باز باران خبر: تلخی مواجهه با رنج بیماری زندهیاد «رضا رویگری» در این سالها آغشته شده بود با شیرینی ایفای نقش ماندگار «کیان» و نوای «ایران ایران»اش؛ تا آنجا که او را هم برای ایفای نقش دوباره مقابل دوربین بیقرار کرده بود.
به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، شاید زندهیاد رضا رویگری حتی فکرش را هم نمیکرد آن شب ۲۶ دیماه ۵۷ که نوای «ایران ایران»اش در پستوی استودیویی زیرزمینی میپیچید، سه دهه بعد در قامت کیان ایرانیِ مختارنامه در ذهنها نقش ببندد؛ همان ایرانی که انتقام خون مختار ثقفی را گرفت و احتمالا فریاد پر از رنج کیان بعد از قتل عام خانوادهاش، به یادماندنیترین سکانسی باشد که از زندهیاد رویگری در ذهن مردم ایران به یادگار میماند.
قطع به یقین رضا رویگری از این سکانسهای به یاد ماندنی در ذهن مردم ایران کم نداشته؛ بازیگری که به گفته خودش آنقدر هنر داشت که بتواند زندگی کند، چند سالی میشد که بیماری به جسم و جانش افتاده بود و با این حال با ویلچر و شرایط سخت خودش را مقابل دوربین میرساند تا به قول خودش بتواند کمی زندگی کند.
بعد از کیان ایرانی، مردم او را با سریال «به کجا چنین شتابان» به یاد میآورند. با نقشی که به زعم خودش منفی نبود و هنوز میتوان او را به عنوان باجناقی پولدار و بیرحم به یاد آورد و از هنرنمایی او لذت برد.
رویگری از تئاتر شروع کرد و آنقدر در تئاتر زندگی کرد تا با «عقابها» به سینما راه پیدا کند. بعد از آن دهه شصت را با «اجارهنشینها» و «شب بیستونهم» به یکی از دهههای مهم کارنامه کاری خودش تبدیل کرد. طنز تلخ فیلم زندهیاد مهرجویی با وحشت فیلم رخشانی آنقدر تناقض داشت که از دل آن توانمندی و استعداد رویگری برای همه علاقمندان سینما و دنبالکنندگانش در آن سالها محرز شد.
بعد از آنها «بوتیک» و «کانیمانگا» به دو ایفای نقش متفاوت دیگر او در کارنامه کاریاش تبدیل شدند. البته که او روزهای خانهنشینی را نیز زندگی کرده؛ سالهایی که به گفته خودش از تدریس نقاشی تا فروش ترشی را هم تجربه کرده اما کشش او به سینما و متقابلا سینما به او، این بازیگر را به هر طریق به هنر موردعلاقهاش گره زد؛ همچون همان سالی که با «محله بهداشت» به تلویزیون برگشت و شهرت را در تلویزیون هم تجربه کرد.
با این حال چند سالی میشد که زندهیاد رویگری در بستر بیماری بود و زندگی شخصی او نیز درگیر حواشی شده بود اما همچنان در گفتوگوهایی داشت از اینکه بازی نمیکند، گلایه نداشت اما از اینکه مردم با دیدن فیلمهای او حال خوبی دارند، ابزار خوشحالی کرده بود.
حالا دیگر کسی نیست تا به قول خودش در خیابان راهش را سد کند و او را کیان ایرانی صدا بزند، اما نوای «ایران ایران» پر رنگتر از همیشه با صدای گرم و باصلابت اوست که یادآوری و در ذهن «مردم ایران» حک و ماندگار میشود.
دیدگاهتان را بنویسید