باز باران خبر: عدالت در هر نظام حقوقی ستون خیمه اعتماد عمومی است؛ اما وقتی سیاست جای عدالت را بگیرد، حتی واژه «حق» هم رنگ میبازد.
امروزه در جامعه ما به وضوح میتوان دید که «سیاست ورزی باندی و رانتی» در بسیاری از عرصهها بر عدالت پیشی گرفته تا آنجا که گاهی با یک وابستگی سیاسی یا حمایت جناحی میتوان به مناصب و موقعیتهایی رسید که خود نام «قانون» و «عدالت» را یدک میکشند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول متعدد خود از جمله اصول ۳ و ۱۵۶ تحقق عدالت و برابری را به عنوان هدف قوا بهویژه قوه قضائیه تعیین کرده است.اما در عمل شاهدیم که «شایستگی» در بسیاری از موارد قربانی «وابستگی» میشود. البته از آنجایی که معیار انتصاب و استخدام، نه دانش و تجربه بلکه نزدیکی به قدرت است؛ چنین روندی نه تنها مغایر با روح قانون اساسی است، بلکه بنیان اعتماد عمومی به عدالت را نیز سست میکند. بر این اساس در جامعهای که عدالت باید میزان سنجش سیاست باشد، گاه سیاستمداران از «عدالت» برای توجیه سیاستهای خود استفاده میکنند. این وارونگی خطرناک است؛ زیرا عدالت معیار مشروعیت است، نه ابزاری برای آن. همانگونه که اندیشمندان کلاسیک گفتهاند، غایت سیاست، تحقق عدالت است؛ نه تثبیت قدرت؛اما در وضعیت کنونی به نظر میرسد عدالت بیش از آنکه معیار سنجش باشد، تبدیل به زینت گفتار سیاست پیشگان شده است!
فرهاد خراسانی
دیدگاهتان را بنویسید