باز باران خبر/ شالیزارهای سرسبز شمال، باغهای مرکبات، چای و محصولات باغی تنها منابع تولید غذا نیستند بلکه بخشی از هویت تاریخی و اقتصادی استان های گیلان، مازندران و گلستان به شمار میآیند و معیشت صدها هزار خانوار به این بخش وابسته و امنیت غذایی کشور نیز تا حدّ زیادی بر ظرفیتهای کشاورزی شمال استوار است.
البته امروزه بزرگترین چالش موجود شکاف بین ظرفیتهای طبیعی کشاورزی شمال و میزان بهرهوری واقعی آن است. در حالی که بسیاری از کشورهای پیشرو، کشاورزی را بر پایه فناوریهای نوین، دادههای هوشمند و مکانیزاسیون کامل اداره میکنند، اما بخش قابل توجهی از مزارع برنج و باغهای مرکبات شمال همچنان با روشهای سنتی مدیریت میشوند.
آبیاری غرقآبی، استفاده از نهالها و بذرهای کمبازده، مدیریت سنتی آفات و کمبود ماشینآلات مدرن، موجب شده هزینه تولید افزایش یابد و بازدهی در واحد سطح فاصله محسوسی با استانداردهای جهانی داشته باشد.
در برهه کنونی فناوری ضرورتی برای بقاست؛ استفاده از کشاورزی هوشمند، پهپادهای پایش و سمپاشی، حسگرهای رطوبت، سامانههای آبیاری دقیق، ماشینآلات مکانیزه و ارقام اصلاحشده برنج و نهالهای مقاوم، میتواند هم مصرف آب را کاهش دهد و هم کیفیت و کمیت تولید را افزایش دهد و تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آبی و افزایش آفات نیز ضرورت این گذار را دوچندان کرده است. کشاورزی آینده بدون دانش و فناوری توان رقابت نخواهد داشت.
مشکل دیگر کشاورزی شمال اصلاح بازار است، تا زمانی که بازار اصلاح نشود، کشاورز انگیزهای برای سرمایهگذاری نخواهد داشت. امروزه بازار فروش پاشنه آشیل کشاورزی شمال است؛ چون هر سال با آغاز فصل برداشت، بسیاری از کشاورزان به دلیل کمبود سردخانه، صنایع فرآوری و انبارهای استاندارد، ناچار هستند محصولات خود را با پایینترین قیمت به واسطهها بفروشند و سپس چند ماه بعد همان محصولات با چند برابر قیمت به دست مصرفکننده میرسد و در این بین سود اصلی نه به تولیدکننده، بلکه به دلالان تعلق میگیرد.
در بازار برنج نیز این مشکل با واردات بیضابطه در فصل برداشت تشدید میشود. کاهش ناگهانی قیمتها، درآمد شالیکاران را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و انگیزه تولید را از میان میبرد. در بخش باغداری نیز هزینههای بالای نهادهها، نوسان بازار و ضعف صادرات، شرایطی ایجاد کرده که گاه هزینه برداشت محصول از قیمت فروش آن بیشتر میشود. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش سرمایهگذاری، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و فاصله گرفتن نسل جوان از این حرفه است.
از این رو تحول کشاورزی شمال باید همزمان در دو جبهه تحول در تولید و تحول در بازار دنبال شود؛ توسعه مکانیزاسیون، آموزش کشاورزان، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، گسترش خدمات فنی و استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت مزرعه، باید در کنار اصلاح نظام توزیع، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت تعاونیهای کشاورزی، ایجاد بازارهای الکترونیکی، ساماندهی واردات و حمایت هدفمند از صادرات قرار گیرد. تنها در چنین شرایطی، ارزش افزوده واقعی به تولیدکننده خواهد رسید.
در عین حال تحول به معنای کنار گذاشتن سنت نیست؛ کشاورزی شمال بخشی از میراث فرهنگی ایران است و باید اصالت خود را حفظ کند؛ اما این اصالت زمانی ماندگار خواهد بود که با دانش و فناوری پیوند بخورد. کشاورزی دانشبنیان، نه رقیب سنت، بلکه ضامن بقای آن است. اگر امروز برای نوسازی این بخش تصمیمی جدّی گرفته نشود، فردا نه تنها امنیت غذایی کشور آسیب خواهد دید، بلکه تغییر کاربری زمینهای حاصلخیز و مهاجرت کشاورزان، هویت کشاورزی شمال را با تهدیدی جدّی روبهرو خواهد کرد.
کشاورزی شمال اکنون بر سر یک دو راهی تاریخی قرار دارد؛ ادامه مسیر سنتی به معنای کاهش تدریجی بهرهوری و از دست رفتن مزیتهای رقابتی است، اما انتخاب مسیر نوآوری، فناوری و اصلاح ساختار بازار میتواند این منطقه را به یکی از قطبهای کشاورزی دانشبنیان و صادرات محور کشور تبدیل کند. تحول در کشاورزی شمال، ضرورتی برای حفظ اقتصاد، امنیت غذایی و آینده این سرزمین سبز است.
qubbat@yahoo.com
دیدگاهتان را بنویسید