چهارشنبه / ۱۳ خرداد / ۱۴۰۵
×
یادداشت/ رسول سعیدی زاده

روسیه دوست روزهای دشوار نیست!

باز باران خبر/ در سپهر سیاست بین‌الملل هیچ دوستی بدون هزینه و هیچ اتحادی بدون تعهد معنا ندارد.
روسیه دوست روزهای دشوار نیست!
  • کد نوشته: 43166
  • منبع: باز باران خبر
  • یکشنبه 15 فوریه 2026
  • 44 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ در سپهر سیاست بین‌الملل هیچ دوستی بدون هزینه و هیچ اتحادی بدون تعهد معنا ندارد. روسیه هرچند در ظاهر خود را قدرتی بزرگ و شریک کشورهای مستقل نشان می‌دهد، ولی در عمل بارها ثابت کرده که نه می‌تواند و نه می‌خواهد پشت متحدانش بایستد.

    تاریخ معاصر شاهد روشنی است بر این واقعیت که اتکا به مسکو در شرایط بحرانی بیش از آنکه نشانه هوشمندی باشد، خطایی راهبردی است که پیامدهای سنگینی به‌دنبال دارد.

    روسیه در بزنگاه‌های حساس، به‌ ویژه زمانی که فشارهای سیاسی یا امنیتی اوج می‌گیرد، از ایفای نقش واقعی در دفاع از هم‌پیمانانش شانه خالی می‌کند؛ نمونه روشن این رفتار را می‌توان در قبال صربستان در جریان بحران کوزوو، ارمنستان در جنگ قره‌باغ و حتی سوریه در سال‌های نخست بحران مشاهده کرد؛ جاهایی که مسکو یا عقب‌نشست کرد و یا متحدانش را به پذیرش شکست واداشت.

    متاسفانه آنچه در ظاهر دوستی جلوه می‌کند در عمل چیزی جز یک معامله موقت و قابل‌فسخ نیست.

    سیاست خارجی کرملین بر پایه وفاداری یا آرمان مشترک بنا نشده؛ بلکه بر اساس محاسبه‌گری دقیق و منفعت‌جویانه شکل گرفته است. هدف اصلی نه ایجاد یک بلوک پایدار، بلکه افزایش قدرت چانه‌زنی با غرب ـ به ویژه آمریکا ـ و بهره‌برداری از متحدان برای تقویت موقعیت خود در معادلات جهانی است.

    در این چارچوب کشورهای نزدیک به روسیه نه شریک بلکه ابزارند؛ ابزارهایی ارزشمند که منافع آنی مسکو را تأمین کنند و به محض تغییر شرایط این ابزارها به‌سادگی کنار گذاشته می‌شوند.

    این رویکرد را می‌توان در رفتار روسیه در قبال بسیاری از کشورهای حوزه نفوذش مشاهده کرد؛ از رها کردن لیبی در برابر ناتو تا بی‌عملی در قبال بحران ونزوئلا؛ مسکو در قفقاز و آسیای مرکزی نیز همواره میان حمایت از متحدان و مصلحت‌اندیشی در برابر غرب دومی را برگزیده است. هر بار که هزینه حمایت بالا رفته، روسیه عقب‌نشینی کرده و با شعارهای دیپلماتیک جای خالی اقدام واقعی را پر کرده است.

    این الگو نشان می‌دهد که مسکو از ورود پُرهزینه به بحران‌ها پرهیز دارد و حمایت‌هایش اغلب در سطح کلام باقی می‌ماند و ترجیح می‌دهد با بازی زمان و ابهام در مواضع از پرداخت هزینه‌های واقعی بگریزد.

    در سیاست بین‌الملل کشوری که برای متحدش هزینه نمی‌دهد، متحد نیست؛ بلکه تماشاگری فرصت‌طلب است که تنها به اندازه سود خود در میدان می‌ماند.

    از سوی دیگر روسیه امروز درگیر محدودیت‌های جدّی ساختاری است. اقتصادش زیر فشار تحریم‌های گسترده فرسوده شده، انزوای بین‌المللی آن رو به افزایش است و توان نظامی‌اش در جنگ فرسایشی اوکراین در حال تحلیل رفتن است. مسکو دیگر نه ابرقدرت سابق است و نه پشتوانه‌ای مطمئن برای اتحادهای بلندمدت دارد و در چنین وضعیتی حتی اگر روسیه قصد حمایت هم داشته باشد از توان عملی و نظامی لازم برخوردار نیست. اتکا به قدرتی که خود درگیر بحران بقاست، اقدامی پُرریسک و غیرعقلانی است.

    خطر اصلی در این میان صرفاً دشمنی روسیه نیست؛ بلکه توهم دوستی با آن است. سراب دوستی دقیقاً از همین‌جا معنا می‌گیرد: وعده امنیت می‌دهد، امید می‌آفریند اما در لحظه نیاز چیزی جز خلأ و سرخوردگی به‌جا نمی‌گذارد. اعتقاد بر این است اتکای بی‌قید و شرط به مسکو نه تنها امنیت‌آور نیست، بلکه ظرفیت راهبردی کشورها را محدود و انعطاف آنان را در برابر تحولات جهانی کاهش می‌دهد.

    سیاست خارجی واقع‌بینانه بر تنوع روابط، استقلال تصمیم‌گیری و شناخت دقیق از رفتار بازیگران جهانی بنا می‌شود و هر نوع شرط‌بندی یک‌جانبه بر مسکو، نادیده‌گرفتن تجربه تاریخی و تکرار اشتباهات گذشته است.

    تاریخ به ما آموخته است که روسیه شریک روزهای آرام و کم‌هزینه است، نه دوست روزهای سخت و پُرخطر! بازیگر هوشمند کسی است که پیش از وقوع بحران، دست از سراب برداشته و شراکت خود را بر بنیادی واقعی و چندلایه استوار کند.

    qubbat@yahoo.com

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *