دوشنبه / ۳۰ شهریور / ۱۴۰۵
×
امضای تفاهم‌نامه تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی میان آبفای گیلان و بانك ملت
با هدف تسريع در اجراي پروژه احداث تأسيسات تصفيه خانه فاضلاب لنگرود محقق شد؛

امضای تفاهم‌نامه تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی میان آبفای گیلان و بانك ملت

یادداشت/ سروش علیزاده

وقتی معیارها جابه‌جا می‌شوند!

باز باران خبر/ تأملی درباره دگرگونی آرام نظام ارزش‌ها؛ آنجا که شایستگی، صداقت و فرهیختگی جای خود را به هیاهو، نمایش و دیده‌شدن به هر قیمت می‌دهند.
وقتی معیارها جابه‌جا می‌شوند!
  • کد نوشته: 45623
  • منبع: باز باران خبر
  • پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵
  • 46 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • باز باران خبر/ تأملی درباره دگرگونی آرام نظام ارزش‌ها؛ آنجا که شایستگی، صداقت و فرهیختگی جای خود را به هیاهو، نمایش و دیده‌شدن به هر قیمت می‌دهند.

    امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی معتقد بود جامعه تنها با قانون و نهادها پابرجا نمی‌ماند؛ آنچه یک جامعه را سرپا نگه می‌دارد، نظام مشترک ارزش‌ها و هنجارهای آن است. اگر این نظام دچار فرسایش شود، بحران پیش از آنکه در اقتصاد یا سیاست دیده شود، در رفتارهای روزمره، در انتخاب الگوها و در معیارهای قضاوت مردم خود را نشان می‌دهد.

    شاید امروز بیش از هر زمان دیگری این پرسش ارزش طرح کردن داشته باشد که آیا ما نیز در حال تجربه چنین دگرگونی‌ای هستیم؟

    مسئله این نیست که فرهیختگان از میان رفته‌اند؛ هنوز استادان، پژوهشگران، هنرمندان، نویسندگان و متخصصان بسیاری در این سرزمین زندگی می‌کنند. مسئله این است که به نظر می‌رسد نظام ارزش‌گذاری ما آرام‌آرام در حال تغییر است. آنچه بیشتر دیده می‌شود، الزاماً شایسته‌تر نیست؛ گاهی فقط پر سر‌ و صدا تر، جنجالی‌تر یا سرگرم‌کننده‌تر است.

    برای دیدن این تغییر کافی است به برخی برنامه‌های ورزشی یا رسانه‌های پرمخاطب نگاه کنیم. بسیاری از مردم هنوز روزگاری را به یاد دارند که تسلط، دانش، دقت در بیان و احترام به شعور مخاطب، مهم‌ترین سرمایه یک مفسر یا مجری بود. امروز اما در بخشی از این فضا گاه حاشیه، جدل و نمایش بر تحلیل و تخصص پیشی گرفته است. البته این فقط یک مثال است؛ نمونه‌هایی از همین جنس را می‌توان در عرصه‌های دیگر نیز دید.

    پیر بوردیو این وضعیت را با مفهوم «سرمایه فرهنگی» توضیح می‌دهد؛ سرمایه‌ای که از دانش، سلیقه، اخلاق، اعتبار و فرهیختگی ساخته می‌شود. هرگاه جامعه ارزش این سرمایه را پایین بیاورد، شهرت می‌تواند جای شایستگی را بگیرد و دیده شدن، مهم‌تر از توانایی واقعی شود.

    سال‌ها پیش نیل پستمن نیز هشدار داده بود که اگر سرگرمی بر اندیشه غلبه کند، حتی جدی‌ترین موضوعات نیز به نمایش تبدیل می‌شوند. شاید امروز بیش از گذشته، با این خطر روبه‌رو باشیم که ارزش هر چیز را نه با عمق آن، بلکه با میزان توجهی که جلب می‌کند، بسنجیم.

    اما شاید نگران‌کننده‌تر از تغییر چهره‌ها، تغییر حساسیت‌های ما باشد. زمانی دروغ، بی‌ادبی، ابتذال، فریب و بی‌اخلاقی، دست‌کم در افکار عمومی، اموری ناپسند به شمار می‌رفتند. امروز به نظر می‌رسد قبح برخی از این رفتارها کمرنگ‌تر شده است؛ گاهی نه‌تنها با واکنش جدی روبه‌رو نمی‌شوند، بلکه زیر عنوان «زرنگی»، «اعتمادبه‌نفس» یا «بلد بودن بازی»، حتی تحسین هم می‌شوند.

    البته هر نسلی این وسوسه را دارد که گذشته را بهتر از امروز ببیند و نباید در دام نوستالژی افتاد. با این حال اگر جامعه‌ای به جایی برسد که معیار انتخاب الگوهایش بیش از آنکه بر دانش، صداقت، اخلاق و شایستگی استوار باشد، بر هیاهو، شهرت و جلب توجه استوار شود، این دیگر فقط یک تغییر سلیقه نیست؛ نشانه تغییری عمیق‌تر در نظام ارزش‌های آن جامعه است.

    شاید هنوز برای قضاوت قطعی زود باشد. اما پرسشی هست که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت:

    اگر جامعه‌ای معیارهایش را عوض کند، چند نسل بعد، خودش به چه چیزی تبدیل خواهد شد؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *