باز باران خبر/ توسعه زیر ساختهای ارتباطی نه صرفاً یک ضرورت فنی که از ارکان اصلی پایداری و تابآوری زیستبوم روستایی در کشور است. با این حال روستای بالامحله کماچال از توابع شهرستان آستانهاشرفیه بیش از دو سال است که در پی قطعی کامل شبکه تلفن ثابت در یک انزوای ارتباطی اجباری مثل روستاهای مشابه دست و پنجه نرم میکند که این وضعیت، تقابلی است میان روایات رسمی مخابرات و واقعیت تلخ زندگی اهالی!
قطعی شبکه تلفن ثابت در بالامحله کماچال هرچند با سرقت کابلها آغاز شد، اما آنچه این بحران را به یک فاجعه مدیریتی تبدیل کرده، بیعملی دوساله در بازسازی زیرساختهاست.
وضعیت موجود فراتر از یک نقص فنی، بحرانی برای امنیت روانی ساکنان است.
حکایت پیرزن بیسوادی که تنها پنجرهاش به جهان، گوشی تلفن ثابت بود و اکنون با قطع آن در اضطرابی دائمی بهسر میبرد، نمادی از بیتوجهی به حقوق سالمندان در مناطق روستایی است.
در پی پیگیریهای رسانهای، اداره مخابرات آستانهاشرفیه ضمن تأیید مشکل، سرقتهای مکرر و بیحاصل بودن جایگزینی کابلهای مسی را دلیل اصلی تعلل اعلام کرد.
پس از انتشار این گزارش و بازتاب آن در رسانههای گیلان، آقای رنجی، معاون شبکه مخابرات استان گیلان طی تماسی با نگارنده، موضع رسمی مخابرات را اینگونه اعلام کرد که در سرقتهای کلان که این روستا نیز مشمول آن است، مخابرات امکان کابلکشی مجدد ندارد؛ چرا که احتمال تکرار سرقت بالاست.
لذا راهبرد آنها جایگزینی سیستمهای سیمکارتی با تعرفه تلفن ثابت است؛ اگرچه در نگاه نخست استفاده از سیمکارتهای ثابت یک جایگزین فنی به نظر میرسد، اما از منظر تحلیلگری حقوق شهروندی این رویکرد با چند چالش جدی روبروست که مدیران باید به آن پاسخ دهند. نخست اینکه مخابرات در حالی اهالی را به تهیه گوشیهای رومیزی سیمکارتخور ترغیب میکند که آنها سالها حق اشتراک خطوط ثابت را پرداخت کردهاند، آیا عادلانه است که مردم تاوان ضعف نظارتی و ناتوانی دستگاههای مسئول در حفظ اموال عمومی را با هزینهتراشی از جیب خود بپردازند؟
دوم اینکه استدلال معاون شبکه مخابرات مبنی بر اینکه امکان کابلکشی مجدد به دلیل احتمال سرقت وجود ندارد، نوعی اعتراف به شکست در تأمین امنیت زیرساخت است. جایگزین کردن تکنولوژی بهجای تأمین امنیت به معنای تسلیم شدن نهاد خدمترسان در برابر مجرمان است.
حال پرسش اینجاست که آیا در آینده و به محض هر سرقت احتمالی در سایر بخشها، مخابرات تکنولوژی را تغییر داده و از وظیفه خود عقبنشینی خواهد کرد؟
علاوه بر این اصرار بر استفاده از گوشیهای رومیزی سیمکارتخور، نیاز به دانش فنی دارد که برای بسیاری از روستاییان و به ویژه سالمندان فرآیندی پیچیده و ناآشناست.
همچنین دو سال انتظار برای اعلام یک راهکار، نشاندهنده یک وقفه عمیق مدیریتی است؛ چرا اطلاعرسانی و ارائه این طرح مشروط به پرسشگری رسانهها و فشار افکار عمومی بوده است؟
لذا اهالی بالامحله کماچال و روستاهای دیگر در استان گیلان تنها خواهان کابلهای از دسترفته نیستند؛ آنها مطالبهگر مدیریتی هستند که مسئولیتپذیری را مقدم بر انتقال بار بحران به شهروندان بداند. این رویکرد مخابرات نه حل مسئله، بلکه پاک کردن صورتمسئله است. جامعه رسانهای گیلان و اهالی این روستا، منتظرند، ببینند آیا مدیران مخابرات استان فراتر از توجیهات فنی، طرحی برای بازگرداندن حق دسترسی به ارتباطات پایدار بدون تحمیل هزینه به مردم محروم دارند یا خیر؟!
اعتقاد داریم مسئولیتپذیری، سنگ محک مدیریت در بزنگاههای بحرانی است.
دیدگاهتان را بنویسید