یکشنبه / ۱۹ مهر / ۱۴۰۵
×
باز باران خبر: متخصص سلامت روان کودک و نوجوان گفت: ارتقای سلامت روان نسل آینده، علاوه بر درمان اختلالات روان‌پزشکی، به آموزش مهارت‌های زندگی در خانواده و مدرسه و تقویت خدمات تخصصی نیاز دارد.
سلامت روان کودکان فقط درمان اختلالات نیست
  • کد نوشته: 46941
  • یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    باز باران خبر: متخصص سلامت روان کودک و نوجوان گفت: ارتقای سلامت روان نسل آینده، علاوه بر درمان اختلالات روان‌پزشکی، به آموزش مهارت‌های زندگی در خانواده و مدرسه و تقویت خدمات تخصصی نیاز دارد.
    جواد علاقبند، در نشست خبری هفته سلامت روان، با اشاره به ابعاد مختلف سلامت روان، اظهار داشت: سلامت روان مفهومی گسترده است که تنها به نداشتن اختلالات روان‌پزشکی مانند اضطراب، وسواس و سایر مشکلاتی که در شرایط بحران و جنگ شیوع پیدا می‌کنند، محدود نمی‌شود.
    وی افزود: بخش دیگری از سلامت روان به آماده‌سازی کودکان و نسل آینده برای زندگی در بزرگسالی مربوط است؛ به‌گونه‌ای که افراد بتوانند زندگی رضایت‌بخشی داشته باشند، از تعارضات روانی تا حد امکان دور بمانند و استعدادها و توانمندی‌های خود را شکوفا کنند.
    علاقبند با بیان اینکه بخش مهمی از خدمات ارتقای سلامت روان باید در خانواده و مدرسه ارائه شود، گفت: آموزش مهارت‌های زندگی و مراقبت‌های روانی و اجتماعی در این دو محیط اهمیت زیادی دارد و مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده خانواده‌ها و نظام آموزشی است. البته طی یکی دو دهه اخیر اقداماتی در این حوزه انجام شده، اما همچنان به تلاش بیشتری نیاز داریم.
    این متخصص سلامت روان کودک و نوجوان با تشریح سطوح ارائه خدمات سلامت روان ادامه داد: سطح نخست خدمات به مراقبت‌هایی مربوط می‌شود که باید از سوی خانواده، مدارس و نظام مراقبت‌های اولیه بهداشتی و درمانی ارائه شود. در سطح دوم، پزشکان عمومی، روان‌شناسان و مشاوران به‌عنوان نیروهای خط مقدم باید بتوانند نشانه‌های اولیه مشکلات روان‌پزشکی را شناسایی کنند، نسبت به آن‌ها حساس باشند و افراد نیازمند را برای دریافت خدمات تخصصی راهنمایی کنند.
    وی با اشاره به سطح سوم خدمات سلامت روان گفت: این سطح به خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی روان‌پزشکی کودک و نوجوان مربوط می‌شود که از سوی روان‌پزشکان این حوزه و تیم‌های تخصصی ارائه می‌شود.
    علاقبند با بیان اینکه بیش از ۱۰۰ روان‌پزشک دارای فوق‌تخصص در این حوزه در استان‌های مختلف کشور فعالیت می‌کنند، افزود: اگرچه این تعداد در مقایسه با نیازهای کشور یا کشورهای پیشرفته کافی نیست، اما در سطح منطقه ظرفیت قابل توجهی محسوب می‌شود.
    وی یکی از چالش‌های مهم این حوزه را ارتباط و هماهنگی میان سطوح مختلف خدمات دانست و تأکید کرد: پیوند میان خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی با نظام مراقبت‌های اولیه، غربالگری و شناسایی مشکلات روانی، نیازمند تقویت و برنامه‌ریزی بیشتری است.
    متخصص سلامت روان کودک و نوجوان با تأکید بر اینکه تفاوت کودکان و نوجوانان با بزرگسالان صرفاً به سن آن‌ها محدود نمی‌شود، اظهار کرد: نوع خدمات و کیفیت نگاه به مسائل روانی این گروه‌ها نیز باید متفاوت باشد؛ زیرا کودکان و نوجوانان نیازها و چالش‌های خاص خود را دارند.
    وی افزود: در سال‌های اخیر، مفهوم «سنین گذار» برای اشاره به دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این دوره را می‌توان تقریباً از ۱۲ تا ۲۵ سالگی در نظر گرفت؛ دوره‌ای که فرد با نیازهایی مانند استقلال‌طلبی و شکل‌گیری هویت فردی روبه‌رو می‌شود.
    علاقبند با بیان اینکه این مرحله از زندگی با چالش‌های متفاوتی همراه است، گفت: برای مواجهه مؤثر با مسائل روانی کودکان، نوجوانان و جوانان، به آموزش، آگاهی و آمادگی بیشتری نیاز داریم و ظرفیت‌های موجود برای پاسخ‌گویی به این نیازها باید تقویت شود.
    وی با تأکید بر ضرورت مشارکت نهادهای مختلف در ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان خاطرنشان کرد: وزارت بهداشت با وجود مسئولیت‌های گسترده خود، برای توسعه خدمات این حوزه به مشارکت بیشتر نهادها، مراکز علمی و انجمن‌های تخصصی نیاز دارد و انجمن روان‌پزشکی کودک و نوجوان ایران نیز آمادگی دارد در این مسیر همکاری کند.
    علاقبند با اشاره به پیامدهای انگ اجتماعی برای کودکان و نوجوانان دارای اختلالات روانی، کم‌توانی ذهنی و اختلالات یادگیری اظهار کرد: انگ اجتماعی می‌تواند در افراد و خانواده‌های آنها احساس گناه، شرم و خجالت ایجاد کند و زمینه انزوا را فراهم آورد.
    وی توضیح داد: انزوا ممکن است فرصت یادگیری مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی، تقویت اعتمادبه‌نفس و کسب توانمندی‌های مورد نیاز برای زندگی را از این افراد بگیرد و آنها را وارد چرخه‌ای معیوب کند.
    علاقبند با تأکید بر ضرورت فراهم کردن فرصت مشارکت اجتماعی برای این افراد گفت: در بسیاری از کشورها، برای اشتغال افراد دارای اختلالات و معلولیت‌ها، سازوکارهای حمایتی در نظر گرفته می‌شود. از جمله این اقدامات می‌توان به اختصاص فرصت‌های شغلی، تعامل با کارفرمایان و ارائه مشوق‌های مالی برای استخدام این افراد اشاره کرد. سپردن مسئولیت و فراهم کردن فرصت حضور در محیط‌های کاری می‌تواند به افزایش مشارکت اجتماعی و استفاده از توانمندی‌های این افراد کمک کند.
    – ضرورت پرهیز از خدمات جزیره‌ای در بحران‌ها
    علاقبند با اشاره به تجربه ارائه خدمات در بحران‌ها، بر ضرورت پرهیز از اقدامات جزیره‌ای و توجه به تداوم خدمات سلامت روان تأکید کرد.
    در روزهای نخست بحران، افراد و گروه‌های مختلفی برای کمک‌رسانی وارد میدان می‌شوند و حتی افرادی که تخصص مرتبطی ندارند، ممکن است بتوانند در حد توان خود کمک کنند. با این حال، در خدمات سلامت روان، مسئله اصلی به دوره حاد بحران محدود نمی‌شود؛ زیرا این خدمات ماهیتی طولانی‌مدت دارند و نیازمند پیگیری مستمر هستند.
    علاقبند افزود: بخشی از مشکلات به این موضوع برمی‌گردد که نظام سلامت برای ارائه خدمات طولانی‌مدت به اندازه کافی برنامه‌ریزی نکرده است. در تجربه زلزله بم، برخی افرادی را که در روزهای بحران دیده بودم، سال‌ها بعد به‌صورت پراکنده دوباره مشاهده کردم؛ افرادی که به دلیل رها شدن روند درمان و نداشتن حمایت‌های اجتماعی، وضعیت مناسبی نداشتند.
    – صحبت نوجوانان درباره خودکشی را نباید بی‌اهمیت تلقی کرد
    وی با تأکید بر ضرورت فراهم کردن فرصت گفت‌وگو برای نوجوانان و جوانان گفت: صحبت درباره خودکشی و احساس بن‌بست روانی را نباید ساده تلقی کرد؛ زیرا افزایش تنش و فشارهای درونی می‌تواند فرد را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهد.
    علاقبند اظهار کرد: یکی از نکات کلیدی در مواجهه با مشکلات روانی نوجوانان و جوانان، فراهم کردن فرصت‌هایی برای صحبت کردن، شنیده شدن و ابراز وجود است. گاهی ممکن است حرف‌ها یا رفتارهای آنان از نظر بزرگسالان چندان مهم نباشد، اما همین فرصت برای گفت‌وگو و بیان احساسات می‌تواند کمک‌کننده باشد.
    وی افزود: به ‌ویژه در شرایط بحرانی، اگر فرد از قبل با مشکلات روان‌پزشکی مواجه باشد، محروم شدن از فرصت‌های ابراز وجود و گفت‌وگو می‌تواند خطرات بیشتری به همراه داشته باشد.
    علاقبند با اشاره به اهمیت توجه به صحبت‌های افراد درباره خودکشی تصریح کرد: حتی اگر به نظر برسد بیشتر این صحبت‌ها جدی نیست، باید آن‌ها را جدی گرفت و از کنارشان بی‌تفاوت عبور نکرد.
    وی ادامه داد: در بسیاری از موارد، فرد لزوماً به دنبال پایان دادن به زندگی خود نیست، بلکه تحت فشار روانی شدید احساس می‌کند به بن‌بست رسیده و نمی‌داند چه کاری باید انجام دهد. چنین فردی ممکن است احساس کند دیگر توان ادامه دادن ندارد یا نمی‌تواند به انتظارات و خواسته‌های اطرافیان، از جمله معلم یا مادر خود، پاسخ دهد.
    علاقبند خاطرنشان کرد: احساس درماندگی و ناتوانی در مواجهه با مشکلات با تصمیم قطعی برای خودکشی یکسان نیست، اما این وضعیت می‌تواند در صورت تداوم فشارها و نبود حمایت مناسب، به شرایط جدی‌تری منجر شود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *