باز باران خبر/ رسانهها امروزه قدرت زیادی در شکل دادن به دیدگاه ما و حتی در کمان از واقعیت دارند. اما در کنار این تأثیرگذاری، پدیدهای نگرانکننده به نام دروغ رسانهای وجود دارد که فضا را مسموم کرده و افکار جامعه را گمراه نموده است. این مشکل که محدود به مرز خاصی نیست، بخشی از یک چالش بزرگ در دنیای امروز ماست.
منظور از دروغ رسانهای، انتشار آگاهانه و هدفمند اطلاعات نادرست یا تحریفشده است. دلایل مختلفی مانند جلب نظر مالک رسانه، کسب سود مالی، جذب مخاطب بیشتر و فشارهای سازمانی، پشت این اتفاق وجود دارد.
شبکههای اجتماعی هم با فراهم کردن بستری که نظارت بر آن دشوار است، مرز بین خبر و شایعه را کمرنگتر کردهاند.
اما مشکل اصلی فقط انتشار دروغ نیست؛ بلکه باور کردن آن توسط بخشی از جامعه است. چرا بعضی از ما بدون فکر و بررسی، اخبار نادرست را قبول میکنیم؟ بخشی از پاسخ به این سؤال در روانشناسی اجتماعی نهفته است؛ ما تمایل داریم اخباری را باور کنیم که با باورها و دیدگاههای قبلیمان همخوانی داشته باشد. این سوگیری تأییدی باعث میشود، گاهی بیشتر به دنبال تأیید عقاید خود باشیم تا رسیدن به حقیقت مسئله!
گاهی هم دروغ رسانهای به یک عادت سازمانی تبدیل میشود؛ رفتاری که در ساختار یک رسانه نهادینه شده و جزئی از هویتش میشود.
مقابله با این پدیده نیازمند تلاش همهجانبه است. افزایش سواد رسانهای در بین مردم، واداشتن رسانهها به شفافیت و پاسخگویی و ایجاد سیستمهای دقیق راستیآزمایی اخبار گامهای مهمی هستند؛ اما فراموش نکنیم که مسئولیت فردی ما هم بسیار حیاتی است. هر کدام از ما باید یاد بگیریم قبل از پذیرش یا بازنشر هر خبری، لحظهای تأمل کنیم؛ این مکث کوتاه میتواند ما را از افتادن در دام فریب رسانه های دروغپرداز نجات دهد.
از اخباری که صحت آنها زیر سوال رفته است می توان به ادعای مبنی بر پرداخت پول و غذا به شرکتکنندگان در تجمعات خیابانی شبانه ماه های اخیر ایران یا اهدای بنزین به خودروهای حاضر در رژههای خیابانی (به نقل از شبکه اینترنشنال) و گزارشهایی درباره فرار مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی ایران به خارج از کشور (به نقل از بنگاه سخن پراکنی بی بی سی فارسی و سایر شبکه های خبری فارسی زبان) که با زنده و فعال بودن این افراد، نادرست بودن آنها مشخص شد، اشاره کرد.
فراتر از تأثیرات لحظهای هر خبر دروغ، پیامدهای بلندمدت آن بر اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی بسیار جدّیتر است. وقتی رسانهها، چه داخلی و چه خارجی، مدام اخبار نادرست یا جانبدارانه منتشر میکنند، شکاف عمیقی بین مردم و منابع خبری ایجاد میشود و این بیاعتمادی پایههای انسجام اجتماعی را سست میکند و جامعه به سمت قطبیشدن بیشتر، افزایش سوءظن و ناتوانی در رسیدن به توافق بر سر مسائل مهم پیش میرود.
این وضعیت میتواند به تنشهای اجتماعی، بیثباتی سیاسی و تضعیف فرایندهای دموکراتیک منجر شود، چرا که شهروندان دیگر قادر به تصمیمگیری آگاهانه نیستند. بنابراین مبارزه با دروغهای رسانهای فقط یک ضرورت اخلاقی نیست، بلکه برای سلامت و پویایی جامعه در درازمدت اقدامی حیاتی است.
qubbat@yahoo.com
دیدگاهتان را بنویسید