باز باران خبر/ اگر این فوتبال ورشکسته برای بعضی مدیران خاص خوشنامی به ارمغان نیاورد، دستکم نان و آب را آورد؛ آنهم چه نانی و چه آبی؟!
در مکتب این آقایان مدیریت ورزشی یعنی کنار هم نشاندن حلقهای از ستایشگران پرحرف و دور کردن هر که بلد است، میفهمد و دغدغه دارد.
فوتبال دیگر صحنه رقابت نیست، صحنه تصاحب است؛ تصاحب جایگاه، اعتبار، چند واحد آپارتمان، زمین کنار دریا، ویلا، ماشین… و شاید وجدان!
وقتی قانون به شوخی بدل شود و شایستهسالاری به خاطره، طبیعی است که مدیر ناتوان با لبخند بر لب به جای «برد تیم ها»، به «برد زمین» فکر کند. طبیعی است که چرخ باشگاهها نچرخد، اما چرخ معاملهها بچرخد؛ از کنار زمین فوتبال تا دفتر معاملات ملکی در بهترین نقطه شهر و چه باک اگر تیم سقوط کند! اگر هوادار افسرده شود! اگر بازیکن دلسرد شود! مهم آن است که کلید املاک آماده تحویل باشد و سند آپارتمان، بی دغدغه ثبت شود.
فوتبال برای مردم هنوز با شور و امید همراه است؛ اما برای بعضیها فقط یک ابزار است؛ ابزار معامله، ابزار پوشش، ابزار چاپلوسی و ابزار فرار از قانون.
نام فوتبال در شناسنامهاش هنوز “ورزش مردمی” است اما در عمل مدتی است به اسم رمز معاملات شخصی بدل شده است.
براستی آیا وقت آن نرسیده که این دو را از هم تفکیک کنیم؟
دیدگاهتان را بنویسید