چهارشنبه / ۱۳ خرداد / ۱۴۰۵
×
داستان کوتاه
چراغها را روشن كن

چراغها را روشن كن

  باز باران خبر/مجیدمصطفوی با انگشت شصت یک دایره به اندازه یک سکه روي شيشه پنجره مي كشي . آن سوی پنجره در آپارتمان روبرو که پرده صورتی رنگش گوشه ای جمع شده است و سه دختر دور میزی نشسته اند. نفر سوم پشت به پنجره ازاین سو كه تو ايستاده اي دیده نمی شود.دونفر […]

  • جمعه 26 آوریل 2024
  • 558 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • داستان کوتاه”پیج نغمه قفل دارد”

    داستان کوتاه”پیج نغمه قفل دارد”

    نوشته :عادله صمیمی زن گفت: کمرم گاهی درد می‌گیره. زیاد می‌شینم پای دوخت و دوز، تیر می‌کشه. می‌ترسم تا آخر هفته بدتر بشه، نتونم به کارهام برسم. مرد همان‌طور که پوست لیمو شیرین را می‌گرفت، گفت: به اون لندهور بگو کمکت کنه. کپیده توی اتاقش، دست از سر موبایل و لپ تاپش برنمی‌داره. _وا به […]

  • پنج‌شنبه 14 مارس 2024
  • 534 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • فیل گنده

    فیل گنده

    داستان کوتاه/بهاالدین شیخ الاسلام سربازی ام که تمام شد بیکار بودم . کاری نداشتم . دم دم های غروب می رفتم جویبار کنار قبرستان کهنه می گشتم. با ترکه بلندی از جنس درخت انار که کنار جویبار بود سنجاقک های رنگی در حال پرواز را نشانه می رفتم. پشه ها روی سطح آب جویبار وز […]

  • پنج‌شنبه 7 مارس 2024
  • 832 بازدید
  • 6 دیدگاه
  • داستان کوتاه سیب سرخ

    داستان کوتاه سیب سرخ

    بهاالدین شیخ الاسلام وقتی تنها شدی، فرقی نمی کند در کجای این جهان پهناور لنگر انداخته ای ، نه اینکه زندگی را دوست نداری، تنهایی زندگی مثل سیب کرم خورده ای است از درون تهی شده و همه چیزش از ریخت افتاده. مثل احساس یک تبعیدی، آدمی پرت شده ، مچاله شده، افتاده یه گوشه […]

  • دوشنبه 1 می 2023
  • 552 بازدید
  • 4 دیدگاه