چهارشنبه / ۱۳ خرداد / ۱۴۰۵
×
باز باران خبر/ شرایط اقتصادی امروز جامعه به گونه ای رقم خورده که روزانه بر ثروت نجومی عده ای افزوده می‌شود...
“طرح های اقتصادی دولت” به نام مردم و به کام ثروتمندان!
  • کد نوشته: 44725
  • منبع: باز باران خبر
  • سه‌شنبه 26 می 2026
  • 27 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ شرایط اقتصادی امروز جامعه به گونه ای رقم خورده که روزانه بر ثروت نجومی عده ای افزوده می شود و همزمان جماعتی دیگر باید برای به دست آوردن حداقل های یک زندگی دست و پا بزنند و از هرم چندگانه مازلو نقداً به سیر کردن شکم خود و خانواده بسنده کنند و دور سایر نیازهای عاطفی، احساسی، تفریحی، زیستی، اجتماعی، ایمنی و… را قلم بگیرند!

    به گزارش باز باران خبر؛ در این روزهای بی حوصلگی و بی اعتمادی اقتصادی صدای خرد شدن استخوان های کارگران، کارمندان، بازنشستگان و مستاجران زیر چرخ های بی رحم اقتصاد دستوری و دولتی بیش از هر زمان دیگری شنیده می شود. دولت هر از گاهی با پرداخت اعانه ای بدون پشتوانه در قالب یارانه و کالابرگ و سهام عدالت و… در ظاهر به تسکین آلام اقتصادی اقشار مختلف جامعه می پردازد و در باطن بر آتش نقدینگی و تورم و پر شدن انبان ثروتمندان می دمد! مجلس هم که فی الحال تعطیل است و امیدی به خطابه ها و نطق های آتشین نمایندگان در کوی و برزن نیست.

    جالب اینکه در همه ادوار و شرایط اقتصادی مثبت و منفی، بحران های داخلی و خارجی، جنگ، بمباران، باز و بسته شدن تنگه هرمز، محاصره، مذاکره، مجادله، صدور انواع بخشنامه های اقتصادی، جراحی های اقتصادی و… نه تنها از ثروت اغنیاء کاسته نمی شود، بلکه با هر رخدادی دستکم چند میلیارد و در مقیاس بالاتر چند صد یا هزاران میلیارد به ثروت شان افزوده می شود و آینده ای درخشان برای فرزندان، نوادگان، نتیجگان، نبیرگان، اصحاب و احفاد شان خلق می شود.

    اما غصه اینجاست که در سوی دیگر جوی، دار و ندار جماعت کارمند و کارگر و بازنشسته با هر رخداد ملی و بین المللی از جنگ و سیل و زلزله گرفته تا بخشنامه و دستورالعمل و راهبرد و جراحی اقتصادی دولت و… با خاکستر برابر می شود و آینده ای برای خود و اطرافیان خود متصور نیستند.

    به دیگر سخن اینکه تاکنون هیچ برنامه و راهبردی در کشور اجرا نشده که دستکم “بخشی” از ثروت “تعدادی” از جماعت متمول جامعه دچار نقصان یا تزلزل شود(خسارت که جای خود دارد!) و در همیشه کفه به سمت آنان سنگین شده است.

    نه مالیات بر ارزش افزوده و مالیات بر عایدی و سرمایه و مالیات از خانه ها و ماشین های لوکس توانسته از افزایش ثروت نجومی جماعت برج عاج نشین بکاهد، نه گزارش های مردمی و سامانه های ثبت شکایت و جریمه های بلااثر سازمان ها و نهادهای نظارتی و قضایی در کاهش فساد اقتصادی و انواع تخلفات مالی تاثیر داشته است.

    اینکه عده ای از افراد یک جامعه چنان چپ شان پر است که به اصطلاح قدیمی ها توپ تکان شان نمی دهد، حرجی نیست و در همه جای دنیا ثروتمندانی با ثروت های افسانه ای و غیر افسانه ای رصد می شوند. اما ثروتمند ماندن در سایر بلاد مراتبی دارد تا جایی که عده ای قید کسب ثروت های نجومی را به دلایل مختلف از جمله پرداخت مالیات های سنگین می زنند. فلذا این قصه باید واکاوی شود که چرا در کشور هیچ برنامه ای برای پیشگیری از بروز و انباشت ثروت های خلق الساعه به بهای متلاشی شدن آینده اقتصادی سایر افراد جامعه صورت نمی گیرد؟

    با کدام منطق اقتصادی باید برای خرید گوشی همراهی که سال قبل 20 میلیون تومان بود، امسال 100 میلیون تومان پرداخت؟ صاحب این تجارت بابت سود 80 میلیونی چقدر مالیات می پردازد؟

    آیا طلافروشی که 5 سال قبل طلا خریداری کرده بر اساس فاکتور 5 سال قبل طلا را به فروش می رساند یا بر اساس قیمت چند ثانیه قبل؟! به راستی آیا میزان مالیات طلا فروش با درآمدش همخوانی دارد؟

    آیا مسئولان می دانند بر پایه آمار یک خانوار شهری برای خانه‌دار شدن به طور متوسط باید ۴۹ سال و در تهران حدود ۸۹ سال پس‌انداز کند. آمار مربوط به سال 1404 است و امسال …

    وقتی یک بانک خصوصی 4 هزار میلیارد طلا می خرد و آب از آب تکان نمی خورد، یعنی اقتصاد ویران است. یعنی خیلی ها چشم شان را روی تخلفات می بندند. یعنی فساد و زد و بند علنی، رسمی و سیستماتیک شده است.

    بپذیریم ساختار اقتصادی کشور نیاز به یک باز تعریف و خانه تکانی و بازسازی اساسی دارد. با سوت زنی و راه اندازی سامانه ثبت تخلفات و گزارشات مردمی و… کار پیش نمی رود.

    یادتان باشد لابلای این دست سوء مدیریت های اقتصادی تکراری، بی اعتنایی به معیشت مردم، خلق بخشنامه های خلق الساعه ثروتمندپرور، جراحی های اقتصادی بدون بیهوشی و ریکاوری، خیانت به مردم در به کارگماردن مدیران فاسد و نالایق، صدور احکام کم رنگ و لعاب در قبال مفسدان اقتصادی و … مشاغل زیادی از بین می روند؛ مستاجران بی شماری خانه به دوش می شوند و برای همیشه قید خانه دار شدن را می زنند؛ کارمندان و کارگران زیادی تعدیل می شوند؛ زندگی های بسیاری از هم می پاشند؛ رویاهای شیرینی از میان می روند و دختران و پسران زیادی به هم نمی رسند؛ خرید خودرو و مسافرت برای مردم رویا می شود؛ سفره های بسیاری کوچک می‌شوند؛ والدین زیادی شرمنده فرزندان خود می شوند؛ آمار طلاق و قتل و خودکشی و اعتیاد بالا می رود؛ و خیلی باید و ها و نباید های دیگر رخ می دهد.

    به راستی که این خلق مصمم، این ملت آزاده، این مردم صبور، این بندگان خوب خدا که با همه وجود در دوران جنگ و پسا جنگ، پای کشور، انقلاب، آرمان های انقلاب، امام امت، رهبر شهید ایستادند و میدان را رها نکردند، شایسته این همه بی مهری و بی توجهی اقتصادی نیستند!

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *