باز باران خبر/ در روزگاری که سرعت انتشار اخبار از سرعت اجرای بسیاری از پروژهها پیشی گرفته، گاه این نگرانی به وجود میآید که مبادا «نمایش مدیریت» جایگزین «مدیریتِ واقعی» شود.
شهر صحنه تئاتر نیست و مردم نیز تماشاگرانی نیستند که با چند تصویر از بازدیدهای میدانی یا چند فیلم کوتاه از قدم زدن مسئولان در کوچه و خیابان، درباره عملکرد مدیران قضاوت کنند. شهروندان هر روز با واقعیت زندگی میکنند؛ با خیابانی که آسفالت آن فرسوده است یا نوسازی شده، با پارکی که آباد شده یا همچنان در انتظار رسیدگی است، با پروژهای که به سرانجام رسیده یا سالهاست در تابلوهای وعده باقی مانده است.
متأسفانه در برخی موارد، پیش از آنکه نخستین آجر یک پروژه بر زمین گذاشته شود، دهها خبر، گزارش، تصویر و مصاحبه درباره آن منتشر میشود و گویی مسیر مهمتر از مقصد شده و طرح بیش از نتیجه مورد توجه قرار گرفته؛ در حالی که فلسفه مدیریت، تولید نتیجه است نه تولید محتوا.
بیگمان اطلاعرسانی شفاف حق مردم و وظیفه مدیران است؛ اما اطلاعرسانی زمانی ارزشمند خواهد بود که بر پایه دستاوردهای عینی و نتایج ملموس استوار باشد، نه بر مبنای طرحهایی که هنوز در مرحله ایده، مطالعه یا وعده قرار دارند.
مردم این سرزمین از حافظه تاریخی و شعور اجتماعی بالایی برخوردارند؛ آنان به خوبی تشخیص میدهند که چه کسی در سکوت کار میکند و چه کسی در هیاهوی رسانهای به دنبال دیده شدن است.
شهروندان بهتر از هر نظرسنجی و دقیقتر از هر تیم تبلیغاتی میتوانند میان «خدمت» و «نمایش خدمت» تفاوت قائل شوند.
مدیران موفق جهان نیز عموماً یک ویژگی مشترک دارند؛ آنان اجازه میدهند پروژهها به جای خودشان سخن بگویند. پل ساخته شده، خیابان اصلاح شده، مشکل حل شده و رضایت مردم بهترین سخنگوی یک مدیر است. نیازی نیست برای اثبات کارآمدی، هر گام کوچک به تیتر رسانهها تبدیل شود؛ زیرا “نتیجه نهایی” خود بزرگترین خبر است.
متاسفانه آنچه امروزه بیش از هر چیز به اعتماد عمومی آسیب میزند، فاصله میان “وعدهها” و “واقعیتهاست”؛ وقتی مردم بارها از آغاز طرحها میشنوند اما کمتر شاهد پایان موفق آنها هستند، سرمایه اجتماعی به تدریج فرسوده میشود. در مقابل، مدیری که کمتر سخن میگوید اما بیشتر عمل میکند، حتی بدون تبلیغات گسترده نیز در حافظه جامعه ماندگار خواهد شد.
شاید زمان آن رسیده باشد که فرهنگ مدیریت شهری از «اعلام آنچه قرار است انجام شود» به «ارائه آنچه انجام شده » تغییر مسیر دهد. مدیران محترم شهری اگر میخواهند اعتماد عمومی را تقویت کنند، بهتر است دوربینها را به روز افتتاح پروژهها دعوت کنند، نه به هر بازدید و هر جلسه و هر قدمی که در مسیر انجام وظایف اداری برداشته میشود.
مردم از مسئولان انتظار معجزه ندارند؛ آنان تنها میخواهند آثار تلاشها را در زندگی روزمره خود ببینند. شهروندان قدرشناساند و هرگز خدمت صادقانه را فراموش نمیکنند، اما در عین حال به خوبی میدانند چه زمانی یک اقدام برای حل مشکلات شهر انجام میشود و چه زمانی برای ساختن تصویری سیاسی از یک مدیر!
و در نهایت اینکه باید پذیرفت مسئولیت سکوی تبلیغات نیست؛ امانتی برای خدمت است و در عرصه خدمت عمومی این نتیجه کار است که اعتبار میآورد، نه تعداد دوربینهایی که یک بازدید را ثبت میکنند.
تاریخ مدیریت شهری یک قاعده ساده اما ماندگار دارد: مدیران میروند، دوربینها خاموش میشوند، اخبار به فراموشی سپرده میشوند؛ اما آنچه باقی میماند، کارنامهای است که در خیابانها، میدانها، پروژهها و رضایت مردم نوشته شده است.
دیدگاهتان را بنویسید