یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
باز باران خبر/ پنج سال از عمر ورزش گیلان با نام «جهانبخش آرمان» گره خورد؛ پنج سالی که روز گذشته با معرفی سرپرست جدید به پایان رسید و جای خود را به «ابراهیم مهربان» داد. 
سپاس بی‌گله؛ نامه‌ای سرگشاده خطاب به جهانبخش آرمان در آستانه کوچ از ورزش گیلان
  • کد نوشته: 45887
  • منبع: باز باران خبر
  • چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵
  • 110 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ پنج سال از عمر ورزش گیلان با نام «جهانبخش آرمان» گره خورد؛ پنج سالی که روز گذشته با معرفی سرپرست جدید به پایان رسید و جای خود را به «ابراهیم مهربان» داد.

    کرسی مدیریت اداره کل ورزش و جوانان استان گیلان دست به دست شد، اما پیش از آنکه به فردا و آینده بیندیشیم، لازم است نگاهی صادقانه، بی‌طرفانه و بدون هیچ‌گونه غرض به دیروز بیندازیم؛ دیروزی که با همه فراز و فرودهایش بخشی از تاریخ ورزش این خطه است.

    نمی‌توان و نباید گفت که آرمان در این پنج سال هیچ نکرد؛بسیاری از طرح‌ها و اقداماتی که به سرانجام نرسید، ریشه در مشکلات ساختاری و کهنه ورزش کشور دارد، مشکلاتی که از تهران تا دورترین استان‌ها گریبان مدیران را می‌گیرد و انصاف حکم می‌کند این واقعیت را نادیده نگیریم.

    اما آرمان با این نیت آمده بود که به ورزش استان نفس تازه‌ای بدهد، فوتبال گیلان را از دل تاریکی مطلق بیرون بکشد و به آن رونقی دوباره ببخشد. او آنقدر دل در گرو فوتبال گذاشت که صدای دیگر هیأت‌های ورزشی استان درآمد؛ آنقدر که در ذهن بسیاری، بیش از آنکه «مدیرکل ورزش و جوانان» باشد، «رئیس هیأت فوتبال گیلان» شناخته می‌شد.

    اما همین دلبستگی بی‌حد و اندازه، مسیر را برایش دشوار کرد. آرمان در این دوران بارها از جایگاه نظارتی خود که وظیفه اصلی‌اش بود فاصله گرفت و پا به میدان مداخله مستقیم در جزئی‌ترین امور باشگاه‌های خصوصی گذاشت؛ حوزه‌ای که اساساً در چارچوب وظایف و اختیارات او تعریف نشده بود. نگارنده بر این باور است که نیت او یاری‌رساندن به فوتبال بود، اما در این راه مسیر رسیدن به هدف را گم کرد و چه بسیار مدیرانی که با نیتی خیر در بی‌راهه گم شده‌اند.

    وی در روزهای پایانی مسئولیتش در انتقال یک باشگاه فوتبال خصوصی بازی را به میهمانان ناخوانده اش واگذار کرد و در امتحان سخت واگذاری یک باشگاهی خصوصی مردود شد؛ هر چند نگارنده از همان ابتدا و با قاطعیت تمام با آن مخالف بودم و دیری نپایید که آن اصرار و آن مخالفت بی‌دلیل نبود؛ حقیقت زود آشکار شد، آن‌قدر زود که دیگر جای انکار برای هیچ‌کس باقی نماند.

    هر چند بیان آن اتفاقات در این مقال نمی گنجد اما آرمان خود بهتر می داند که چه می گویم.

    آقای آرمان این اواخر بیش از آنکه از سوی دیگران آسیب ببینید، خودزنی کردید. درِ دفتر خود را به روی کسانی گشودید که در پی جبران کاستی‌های خود از دریچه فوتبال رشت بودند، نه در پی خدمت خالصانه به فوتبال این شهر؛ با این‌همه از شما گله‌ای ندارم و برای زحماتی که در طول این سال‌ها برای ورزش گیلان کشیدید، صمیمانه سپاسگزارم.

    فرهاد خراسانی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *