یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
یادداشت امروز: حبیب محمد پور بی بالان

دهیاران و شوراها، گماشته هایی برای دولت ها؟!

باز باران خبر: تردیدی نیست که حکومت ها باید در پی برقراری امنیت روانی مردم باشند و این شدنی نیست مگر آنکه ساختار کلان کشور بداند جایگاه روان انسان کجاست.
دهیاران و شوراها، گماشته هایی برای دولت ها؟!
  • کد نوشته: 43866
  • پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
  • 46 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    باز باران خبر: تردیدی نیست که حکومت ها باید در پی برقراری امنیت روانی مردم باشند و این شدنی نیست مگر آنکه ساختار کلان کشور بداند جایگاه روان انسان کجاست.
    آیا ثروت زیاد روان آدم ها را به آرامش می رساند آیا سخنان امید بخش بدون وجود برنامه مشخص روان آدم ها را
    تسلی می بخشد. آیاگفتمان یک سویه از سوی دولتمردان و روحانیون می تواند و یا توانسته امنیت روانی را در جامعه نهادینه کند .
    راهبرد ایجاد فرهنگ شورایی و اینکه مردم در سرنوشت خود نقش داشته باشند و رای آنها پیامد های خوشگواری داشته باشد یکی از اهداف این پروژه بزرگ‌ یعنی امنیت بخشی به زیست و روان آدم ها بوده تا جامعه به ترتیبی به امنیت روانی برسد و البته که جامعه تاکنون به امنیت نرسیده چون حاکمیت و دولت ها خواستند هر کنش رفتاری و کرداری مردم را مهندسی کنند و این آن شد که شوراها دست بسته در اختیار دولتمردان قرار گرفتند و منتخب آنها یعنی دهیاران هم‌ همانی شدند که فرماندار و نماینده مردم در مجلس و استاندار و در نهایت دولت ها می خواستند.
    شاید دیدگاهشان این بوده که دهیاران‌ در روستاها در یک همگرایی نزدیک با مردم و آگاهی از نیازهای روانی و مادی آنها بتوانند وفاق و همدلی را در عین تشتت و گوناگونی دیدگاه ها نهادینه کنند. اما شوربختانه آنها شدند غلام حلقه به گوش بخشدار، فرماندار و گاه نماینده مجلس تا که بمانند و با دولت ها هم راستا شوند و یا اینکه دیده شوند تا آزمندی شان فروکش کند.
    بله اینجا باندبازی هست؛ اینجا رانت هست؛ اینجا ایجاد خوف برای مردم هست؛ اینجا مانند نگاه دولتمردان نگاهشان از بالا به پایین هست؛ اینجا برای او ساخت و ساز مباح است و برای این بدبخت نه در حالی که اینجا ته ته کشور و ته ته مدیریت فرمایشی و گاه گماشتگی برای بخشداران و فرمانداران و… است و بعبارتی بی هویت شدن شوراها هم هست!
    با این وجود آب و نانی بخور نمیر هست و دیده شدن هست و هم گفتمانی که جدای گفتمان و خواست مردم باشد هم هست و بسیار چیزهایی دیگر که در مافیای قدرت هست.
    انچه نیست امنیت روانی برای مردمی هست که ۴۷ سال بدنبال آن بوده اند که طعم و مزه آسودگی روان را بچشند و دریابند که اگر دولتمرد در پیچ و خم سیاست گم شده شاید شوراها و دهیاران کمی مستقل بودند و کمی روی پای خود می ایستادند و کمی هم جو گیر نمی شدند تا اینکه مردم در این برایند درک درستی از امنیت روانی می داشتند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *