باز باران خبر: میان عملکردهای اجرایی سیستم عصبی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان رابطه مستقیم وجود دارد، شرایط جنگی به دلیل ایجاد استرس، اضطراب و تنش روانی، موجب افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک و بالا رفتن سطح کورتیزول میشود و تداوم این وضعیت میتواند تمرکز، حافظه، یادگیری و در نهایت عملکرد تحصیلی دانشآموزان را کاهش دهد.
یکی از موضوعات مهم در روانشناسی تربیتی، ارتباط میان عملکردهای اجرایی مغز و عملکرد تحصیلی است؛ به این معنا که هر میزان عملکردهای اجرایی مانند تمرکز، توجه، حافظه کاری، حافظه فعال، استفاده از حافظه بلندمدت و میانمدت در وضعیت مطلوبتری قرار داشته باشند، عملکرد تحصیلی دانشآموز نیز بهتر خواهد بود.
در واقع بخش زیادی از موفقیت تحصیلی به این تواناییهای شناختی وابسته است؛ بنابراین هر عاملی که بتواند این عملکردهای اجرایی را تحت تأثیر قرار دهد، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم میتواند یادگیری دانشآموز را دچار اختلال کند.
شرایط جنگی یکی از عوامل مهم ایجاد فشار روانی است، شرایط جنگی به دلیل ماهیت تهدیدآمیز خود، ایجادکننده استرس، اضطراب و تنش روانی است و این وضعیت باعث میشود سیستم عصبی سمپاتیک فعالیت بیشتری داشته باشد.
وقتی فرد در شرایط استرسزا قرار میگیرد، بدن برای مقابله با تهدید، وارد حالت آمادهباش میشود و یکی از پیامدهای این وضعیت افزایش ترشح هورمون کورتیزول است. افزایش کورتیزول در کوتاهمدت میتواند به عنوان یک استرس بهینه عمل کند و فرد را برای فعالیت و واکنش سریع آماده کند، اما زمانی که فرد برای مدت طولانی در معرض این شرایط قرار بگیرد و سطح کورتیزول بالا باقی بماند، پیامدهای منفی ایجاد خواهد شد.
زمانی که سطح کورتیزول به صورت مزمن بالا باشد، عملکرد شناختی فرد تحت تأثیر قرار میگیرد و این مسئله میتواند به کاهش تمرکز، کاهش کیفیت حافظه و در نهایت افت عملکرد تحصیلی دانشآموز منجر شود.
در شرایطی که سطح استرس و کورتیزول بالا میرود، انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نورآدرنالین نیز که نقش مهمی در ایجاد حالتهای مطلوب روانی، انگیزه، توجه و یادگیری دارند، کاهش پیدا میکنند. کاهش این مواد شیمیایی در کنار افزایش کورتیزول، شرایطی ایجاد میکند که دانشآموز توانایی لازم برای تمرکز، پردازش اطلاعات و یادگیری مطلوب را نداشته باشد.
با اشاره به تفاوت مفاهیم استرس، اضطراب و پریشانی روانشناختی در شرایط جنگی معمولاً همه افراد درجاتی از استرس و نگرانی را تجربه میکنند، اما یک مفهوم مهم دیگر نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و آن «پریشانی روانشناختی» است. پریشانی روانشناختی بیشتر به برداشت و ادراک فرد از شرایط بحرانی مربوط میشود؛ یعنی ممکن است دو دانشآموز در یک شرایط مشابه جنگی قرار داشته باشند و هر دو استرس را تجربه کنند، اما میزان پریشانی روانشناختی آنها متفاوت باشد.
ممکن است یک دانشآموز به دلیل نوع نگاه، میزان حمایت اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی یا مهارتهای مقابلهای، پریشانی روانشناختی کمتری را تجربه کند و در نتیجه عملکرد تحصیلی مطلوبتری داشته باشد؛ در حالی که دانشآموز دیگری با همان میزان استرس بیرونی، به دلیل تجربه پریشانی بیشتر، افت تحصیلی بیشتری را نشان دهد.
استرس، اضطراب و تنش روانی از عوامل اثرگذار بر یادگیری هستند. به طور کلی میتوان گفت شرایط جنگی ایجادکننده استرس است، استرس موجب افزایش کورتیزول میشود و افزایش کورتیزول نیز با کاهش عملکردهای شناختی، زمینه افت عملکرد تحصیلی را فراهم میکند.
اضطراب مانند یک عامل مخرب روانشناختی عمل میکند و اجازه نمیدهد فرد بتواند مطالب را به شکل کامل، دقیق و معنادار پردازش کند. یادگیری عمیق زمانی اتفاق میافتد که فرد بتواند بین مطالب جدید و دانستههای قبلی خود ارتباط برقرار کند، اطلاعات را در ابعاد مختلف پردازش کند و یک ساختار منسجم از دانش در ذهن خود ایجاد کند. اضطراب باعث میشود تمرکز فرد کاهش پیدا کند، استفاده مطلوب از حافظه بلندمدت مختل شود و فرد نتواند ارتباطهای شناختی لازم میان مطالب مختلف را ایجاد کند، بنابراین اضطراب مانعی جدی برای شکلگیری یادگیری عمیق و معنادار است.
یکی از دلایل اصلی ترس از آینده، وجود ابهام در ذهن فرد است. دانشآموزی که نمیداند آینده چگونه خواهد بود، چه اتفاقی رخ خواهد داد یا چه مسیری باید طی کند، با سطح بیشتری از نگرانی مواجه میشود. زمانی که فرد هدف، برنامه و مسیر مشخصی داشته باشد، میزان ابهام کاهش پیدا میکند و ترس از آینده نیز کمتر میشود، اما وجود ابهام باعث میشود ساختار روانشناختی فرد نتواند ارتباطهای مناسب را برای یادگیری شکل دهد.
فردی که برای ساختن یک ساختمان، نقشه، مصالح و برنامه مشخص دارد، میتواند طرحی دقیق و معنادار ایجاد کند، اما کسی که تنها با یک زمین خالی و بدون نقشه مواجه است، نمیتواند ساختار مشخصی ایجاد کند. ذهن دانشآموز نیز در شرایط ابهام و اضطراب، برای ایجاد یادگیری عمیق با مشکل مواجه میشود. توجه به سلامت روان دانشآموزان در شرایط بحرانی، بخشی جداییناپذیر از فرآیند آموزش است و نمیتوان انتظار داشت دانشآموزی که با اضطراب، فشار روانی و نگرانی شدید مواجه است، همانند شرایط عادی یادگیری مطلوبی داشته باشد.
دیدگاهتان را بنویسید