمرشكن شده است. مگر کارمندان و کارگران می توانند با حقوق دریافتی این روزها جهت ترميم دندان خود به داندن پزشكي مراجعه کنند؟ با حقوق ناچيز چطور ميتوان هزينهاي بالغ بر ۱۰ ميليون تومان جهت عصبكشي چند دندان پرداخت كرد؟!
چرا دستگاههاي نظارتي تاكنون نتوانستند در زمينه عدم نصب تعرفه پزشكان برخورد جدي داشته باشند؟ مگر ستاد مبارزه با گرانفروشي در اداره صمت تاكنون دندانپزشكي نرفتهاند؟
به هرحال مردم فهيم و صبور ما با صبر و شكيبايي با ناملايمات و كمكاريها ميسازند امّا هيچگاه حاضر نيستند با ندانمكاريها و پارتيبازيها و فاميلبازيها و از همه مهمتر رفيقبازيهائي كه باعث خشم ميشود را تحمل كنند.
معزی به نمايندگي از اهالي سراوان ميگويد: انباشت زبالههاي عفوني بيداد ميكند و متأسفانه مردم بومی دچار بيماري پوستي و گوارشي شدهاند امّا كسي از دانشگاه پزشكي و محيط زيست يا منابع طبيعي پاسخگو نيست! يا اينكه رودخانه زرجوب و گوهررود رشت که روزگاري از بهترين نقاط گردشگري محسوب ميشد و مردم از پيربازار به رشت از طريق قايق اياب و ذهاب ميكردند، متأسفانه كار به جايي رسيده كه همين رودخانهها معروف به آلودهترين رودخانههاي دنيا شده اند.
چند سال پيش دكتر نوبخت معاونت وقت رئيس جمهور در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت مبلغ ۲۹۰ ميليارد تومان اعتبار جهت لايروبي رودخانههاي فوقالذكر اختصاص داديم؛ متأسفانه كاري نكردند و پول و اعتبار مذکور مشخص نگردید صرف چه اموری شد.
چندين بار در خصوص انتقال بيش از يكصد دستگاه اتوبوس شهري به استان قزوين و ماجرای فروش و یا تعمیر اتوبوسها سوال كردم كه به چه قيمتي و به چه افرادي و براي چه كاري فروختهايد و آيا در اين خصوص اطلاعرساني كردهايد يا نه، متأسفانه تاكنون مدیران مرتبط هيچ گونه پاسخي نداده اند و حتی هيچ مقام متولي در شهرداري و شوراي شهر و مدير اتوبوسراني نیز تاكنون پاسخی در اين زمينه نداده اند؟!
چند سال پیش و در مراسم تجليل از روز خبرنگار (زمان استاندار وقت عباسی) اول از خبرنگاران پيشكسوت محمد ميرزاجاني خبرنگار شايسته روزنامه اطلاعات دعوت به سخنراني كردند؛ شادروان ميرزاجانی در آن مراسم گفت: آقاي استاندار دلم پر است چون درد خبرنگاران زياد است امّا هميشه سعي دارند تا مردم ديده شوند البته امسال هم معاون فرهنگي ارشاد آقا مصفا مراسم باشكوهي برگزار كرد و استاندار گيلان هم سخنران بود. دكتر حقشناس هم درخصوص اهميت وجودي خبرنگار صحبت كرد و در وصف شان و جایگاه خبرنگاران سخن گفت و اظهار داشت که قلم شما اثرگذار است.
ولی ای كاش تريبون را دست چند خبرنگار ميداد تا حداقل سالي يك بار عقده دل باز كنند که چنین نشد؛ امّا در استان گيلان تنها سردار حسنپور در روز خبرنگار مراسم باشكوهي برگزار كرد و از همه خبرنگاران و عكاسان حتي از شهرستانها هم دعوت و تجليل شدند.
سردار گفت امروز روز شماست ما شنونده هستيم و هر خبرنگاري ميتواند صحبت كند كه اين روش بسيار مورد استقبال قرار گرفت و هنوز هم در همه محافل فرهنگي و مردمي نقل مجلس است.
البته مردم هم حق دارند بايد در جريان عملكرد خدمتگزاران خود قرار بگيرند و از طرفي حرف دلشان را بايد از طريق رسانه به گوش مسئولان برسانيم و بنويسيم چون درد و دل مردم زياد است و خدا ميداند كه در دل مردم چي ميگذرد و چقدر حرفهاي پنهان و ناتمام دارند امّا مطمئنم كه انتظار دارند تا دردها گفته شود و مسئولان نيز گوش فرا دهند تا شايد چارهاي پيدا شود.
البته بايد اعتراف كرد و گفت که نوشتن درد مردم به اين آسانيها هم نيست، چون عواقب خوبي براي خبرنگاران انتقادي ندارد و به ناچار بايد بصورت اشاره عنوان كرد تا خداي ناكرده اسير قدرتها نشويم!
مثلاً یک مقام مسئولی در روستاي خاجان از شهرستان رشت زميني را به شركت توزيع برق معرفي كرده و او را وادار نموده تا چندين تير برق حتي ترانس برق براي زمين مورد نظر نصب و راهاندازي كند و حتي از طريق داره راه اقدام به ايجاد جاده دسترسی نموده است. حال اگر يك شخصي عادي بوده آیا ميتوانست از شركت برق آن همه امكانات اخذ كند؟! مطمئناً خير چون كسي براي جابجايي تيره برق مراجعه كرد ۶ ماه طول كشيد و تمام هزينههاي جابجايي كه فقط چند متر بوده را از آن شهروند گرفتند؛ حال اینکه چرا اينهمه از بيتالمال در روستاي خاجان براي صاحب آن زمين هزينه كردهاند، اطلاعی نداریم و فقط خدا میداند وبس! امّا اي كاش مديران نظارتي يك سري به روستاي خاجان بزنند تا شاهد مواردي كه مطرح كردم باشند.
يا اينكه در شهر صنعتي رشت كارخانهاي داير شده كه فقط خوراكش درخت است و همه روزه دهها كاميون حامل درخت يا چوب جلوي كارخانه براي تخليه صف كشيدهاند در حاليكه چندي پيش مقالهاي تحت عنوان بهرهبرداري بيرحمانه و دخل و تصرفات غارتگرانه جنگلهاي گيلان را نوشتم و حتي عكسهاي مختلفي را نيز منتشر كردم که چرا كسي جلودار اين حيف و ميلها نميشود!
متأسفانه مديركل منابع طبيعي هم تاكنون حاضر نشده در زمينه انتقادات مردمي پاسخي منطقي ارائه دهد. اين گونه بيتوجهيها و حيف و ميلها را مردم نخواهند بخشيد و از همه مهمتر اینکه اخيراً با مطلبي روبرو شدم كه از طريق يك پايگاه محلي ذكر شده است. جناب معاون عمراني استانداري مديري پروازي است كه تنها ۳ روز در هفته در اتاق خنك با منظره زيبا در خدمت است؛ این رسانه آورده است که شماليها دوران فلاكتبار فني و عمراني اين مرد خسته را هرگز فراموش نميكنند اگرچه قرباني رابطه بازي و معاملات شدهاند.
با خود گفتم مطلبي به اين مهمي را چرا استاندار بومي گيلان پاسخگو نميشود و چرا در اين زمينه اطلاعرساني نميكند مگر گيلان قحط رجال داريم؟! بهرحال اينگونه موارد دل ما را ميشكند و بايد هر چه زودتر پيگيري و درمان شود.
البته هر دردي درماني داردو هيچ دردي بيدرمان نيست امّا طبيب متخصص و كاردان ميخواهد.
اميدوارم اين نوشته اثرگذار باشد تا در آينده اميدواري و دلگرمي بيشتري ايجاد شود.
سيد اكبر خوشحال
دیدگاهتان را بنویسید