یاز باران خبر/ ورزش ایران، این میدان پرشر و شور در پشت پرده درگیر بیماری مزمنی است به نام «قانونگریزی»!
این معضل تنها یک اشتباه مدیریتی ساده نیست، بلکه شبیه به یک استراتژی حساب شده برای بقای سیستمهایی است که روشنایی و شفافیت را برنمیتابند که یکی از واضحترین نشانههای این بیماری فرار سیستماتیک از حضور حقوقدانان در رأس قدرت و تصمیمگیری است.
چرا حضور یک مشاور حقوقی در هیئتمدیره یک باشگاه بزرگ برای برخی آنقدر ترسناک است؟
پاسخ ساده است، زیرا حقوقدان مانند یک دوربین مداربسته زنده عمل میکند. او با دانش و وجدان خود نور را به اتاقهای تاریک میتاباند. قراردادهای مبهم و پرابهام که پیش از این به راحتی امضا میشدند، زیر ذرهبین او رنگ میبازند. تصمیمهای سلیقهای و خارج از چارچوب که مایه حیات گروههای خاصی است در برابر تیغ قانون او بیپناه میمانند. در فضایی که منافع شخصی بر مصالح ملی اولویت دارد، حضور کسی که زبان قانون را میداند و بر اجرای آن پافشاری میکند، یک تهدید جدی محسوب میشود.
اما این ماجرا تنها تقصیر یک سوی داستان نیست. سیستم فاسد به صورت غریزی در برابر هر ناظری مقاومت میکند. از طرف دیگر بسیاری از حقوقدانان شایسته و با وجدان نیز تمایلی به ورود به این میدان مینگذاری شده ندارند. تصور کنید یک وکیل که اعتبارش را به پایبندی به قانون میداند، مجبور باشد روزانه با فشار برای نادیده گرفتن تخلفات، چشمپوشی از قراردادهای مشکوک و سکوت در برابر تصمیمهای غیرقانونی دست و پنجه نرم کند. فعالیت در چنین محیطی نه تنها فرسایشی است، بلکه مانند این میماند که اعتبار حرفهای خود را به بازی بگیرد و خود را به خطر اتهامات و پروندههای قضایی آینده نزدیک کند.
نتیجه این بازی خطرناک را همه ما میبینیم؛ باشگاههای ورشکسته، قراردادهای زیانبار، محرومیتهای بینالمللی و در نهایت ناامیدی میلیونها طرفدار که تنها آرزویشان تماشای ورزش پاک است. تا زمانی که ما به جای درمان ریشهای این بیماری، تنها به مسکنهای مقطعی بسنده کنیم، این چرخه معیوب ادامه خواهد داشت. درمان واقعی آن زمانی است که ورزش ایران شهامت این را پیدا کند که درها را به روی نور و قانون بگشاید و اجازه دهد متخصصان حقوق نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان ناجیان اعتبار و سرمایه این کشور، نقش خود را ایفا کنند.
دیدگاهتان را بنویسید