چهارشنبه / ۱۳ خرداد / ۱۴۰۵
×
بهاالدین شیخ الاسلام
دخترکی که نقاشی می فروخت

دخترکی که نقاشی می فروخت

باز باران خبر/بهاالدین شیخ الاسلام عصر جمعه ، دوازده مرداد هزار و چهارصد و سه ، هوا دم کرده بود ، نفس آدم بالا نمی آمد ، آزاردهنده بود ، پیاده روی بلوار لاکانی ، کنار کیوسک روزنامه فروشی ، نقاشی هایش را روی کاغذ a4 با مداد رنگی کشیده بود و گذاشته بود برای […]

  • چهارشنبه 28 آگوست 2024
  • 1967 بازدید
  • 7 دیدگاه
  • داستان کوتاه سیب سرخ

    داستان کوتاه سیب سرخ

    بهاالدین شیخ الاسلام وقتی تنها شدی، فرقی نمی کند در کجای این جهان پهناور لنگر انداخته ای ، نه اینکه زندگی را دوست نداری، تنهایی زندگی مثل سیب کرم خورده ای است از درون تهی شده و همه چیزش از ریخت افتاده. مثل احساس یک تبعیدی، آدمی پرت شده ، مچاله شده، افتاده یه گوشه […]

  • دوشنبه 1 می 2023
  • 552 بازدید
  • 4 دیدگاه