یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
یادداشت/ رسول سعیدی زاده

“ریشه‌کنی هویت” معمای مهاجرت معکوس!

باز باران خبر/ مهاجرت معکوس به شمال کشور به سیلابی دگرگون‌کننده بدل شده و طبق آمارها  طی ۴۰ سال گذشته، 420/438 نفر وارد گیلان شده‌اند و در عین حال 530/439 نفر از اهالی گیلان ترک وطن کرده‌اند. 
“ریشه‌کنی هویت” معمای مهاجرت معکوس!
  • کد نوشته: 45216
  • منبع: باز باران خبر
  • سه‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵
  • 128 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ مهاجرت معکوس به شمال کشور به سیلابی دگرگون‌کننده بدل شده و طبق آمارها  طی ۴۰ سال گذشته، ۴۲۰/۴۳۸ نفر وارد گیلان شده‌اند و در عین حال ۵۳۰/۴۳۹ نفر از اهالی گیلان ترک وطن کرده‌اند.

    در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ نیز ۸۰۰ هزار نفر از استان‌های مرکزی و جنوبی ایران به دلیل تغییرات اقلیمی به شمال مهاجرت کرده‌اند و تنها از استان اصفهان بیش از ۲۰ هزار خانوار طی یک دهه به گیلان و مازندران کوچیده‌اند.

    حال سؤال اینجاست آیا این هجوم، فرصتی برای توسعه شمال است یا زنگ خطری برای نابودی هویت بومی آن؟

    اولین و ملموس‌ترین اثر در بازار افسارگسیخته زمین و مسکن هویدا شده؛ مهاجران با فروش آپارتمانی کوچک در تهران، توان خرید چندین هکتار زمین در شمال را دارند. ویلاسازی‌های بی‌رویه، قیمت مسکن را در طول چند سال بیش از ۳۰۰ درصد افزایش داده و جوانان بومی را از بازار خارج کرده است.

    زمینی که منبع روزی کشاورزان بود، اکنون به کالایی لوکس تبدیل شده و مهاجرت معکوس خود به عاملی برای مهاجرت اجباری بومیان بدل شده است. طنز تلخ ماجرا اینجاست که بسیاری از مهاجران به دنبال زندگی آرام و سنتی شمال آمده‌اند، اما همین حضور آن‌ها سنت را به حاشیه می‌راند.

    فراتر از اقتصاد، فرهنگ محلی در حال فرسایش است و فرهنگ گیلکی، مازندرانی، تالشی و… که طی قرن‌ها شکل گرفته در حال نابود شدن است؛ اما ورود ناگهانی جمعیت با سبک زندگی شهری، شوک فرهنگی ایجاد کرده و معماری بومی جای خود را به ویلاهای لواسانی می‌دهد، زبان محلی و آیین‌های جمعی مردم کمرنگ می‌شود و در این تقابل شاهد تضعیف نهادهای اجتماعی محلی و گسست در پیوندهای دیرینه همسایگی هستیم و  متاسفانه زیرساخت‌ها نیز به زانو درآمده‌اند. جاده‌های باریکتر، کمبود آب در تابستان، مدیریت پسماند بحرانی و ترافیک‌های کلافه‌کننده در شهرهای با بافت سنتی، کیفیت زندگی را برای همگان کاهش داده و حتی در برخی از موارد دشوار نموده است. مناطق ییلاقی که قبلاً گاهی اوقات در تعطیلات شاهد ترافیک بودند، حالا در تمام فصول سال گرفتارند. زباله‌های ساخت‌وساز و فاضلاب ویلاها به جنگل‌ها و رودخانه‌ها آسیب جبران‌ناپذیری وارد می‌کنند.

    با این‌همه نمی‌توان حکم به توقف کامل این روند داد؛ مهاجرت حق طبیعی هر ایرانی است و نمی‌توان آن را با دیوارهای امنیتی کنترل کرد. مهاجرت معکوس در صورت مدیریت صحیح می‌تواند فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری، اشتغال و رونق محلی ایجاد کند. ورود نیروهای متخصص و کارآفرین می‌تواند به ارتقای سطح اقتصادی این مناطق کمک کند.

    اما با تمام این اوصاف راهکار چیست؟ نخست اعمال مالیات بر زمین‌های خالی و ویلاهای دوم برای کنترل سوداگری و تأمین بودجه مسکن اجتماعی برای بومیان. دوم، وضع ضوابط سختگیرانه معماری و میراثی برای حفظ هویت بصری و فرهنگی روستاها و شهرها. سوم، سرمایه‌گذاری پیش‌دستانه دولت در جاده، آب، برق و پسماند متناسب با رشد جمعیت. چهارم و مهمتر از همه، مشارکت فعال جوامع محلی در فرآیند تصمیم‌گیری.

    مهاجرت معکوس به شمال نه فرصتی مطلق است و نه چالشی صرف؛ آینده این دیار به نحوه مدیریت این روند بستگی دارد و اگر این توسعه پیوست فرهنگی و زیست ‌محیطی نداشته باشد در آینده‌ای نه‌چندان دور آنچه از شمال باقی می‌ماند نه طبیعتی بکر و فرهنگی زنده بلکه کلان‌شهرهای پراکنده و آشفته خواهد بود که حتی برای همان خوش‌نشینان هم مأمنی برای آرامش نخواهد بود. شمال ایران سرمایه ملی است، نه ملک شخصی ثروتمندان! زمان بازگشت به تعادل فرا رسیده است؛ تعادلی که در آن مردم بومی شمال از دیار خود فراری نباشند و مهاجر نیز مهمانی قدرشناس باشد، نه فاتحی بیرحم.

    qubbat@yahoo.com

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *