یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
یادداشت/ رسول سعیدی زاده

جنگل‌های هیرکانی در محاصره سوداگران

باز باران خبر/ جنگل‌های هیرکانی که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند، نه فقط سرمایه‌ای ملی، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار می‌روند.
جنگل‌های هیرکانی در محاصره سوداگران
  • کد نوشته: 46177
  • منبع: باز باران خبر
  • سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
  • 42 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ جنگل‌های هیرکانی که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند، نه فقط سرمایه‌ای ملی، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار می‌روند. تهدیدهای پیش روی جنگل‌های هیرکانی دیگر پدیده‌های پراکنده و مقطعی نیستند، بلکه به بحرانی ساختاری تبدیل شده‌اند. قاچاق چوب همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب جنگل‌هاست و سود سرشار حاصل از قطع درختان کهنسال در بسیاری از موارد از هزینه‌های قانونی آن بیشتر است و همین مسئله بازدارندگی قوانین را تضعیف کرده است.

    هنگامی که تخریب یک درخت چند ده ساله با جریمه‌ای ناچیز پایان می‌یابد، در واقع پیام نادرستی به متخلفان داده می‌شود؛ پیامی که جنگل را نه یک سرمایه ملی، بلکه کالایی برای کسب سود معرفی می‌کند.

    متاسفانه مقابله با این چرخه تنها با افزایش گشت‌های حفاظتی ممکن نیست و اصلاح قوانین، برخورد قاطع قضایی، شفاف‌سازی زنجیره حمل و فروش چوب و بهره‌گیری از فناوری‌هایی مانند پهپاد، تصاویر ماهواره‌ای و سامانه‌های هوشمند پایش جنگل ضرورتی اجتناب ‌ناپذیر است.

    در کنار قاچاق، آتش‌سوزی‌های گسترده نیز هر ساله بخشی از این میراث ارزشمند را نابود می‌کند؛ ضمن اینکه تغییرات اقلیمی، خشکسالی، بی‌احتیاطی گردشگران و کمبود تجهیزات اطفای حریق دست به دست هم داده‌اند تا شعله‌هایی که گاه از یک غفلت کوچک آغاز می‌شوند، صدها هکتار از جنگل را به خاکستر تبدیل کنند.

    خسارت چنین حریق‌هایی تنها از بین رفتن درختان نیست؛ خاک، پوشش گیاهی، زیستگاه جانوران و ظرفیت طبیعی بازسازی جنگل نیز آسیب می‌بیند و گاه دهه‌ها زمان لازم است تا طبیعت بخشی از آن را جبران کند.

    زخم دیگر جنگل‌های هیرکانی تجاوز به عرصه‌های جنگلی است؛ تغییر کاربری، ویلاسازی، جاده‌کشی و توسعه بی‌ضابطه گردشگری هر سال بخش‌هایی از این اکوسیستم را کوچک‌تر می‌کند.

    البته توسعه زمانی ارزشمند است که به حفظ سرمایه‌های طبیعی بینجامد، نه آنکه آنها را نابود کند و هیچ منفعت اقتصادی کوتاه‌ مدتی نمی‌تواند جایگزین خدمات حیاتی جنگل‌ها در حفظ منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، تعدیل اقلیم، کاهش سیلاب و حفظ تنوع زیستی شود. توسعه‌ای که جنگل را قربانی کند در حقیقت توسعه نیست بلکه انتقال هزینه‌های امروز به نسل‌های آینده است.

    با این حال راه نجات جنگل‌های هیرکانی تنها از مسیر دولت و قوانین نیست و تجربه جهانی نشان داده که موفق‌ترین الگوهای حفاظت بر مشارکت مردم محلی استوار بوده‌اند. روستاییان و ساکنان حاشیه جنگل اگر از منافع حفاظت آن بهره‌مند شوند، نخستین مدافعان جنگل خواهند بود. ایجاد اشتغال پایدار، توسعه اکوتوریسم، حمایت از کسب ‌و کارهای سبز و واگذاری بخشی از مدیریت منابع طبیعی به جوامع محلی می‌تواند پیوندی پایدار میان معیشت مردم و بقای جنگل ایجاد کند. مردمی که جنگل را سرمایه زندگی خود بدانند در برابر قاچاقچیان، زمین‌خواران و آتش‌افروزان خواهند ایستاد.

    همچنین رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد و همه شهروندان نیز در این مسئولیت شریک‌هستند. حفاظت از جنگل تنها یک مأموریت اداری نیست و بخشی از فرهنگ توسعه‌ یافتگی است. جامعه‌ای که ارزش درخت را تنها در قیمت چوب ببیند، دیر یا زود بهای سنگین نابودی طبیعت را خواهد پرداخت.

    جنگل‌های هیرکانی آزمونی برای سنجش کیفیت حکمرانی و بلوغ تمدنی ما هستند. اگر نتوانیم از میراثی که میلیون‌ها سال دوام آورده پاسداری کنیم، چگونه می‌توانیم از توسعه پایدار سخن بگوییم؟

    لذا امروزه بیش از هر زمان دیگر به یک میثاق ملی برای حفاظت از جنگل‌های هیرکانی نیاز داریم؛ میثاقی که در آن قانون، مشارکت مردمی، دانش روز و مسئولیت‌پذیری اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند. آینده جنگل‌های هیرکانی، آینده امنیت زیست ‌محیطی ایران است و فرصت برای نجات آن، هر روز کمتر از دیروز می‌شود.

    qubbat@yahoo.com

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *