بازباران خبر – سرویس ورزشی: در چندین دهه دور از انزلی که ملوان برایم آغاز و نماد بسیاری دلمشغولیها و خاطراتم بوده، همواره این واقعیت تحسین برانگیز را مرور کردهام که چگونه ممکن است شهر بندری کوچک انزلی و تیم فوتبال بیساختار و فاقد سازمانی موسوم به ملوان و این همه اقتدار و اعتبار در عرصه فوتبال و فوتبال باشگاهی کشور؟ (آن هم با وجود انبوه تبعیضها و تنگ نظری ها و نیز عدم توسعه فوتبال و ورزش در همین انزلی به ظاهر زیبا و جذاب که با وجود پتانسیلهای طبیعی و سرمایههای انسانی بسیار متأسفانه مدتهاست که رکود و توسعهنیافتگی و حتی انشقاق میان سرمایههای انسانی بومی، برجستهترین و جدیترین معضل گریبانگیر خودش و اهالیاش شده است؟)
با همه این اوصاف خوشبختانه یکبار دیگر ملوان و ملوانان بندرانزلی راهی دیدار فینال مسابقات جام حذفی کشور شدهاند. مسابقاتی که از بدو شکلگیری اش در سال1355 موسوم به “جام پهلوی” تاکنون که بیشتر با عنوان جام آزادسازی ـ فتح خرمشهر شناخته میشده، گره خورده است با نام نامی ملوان بندرانزلی و خاصه یکهتازیاش در این مسابقات و 5 دوره پیاپی که حدفاصل سالهای 1371ـ1365 همواره یکپای مسابقه فینال بود و حتی 2 فینال از 5 فینال یادشده در دی 1366 و خرداد 1371 با سرخپوشان پایتخت در نهایت تبعیض و حق کشی در استادیوم آزادی برگزار شد! و این یعنی ملوانِ شهرستانی(برخلاف نورچشمیهای پایتخت) با اصالتش زنده بود و پیش رفت و نه مانند… با ارتباطات سیاسی ورای مستطیل سبز… ملوانی که با درایت زندهیاد بهمن صالحنیا و اتکا به یکسری عوامل محیطی و بومی چنین افتخار نابی را برپا نمود که هیچ تیمی و با هیچ امکاناتی و در هیچ دوره ای قادر به تکرارش نخواهد بود.
نزدیک به نیم قرن (49سال) فاصله زمانی طیشده میان راهیابی ملوان به نخستین فینال در سطح کشور 3 دی 1355 در امجدیه پایتخت تا 8 خرداد 1404 و حضور دیگربار ملوان و فوتبال انزلی در فینال فوتبال کشور؛ 49 سالی که با ملوان و بهخصوص درباره خاطرات یکی از دیگری شیرینتر و جنبههای نوستالژیک و حسی و الهامبخشاش می توان حرفها زد و کتابها نوشت و یادآور نکتههای بسیار شد، اما حال در فاصله کمتر از 48 ساعت مانده تا تکدیدار فینال که شگفتا در یکی از نامناسبترین جاهای ممکن قرار است برگزار شود ، چه تمهیداتی را برای مجموعه تیمی ملوان و بازیکنانش میتوان لحاظ نمود تا بخواهند و بتوانند خود را به بهترین شکل ممکن در دیدارفینال نشان دهند؟ {حتی فراتر از ذهنیتی که مربیان تیم در مورد سطح آمادگی و میزان تأثیرگذاریشان دارند.} به فرض مثال خوب بود اگر اکیپی نمادین موسوم به پیشکسوتان ملوان اعم از علی صیاد، منوچهر ناوران، محمد قدیربحری، منوچهر درجزی، نادرعزتاللهی، محمود فکری، عزیز اسپندار و… برای دقایقی با بازیکنان ملوان همصحبت شده و با بیان خاطرات سالهای دور و تأکید بر انرژی روانی فوقالعاده جاری در انزلی پس از قهرمانیهای ملوان به خوبی انتقال دهنده آن حس والا به بازیکنان میشدند و با انگیزهبخشی درست، موجب میشدند بازیکنان تلاششان را تا سرحد توان برای موفقیت در کارزار شامگاه پنجشنبه در اراک فراهم میساختند.
بیتردید کمترین اختلافی از لحاظ سطوح تکنیکی و تاکتیکی میان بازیکنان و تیم ملوان و آبیپوشان پایتخت نیست. قطعاً تنها نقطه اختلاف بازمیگردد به عوامل بیرون از فضای مستطیل سبز و حمایتهای رسانهای و سیاسی پیرو تمرکزگرایی موجود که آن هم قطعا با پیوند خللناپذیر میان ملوانان بینتیجه خواهد ماند.
کلیگوییهایی چون برای تکتک دقایق بازی برنامه داریم و پاشنه آشیل رقیب را یافتهایم را برای تکدیدار فینال کنار بگذاریم. آنچه در نبرد نابرابر روز 5شنبه میتواند تعیینکننده باشد(جدا از سلامت و صداقت در امر داوری) {دقیقاً برخلاف سوتهای تبعیضآمیزی که علیرضا فغانی(عامدانه) در دیدار رفت فینال جام حذفی در خرداد 1390 در ورزشگاه آزادی به سود سرخپوشان پایتخت و بر علیه ملوان زد} ظرفیت و آمادگی روانی بالای توپچیهای ملوان است که در هر شرایطی بخواهند و بتوانند مدافع پیراهنی که بر تن دارند باشند و همسو با احساسات پاک و بیشائبه انزلیچیها و ملوانیها در جایجای ایران و اقصینقاط جهان.
به نظر برگ برنده ملوان در دیدار 5 شنبه بیش از آنکه تدابیر تاکتیکی و بعضاً اشتباهات رقیب باشد، باز میگردد به ذهنیت آماده و اراده قوی ملوانان برای نیل به موفقیت و ارائه نبردی حماسی و تسلیمناپذیری در لحظه لحظه بازی فینال… و فتح شکوهمندانه جامی دیگر…
سروش ملت پرست
مثل همیشه عالی,امید که شما و طرفداران واقعی را در اراک جهت تشویقی ملوانانه،ببینیم.