باز باران خبر/ شاید شنیده باشید که میگویند «هر کسی را بهر کاری ساختند»، اما گویا در این دیار حکایت چیز دیگری است. حسین رضازاده، قهرمان نامدار وزنهبرداری و از اسطوره های بیبدیل این رشته ورزشی در سطح جهان این بار با یک چرخش ۱۸۰ درجهای از پولاد سرد و وزنههای سنگین فاصله گرفته و به دنیای چابک و پرشتاب رشته ورزشی سپکتاکرا ( والیبال با پا) گام گذاشته است! راستش را بخواهید، وقتی خبر انتصاب ایشان به عنوان عضو هیأت رئیسه انجمن سپکتاکرا را شنیدیم، اول فکر کردیم شوخی است، یا شاید هم اشتباهی در خوانش خبر رخ داده، اما همه چیز درست بوده و خبر صحت داشته و دارد؛ آخر چه سنخیتی میان سلطان وزنهبرداری و ورزشی که نیاز به سرعت عمل و انعطاف بالا دارد وجود دارد؛ آن هم در جایگاه تصمیمگیری؟
انگار قرار نیست حلقه مفقوده تخصصگرایی و شایستهسالاری در انتصابات ما هویدا شود؟! این حکایت آشنایی است که سالهاست بر تارک ورزش و حتی دیگر حوزههای کاری کشورمان نقش بسته است.
آخر چطور میشود که فردی با این همه افتخارات در یک رشته ورزشی، ناگهان سکان هدایت (یا حداقل بخشی از آن) را در رشتهای کاملاً متفاوت به دست میگیرد؟
آیا واقعاً در این سرزمین پهناور، متخصص سپکتاکرا نداشتیم که باید از قهرمان وزنهبرداری کمک میگرفتیم؟ یا شاید هم این انتصابات، دلایل و اهداف ناگفتهای پشت پرده دارد که ما از آن بیخبریم؟! دلایلی که قطعاً بویی از منطق و شایستگی نبرده و بیشتر به یک شوخی تلخ شبیهاند.
این نوع انتصابات بیش از آنکه مضحک باشند، شرمآور هستند؛ شرمآور برای ورزشی که قرار است بر اساس اصول علمی و تخصصی پیش برود، نه بر پایه رفاقتها و ملاحظات عجیب و غریب!
امیدواریم روزی فرا رسد که این سنت ناپسند و خجالتآور ریشهکن شود، روزی که هر کس بر مسند کار خود بنشیند، نه بر صندلیای که صرفاً به خاطر نام و عنوان برایش رزرو شده است. شاید آن روز سپکتاکرا هم قهرمان المپیکی از جنس خودش داشته باشد، نه از جنس وزنهبرداری!
دیدگاهتان را بنویسید