شنبه / ۱۸ مهر / ۱۴۰۵
×
باران خبر/ تئاتر مقاومت در گیلان از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است؛ استانی که علاوه بر نقش‌آفرینی در دوران دفاع مقدس و تقدیم شهدا، دارای گنجینه‌ای از خاطرات، روایت‌های شفاهی، فرهنگ بومی و تجربه‌های انسانی مرتبط با جنگ و مقاومت است.
آسیب‌شناسی تئاتر مقاومت در گیلان؛ ضرورت عبور از کلیشه‌ها
  • کد نوشته: 46813
  • منبع: باز باران خبر
  • شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
  • 39 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ تئاتر مقاومت در گیلان از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است؛ استانی که علاوه بر نقش‌آفرینی در دوران دفاع مقدس و تقدیم شهدا، دارای گنجینه‌ای از خاطرات، روایت‌های شفاهی، فرهنگ بومی و تجربه‌های انسانی مرتبط با جنگ و مقاومت است. با این حال، فاصله میان این ظرفیت گسترده و آنچه تاکنون در صحنه تئاتر گیلان تولید شده، همچنان قابل تأمل است.
    یکی از مهم‌ترین آسیب‌های تئاتر مقاومت، غلبه مضمون بر درام است. گاهی نمایش پیش از آنکه شخصیت، موقعیت و کشمکش خود را شکل دهد، پیام نهایی را مشخص کرده است. در چنین شرایطی، شخصیت‌ها به جای آنکه انسان‌هایی با ترس، تردید، ضعف و انتخاب باشند، به حاملان یک پیام تبدیل می‌شوند و نمایش به سمت شعارزدگی حرکت می‌کند.
    تئاتر مقاومت زمانی تأثیرگذار است که به جای توضیح دادن مفهوم ایثار و فداکاری، آن را در رفتار و انتخاب شخصیت‌ها به نمایش بگذارد. قهرمانی که از ابتدا بی‌نقص است، الزاماً شخصیت جذابی نیست؛ اما انسانی که می‌ترسد، تردید می‌کند و در نهایت انتخاب می‌کند، می‌تواند تصویری باورپذیر و ماندگار از مقاومت ارائه دهد.
    آسیب دیگر، تکرار الگوهای روایی است؛ مادر چشم‌انتظار، نامه رزمنده، وصیت‌نامه، خاطره شهید و بازگشت به گذشته، اگر بدون نگاه تازه تکرار شوند، به تدریج اثرگذاری خود را از دست می‌دهند. مشکل در این موضوعات نیست، بلکه در تکرار نگاه به آن‌هاست.
    گیلان در این زمینه یک مزیت مهم دارد: هویت بومی. تئاتر مقاومت گیلان نباید صرفاً همان روایت‌های عمومی دفاع مقدس را با چند نشانه محلی بازتولید کند. زبان و گویش گیلکی، فرهنگ روستا، دریا، جنگل، باران، خانواده و مناسبات اجتماعی استان می‌توانند در ساخت شخصیت و جهان نمایش نقش داشته باشند. هویت بومی زمانی ارزشمند است که بخشی از منطق درونی اثر باشد، نه صرفاً عنصری تزئینی در دکور یا دیالوگ.
    از سوی دیگر، خاطرات رزمندگان، خانواده‌های شهدا و آزادگان گیلانی، منبع ارزشمندی برای نمایشنامه‌نویسی است؛ اما خاطره به خودی خود نمایشنامه نیست. این روایت‌ها باید با پژوهش و دراماتورژی به شخصیت، موقعیت، تضاد و کنش نمایشی تبدیل شوند.
    مسئله دیگر، مناسبت‌گرایی است. تئاتر مقاومت نباید تنها در هفته دفاع مقدس یا مناسبت‌های رسمی مجال تولید و اجرا پیدا کند. اگر قرار است این گونه نمایشی به یک جریان زنده هنری تبدیل شود، به تولید مستمر، اجرای عمومی، حمایت از نمایشنامه‌نویسان و ارتباط با مخاطب نیاز دارد.
    در این میان، حضور نسل جوان اهمیت ویژه‌ای دارد. جوان امروز تجربه مستقیمی از جنگ ندارد و برای ارتباط با مفهوم مقاومت به زبان و فرم تازه نیازمند است. این به معنای فاصله گرفتن از ارزش‌های گذشته نیست؛ بلکه به معنای یافتن زبان هنری جدید برای انتقال آن ارزش‌هاست.
    تئاتر مقاومت گیلان بیش از آنکه با کمبود موضوع مواجه باشد، با کمبود نگاه تازه روبه‌روست. راه آینده، عبور از شعار به درام، از خاطره به تجربه انسانی، از مناسبت به مسئله و از تکرار به خلاقیت است.
    گیلان می‌تواند صاحب روایت ویژه خود از تئاتر مقاومت باشد؛ روایتی که در آن تاریخ و هویت بومی با دغدغه‌های انسان امروز پیوند بخورد. برای رسیدن به این هدف، باید گذشته را نه صرفاً تکرار، بلکه دوباره کشف کرد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *