چهارشنبه / ۱۳ خرداد / ۱۴۰۵
×
گزارش/ مسعود صوفی نژاد سیویری

“گدا باهار”در باور بومی مردم گیلان

باز باران خبر/ گیلان سرزمین سحر انگیز و زیبایی است، دشتی سر سبز با مردمانی خونگرم و مهمان نواز؛ پناه گرفته در آغوش البرز و سر نهاده بر دامان گسترده و پر مهر دریای خزر؛ این استان سرسبز همچون نگینی زمرد نشان بر تارک ایران پهناور می درخشد.
“گدا باهار”در باور بومی مردم گیلان
  • کد نوشته: 43782
  • منبع: باز باران خبر
  • یکشنبه 5 آوریل 2026
  • 27 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ گیلان سرزمین سحر انگیز و زیبایی است، دشتی سر سبز با مردمانی خونگرم و مهمان نواز؛ پناه گرفته در آغوش البرز و سر نهاده بر دامان گسترده و پر مهر دریای خزر؛ این استان سرسبز همچون نگینی زمرد نشان بر تارک ایران پهناور می درخشد.
    این سرزمین راز آلود و افسونگر دیرسال گذشته ای به درازای تاریخ بشریت دارد و یافته های کاوشگران باستان شناس از دل خاک های آن می تواند موید این ادعا باشد.
    بی تردید مردمانی که در این تمدن بزرگ پرورش یافته اند از خرده فرهنگ های غنی و بکری برخوردار هستند که بن مایه پژوهش مردم شناسی است. گیلانیان از گاه شماری ویژه ای برخوردارند و در هر فصل از سال باورداشت هایی دارند که به آن پایبند می باشند.
    فصل بهار که از راه می رسد؛ گیلانیان به جنب و جوش می آیند. گیلک زبانان جلگه نشین؛ کاول بدست در دل شالیزار به آماده سازی زمین و نیز در تدارک خزانه برنج یا توم بجار و همچنین خیس دادن تخم جو می پردازند. بهار با همه زیبایی اش برای گیلانیان آغاز حرکتی نو برای کشت و کار در برنجزار و باغات است تا بلکه روزی حلال را بر سر سفره خانواده ببرند.
    در قاموس روستاییان گیلان به روزهای آغازین اسپند ماه تا پایان خردادماه “سیا باهار” یا “گداباهار” و در برخی از مناطق شرق گیلان “ویشتا بهار” یا “وشنا بهار” گفته می شود.
    ناگفته نماند که برخی از اهالی غرب گیلان فقط سی روز آخر سال در فصل سرمای زمستان را “گدا بهار” می دانند. اما بطور عموم گیلک زبانان به ویژه روستاییان شرق گیلان به روزهای آغازین سال نو تا پایان اردیبهشت ماه را به عنوان وشنا بهار یا گدا بهار می شناسند.
    شاید دلیل این باورداشت مردم گیلان بر پایه وضعیت جوی هوا و سیاه شدن آسمان بر اثر وجود ابرهای تیره و غمناک بهاری باشد و شاید دلیل آن بخاطر اتمام اندوخته های زمستانی باشد.
    برخی هم باور دارند که در این فصل از سال بدلیل نداشتن درآمد حاصله از محصولات کشاورزی به تنگنای مالی برخورد می کنند، بنابراین این موقع از بهار را گدا بهار می نامند.
    بی تردید در زمان “سیا باهار” کشاورزان گیلانی در آمدی ندارند؛ زیرا که از آغاز کشت تا برداشت محصول برنج چندین ماه فاصله زمانی وجود دارد. کاسبان گیلانی هم بر این باور بومی اعتقاد عمیق دارند و اظهار می کنند که در فصل بهار با کمبود مشتری روستایی مواجه هستیم و کسب و کارمان با رکود مواجه است. بنا براین دو ماه اول سال را گدابهار می گویند.
    در این فصل از سال کشاورزان گیلانی مایحتاج روز مره زندگیشان را بطور نسیه از کسبه محل دریافت می کنند و یا از تجار برنج فروش شهر که به علاف معروفند پول( دست قرض) می کنند و در ازای آن سفته می گذارند یا اینکه متعهد می شوند تا در شهریور محصول برنج را به اندازه بدهکاری با پایین ترین قیمت بفروشند که اصطلاحا (سلف) گفته می شود.
    ناگفته پیداست در این فصل که هنگام کاشت محصولات باغی و صیفی کاری است؛ میوه خاصی در بازار یافت نمی شود و شاید به این دلیل است که بازاری ها به آن گدا بهار می گویند!
    در بهار که فصل آغاز کار است؛ کشاورزان دست خالی می شوند، بنابراین از زمان توم بجار تا برنج رس یا خرما پزان در تامین معاش خانواده با مشکلات نقدینگی روبرو می گردند و بر این باورند که فصل بهار کشاورز را تهی دست و بی پول می سازد در حالیکه بهار فصل برکت زایی و موقع کشت و کار برنج زارها و باغات است.
    بنا بدلایل یاد شده بهار با همه ویژگی اش در نزد روستاییان گیلان به عنوان گداباهار یا سیاه باهار شهرت دارد و این امر ریشه در باورهای شایست یا ناشایست مردم پرتلاش این دیار دارد که بخش اعظمی از فرهنگ شفاهی آنان را تشکیل می دهد.

    □ کار مایه ها: فرهنگ گیلکی بوسار_ علی اکبر مرادیان گروسی، فرهنگ واژگان گیلکی _ جعفر بخش زاد محمودی، واژه نامه گویش گیلکی _ احمد مرعشی، گیله گپ _ فریدون نوزاد

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *