باز باران خبر/ طی سالهای اخیر ورزش گیلان و در راس آن فوتبال با نزول فاحشی مواجه بوده و تمام تلاش های برخی دلسوزان و سرمایه گذاران ورزش استان هم نتیجه چندانی در پی نداشته و حتی کمک های گاه و بیگاه مسئولان استان و شخص استاندار هم چاره ساز نبوده است.
لذا به عنوان یک روزنامه نگار و کسی که سالها در فوتبال حضوری جدی و حرفه ای داشته ام خدمت آقای استاندار معروض می دارم که مدتی است اظهارات جنابعالی درباره فوتبال گیلان در رسانهها بازتاب یافته؛ اما با احترام آنچه شما میگویید با آنچه در واقعیت میگذرد، فاصلهای قابل تأمل دارد؛ نه از آن جهت که شما ندانید، بلکه از آن جهت که آنان که باید به شما گزارش دهند یا خود در بیخبری بوده و یا عامدانه مسیر واقعیت را منحرف و دسترسی شما به واقعیت های فوتبال استان را قطع می کنند.
آنچه در ظاهر به عنوان «باشگاه»های داماش و سپیدرود معرفی میشود در باطن «تیم» هایی بیمار، خسته و تنها مانده هستند که با دنبال کردن ساختاری معیوب و شکست خورده روزگار می گذرانند!
آقای حق شناس عزیز مشکل فوتبال گیلان از بی ساختاری، از بیصاحبی، از نداشتن متولیانی که فوتبال را بفهمند، است نه کسانی که فقط می خواهند ادارهاش کنند!
جناباستاندار دستور شما محترم است؛ اما درد این دو تیم با دستور درمان نمیشود! سالهاست تیمهای قدیمی و ریشهدار گیلان از سوءمدیریت، تصمیمات خلقالساعه و گزارشهای غیرواقعی ضربه خوردهاند؛ هنوز کسی به شما نگفته که مسئله داماش و سپیدرود فقط «قانونی» است، نه «احساسی»! قانونگریزیهایی که حالا زیر قالی پنهان شدهاند، اما اثراتشان بر تار و پود این تیمها هویداست.
ما دلسوزانی داریم که برای فوتبال نه پُست میخواهند نه عنوان؛ فقط حق این مردم و این خاک را میخواهند. اما چه میشود کرد وقتی صداها شنیده نمیشود و نیتها به پای سیاستبازیها قربانی میشود؟
آقای استاندار نیک میدانید که همیشه بهترینها در رأس نیستند؛ گاهی آنکه درد را میشناسد، حتی اجازه ورود به جلسه را ندارد و…
پس اگر میخواهید تصمیمی بگیرید که «ماندگار» شود، پیشنهاد میکنم که واقعیتها را بیواسطه بشنوید، از اهل فن، دلسوزان واقعی، بزرگان و پیشکسوتان این دو تیم دعوت به گفتگو کنید و باور کنید که فوتبال گیلان هنوز هم میتواند قد علم کند؛ اگر اجازه داده شود.
درخاتمه امیدوارم این نوشتار نه گلایه تلقی شود و نه سیاهنمایی بلکه صدای یک علاقمند به فوتبال است.
دیدگاهتان را بنویسید