باز باران خبر- سرویس فرهنگ و هنر: اگر به تاریخ، ادبیات، عرفان، شعر و هویت بومی علاقهمند هستید، اگر می خواهید منشاء تولد یک زبان و یک فرهنگ را بر صحنه ببینید، تماشای «خورسو» را از دست ندهید.
در زیر گفتگوی همکار ما با کارگردان خورسو را می خوانید.
- استاد میرمعنوی با سپاس از حضورتان در این مصاحبه و به عنوان اولین سئوال اینطور شروع کنیم که حضرتعالی به عنوان چهرهای شناخته شده با سوابق درخشان در عرصه تئاتر و تلویزیون تا آنجا که مطلع هستیم اولین نفری هستید که موفق به دریافت نشان درجه یک هنری کشور در رشته کارگردانی تئاتر هستید. آیا از وضعیت کنونی و جایگاه خود راضی هستید؟
خدا را سپاسمندم که عنایتاش همواره شامل حال من بوده و هست و توانسته ام طی ۵۶ سال فعالیت مستمر و حرفه ای در تئاتر از جایگاه قابل قبول و ویژهای برخوردار باشم. بله، من نخستین هنرمند تئاتر گیلان هستم که توانسته ام نشان درجه یک هنری را در رشته کارگردانی دریافت کنم؛ زیرا شورای نظارت و ارزشیابی تئاتر کشور در اهداء درجه یک هنری به افراد بسیار سختگیر و با دقت و وسواس فراوانی عمل می کند و در واقع تا شخصیت و توان هنری فرد به لحاظ تخصصی و حرفه ای محرز نگردد، درجه ای به او اعطا نمی شود.
به همین خاطر بسیاری در پشت صف درجه هنری ایستاده اند و به نوبت انتظار این نشان را می کشند و من خوشحالم که با کسب این درجه، امتیاز درخوری برای آبروی تئاتر گیلان کسب نموده ام.اما اینکه وضعیت کنونی من راضی کننده هست یا نه باید به صراحت بگویم، خیر! من همه چیز دارم، احترام، عزت، مقام اجتماعی و شخصیت والای هنری و به شدت مورد توجه و عنایت مردم و مدیران هنری کشور و استان هستم و از این بابت همیشه خداوند عزوجل را شاکر و سپاسگزارم؛ اما به لحاظ مادی و امکانات زندگی در تنگنا قرار دارم. هنوز فاقد خانه مسکونی هستم. امنیت شغلی و آرامش اقتصادی ندارم و به سختی زندگی خود و خانوده ام را اداره می کنم. نه حقوق بگیر اداره و سازمانی ام و نه بازنشستۀ جایی!
با توجه به غیرحرفه ای بودن شغل ما در سطح استان، تولید و کار به طرز چشمگیری کم فروغ و ضعیف است. مراکز فرهنگی و هنری استان توان سرمایه گذاری ندارند و به همین خاطر بازار کار کفاف هزینه های زندگی ما را نمی دهد. به سختی چرخ زندگی هنرمندان می چرخد اما ناامید از کرم الهی نیستیم تا خدا در آینده چه بخواهد.
- با نگاهی به کارنامۀ کاری شما، فاصله کارهایی که به روی صحنه می برید طولانیست و گاهی دیر به دیر. چطور شد نمایشنامه «خورسو» را برای اجرا انتخاب کردید؟
دو مشکل اساسی در تئاتر گیلان وجود دارد، یکی کمبود متون نمایشی درخور که بتوان روی آن مانور داد و اجرا نمود و دیگری نبود امکانات حرفه ای و سرمایه گذار ریسک پذیر. خوشبختانه نمایش های زیادی در گیلان اجرا می شود اما به ضرس قاطع باید بگویم که توان و رمق مناسب دراماتیکی در بسیاری از آنها چنگی به دل نمیزند. به همین خاطر با توجه به شناخت کاملی که در حوزه ادبیات نمایشی دارم به سراغ متون دم دستی نمیروم. انتخاب متن برای من از ویژگی خاصی برخوردار است. باید زمانه خود را در صحنه به عینیت تبدیل کند.
«خورسو» را مطالعه کردم و بطور ویژهای توجه و ذهنیت مرا به خود جلب نمود. نوع قصه، جنس دیالوگ نویسی و ساختار درست نمایشی انگیزه مرا برای اجرا دو چندان نمود و اینطور شد که «خورسو» را کار کردم. «خورسو» حکایت زندگی سید شرفشاه گیل دولابی، شاعر گیلک زبان قرن هشتم هجری است که هرگز تطمیع زر و زور نشد و عشق به حق و راستی را با هیچ چیز دیگری معامله نکرد. شاعری که وجدان خفتۀ مردم زمانه اش بود و به همین خاطر در دل دوستدارنش ریشه دوانید و ماندگار شد.
- به تازگی کتابی از شما با عنوان «کارگردانی به روش خودم» منتشر شده است. در اجرای نمایش «خورسو» تا چه اندازه توانسته اید از این تکنیک و شیوه مختص به خودتان بهره ببرید؟
کتاب «کارگردانی به شیوه خودم» حاصل سال ها دود چراغ خوردن و کنج حجره های نمور و سرک کشیدن داخل کتاب های گوناگون است که پس از ۵۰ سال تلاش خوش فرجام در تئاتر و مطالعه دقیق متدها و شیوه های کارگردانی جهان دریافتم روشی در کارگردانی دارم که فکر کردم در قالب کتاب آن را در اختیار نسل جوان قرار بدهم و در این کتاب در سه بخش کارگردانی را مورد مداقه و بررسی قرار دادهام.
مشخصات کارگردان، مختصات کارگردان و وظایف کارگردان؛ پر واضح است که در بخش وظایف کارگردان سعی کردم در پرداخت و اجرای «خورسو» بهره لازم را از ایده هایم بگیرم. نمایش «خورسو» به شیوه روایی اجرا می شود و از سبک فاصله گذاری «برشت» سود می برد. امیدوارم با این متد مدرن ارتباط ایده آلی با تماشاکن های فهیم خود برقرار کنم.
- در پرونده هنری شما آثار متعددی از نویسندگان ایرانی و خارجی دیده می شود. چطور شد از متن یک نویسنده گیلانی بهره بردید؟
با نیم نگاهی به پرونده کاری من، متوجه می شوید که سالها خون دل و خاک صحنه خوردن، بیش از ۱۵۰ اثر نمایشی را از نویسندگان ایرانی و خارجی کارگردانی کرده ام. از زنده یاد اکبر رادی گرفته تا بهرام بیضایی، خسروحکیم رابط، فرهاد پاک سرشت، سوفکل، شون اوکیسی، اتول فوگارد، فردریک دورنمات و… آثاری همچون اودیپ شهریار، آنتیگونه در پوست شیر، جزیره، گفتگوی شبانه، پلکان، ملودی شهر بارانی، یک پنجره برای دیدن، درنا در باران و…
ناگفته نماند که حضورم در جشنوارههای رسمی کشوری به ویژه جشنواره فجر، توفیقات بسیاری را برای تئاتر گیلان به ارمغان آورده است.و اما «خورسو»… من از سالها قبل با دکتر سلمان اسماعیل زاده آشنایی داشتم. ایشان انسان هنرمند و نازنینی است که تئاتر ایران و جهان را به خوبی می شناسد و عضو اصلی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران است.
اسماعیل زاده توانایی و دانایی ایده آلی در حوزه نمایش دارد و کار کردن با چنین انسان مطلعی، فرصتی است بسیار مغتنم و راهگشا برای هر فردی؛ «خورسو» سومین اثری است که از ایشان به روی صحنه می برم. نمایش «پد یک» و «وضعیت بحرانی» دو اثر دیگر از ایشان بود که دومی با ترجمه ای به روز و اورجینال از «ژان پییر مارتینز» توجه خیلی از اهالی فن را به خود جلب نمود و با اقبال و همراهی خوب مردم مواجه گردید. لکن «خورسو» به دلیل نزدیکی اندیشه سید شرفشاه گیل دولابی با خودم مرا بر آن داشت که به سمت اجرای آن بروم.این نمایشنامه فرمانروایی قلم بر شمشیر را به نمایش می گذارد و قهرمان اصلی آن هرگز تسلیم قدرت نمیوشود و اراده خدا را بر اراده زور و قدرت ترجیح میدهد.
- آیا از کارگردانان با تجربه و پیشکسوتی چون شما که آثار به یاد ماندنی و درخوری باقی میگذارند، حمایت های لازم و کافی صورت می گیرد؟
راستش را بخواهید، خیر… در گیلان به دلیل تعدد فراوان اجرا و برتری کمیت بر کیفیت، آثاری که تأمل برانگیز و فاخر است بندرت دیده می شود. کارگردانان دانا و توانمند و کاربلد به سختی تن به کار می دهند، چرا که حمایت های لازم را ندارند. متأسفانه تئاتر امروز همۀ عزم خود را جزم کرده که به گیشه بیاندیشد، هرچند که این بخش هم مهم است اما اگر فرصت لازم به آثار ماندگار داده نشود.
- آیا دچار روزمرگی و پشیمانی نخواهیم شد؟
من طی جلسات زیادی با مدیران ارشد استان و حتی سمینارهای کشوری به کرات گفته ام و می گویم که باید به سراغ کسانی در این عرصه رفت که امتحانات لازم را در گذشته پس داده اند ولی به دلایل گوناگون در حال حاضر خانه نشین و گوشه گیر هستند. باید راه ورود و امکانات عادلانه را برای آنها فراهم آورد تا اتفاقات قشنگی در این حوزه و بالطبع در کشور اتفاق بیفتد؛ چرا که ما هنوز برای گرفتن یک مجوز، سالن نمایش و… روزها باید در صف انتظار و خواهش و التماس باقی بمانیم. هنوز نمایش پس از چند ماه تمرین تنها چند شب اجازه اجرا دارد. بماند که بخش خصوصی به سمت آثاری خیز برمی دارد که گیشه پسندند. در واقع همچنان دور خودمان می چرخیم و در وادی هنر سرگردانیم و تئاتر برای بسیاری از مدیران و مسئولین حکم جور بودن بار را دارد و جزو دغدغه و برنامه کارشان نیست!
- در پایان اگر مطلبی باید گفته شود تا تئاتر گیلان به شادابی و دوره شکوفایی خود برسد، لطفاً دریغ نفرمایید.
پرواضح است که آثار هنری بزرگ، آدم های بزرگ و درجه یک را می طلبد. گیلان در گذشته همواره سری در سرهای تئاتر این مرز و بوم داشته و خواهد داشت. اما مدتی است که دچار افول گشته و شأن و جایگاه واقعی خود را در میادین کشوری از دست داده است. امیدوارم مسئله «آموزش» را جدی تلقی کنیم و خودخواهی و دانایی غیرواقعی را کنار گذاشته با آموختن جدی بتوانیم نویسندگان خوب و کارگردانان توانمندی تربیت کنیم و شادابی و نشاط دوباره را به فرهنگ و هنر این دیار باز گردانیم.

دیدگاهتان را بنویسید