باز باران خبر/ گیلان خاستگاه فرهنگ و تمدن و هنر ایران زمین است و آثار برجای مانده در دل خاک های این سرزمین موید این ادعا هست.
گیلان از سال های بسیار دور با انتشار روزنامه خیر الکلام پا به عرصه روزنامه نگاری گذاشت و از استان های پیشرو در این زمینه بشمار می آيد و بی تردید حرفه یا شغل و بهتر اینکه هنر روزنامه نگاری مملو از عشق و پاکبازی است زیرا که به لحاظ پیشرفت مالی هیچ اثری مبنی بر ثروت اندوزی در آن به چشم نمی خورد. بنابراین خبر نگار در سخت ترین شرایط جوی و بدون برخورداری از وسیله نقلیه همراه با استرس فراوان خود را به محل هر رویدادی می رساند تا در انجام وظایف محوله کوتاهی نکند و چه بسا که خبرنگار پرتلاش بدون دریافت رپرتاژ وهزینه مالی دست خالی به دفتر روزنامه و رسانه اش برمی گردد و اینجاست که بیت معروف شعر پدر شعر نوین فارسی به ذهن آدمی متبادر میشود: “اگر غم نان بگذارد”
مشکلات کاری روزنامه نگار از یک طرف و معضل بی ماشینی و بی خانگی و بی پولی از طرفی دیگر ،روح خبرنگار گیلانی را آزرده می سازد.
همچنین نداشتن بیمه از یک سو و گاه در صورت برخورداری بیمه از طرف دیگر و عدم توان پرداخت حق بیمه ماهیانه آشوب عجیبی در دل خبرنگاران گیلانی بر پا می سازد که قلم را یارای وصف آن نیست. اما هرچه هست فقط عشق و علاقه به حرفه مقدس خبرنگاری است که خبرنگاران گیلانی را سر پا نگاه می دارد. گهگاه به گوش می رسد که خبرنگاری برای تهیه خبر جهت شفاف سازی و اطلاع رسانی به مردم شریف گیلان ساعت ها پشت درب مسوولی می ماند و به دلایل نامعلوم دست از پا دراز تر به دفتر کارش برمی گرد و سرخورده می شود.
گاه خبرنگار گیلانی یک سوژه خبری را دنبال و آن را شکار می کند ولی بنا به مسایلی نمی تواند آن را به چاپ و یا منتشر کند زیرا که امکان تهدید یا ارعاب از سوی شخص یا اشخاص متوجه او خواهد شد.
بی تردید خبرنگار گیلانی تجربه حضور در دادگاه مطبوعات را به واسطه نوشتن مطلب یا خبر ی را در کارنامه خود دارد؛ زیرا که گاه چاپ یک مطلب به مذاق فلان مسوول خوش نیامده و به جرم نشر اکاذیب و افترا شکایتی تنظیم و خبرنگار را به محضر دادگاه کشانده است. حال پرسش اینجا است روحیه خدمتی خبرنگار را چه کسی بالا میبرد و چه کسی می تواند دردها والام همیشگی خبرنگاران گیلانی را التیام بخشد؟! خبرنگار مجیزه گوی مسوولان نیست؛ بلکه وی هنرمند هست و مانند سایر هنرمندان دارای روح لطیفی بوده که نیازمند آرامش فکری است. بنابراین باید تمهیداتی صورت گیرد تا به حرفهای خبرنگاران گوش جان سپرده شود و این قشر زحمت کش بی ادعا را درک کرد تا آنان همانند سایر افراد جامعه از امکانات نسبی برخوردار شوند . امکانات اولیه خبرنگاری حق مسلم خبرنگاران گیلانی است و باید تا حدودی محقق شوند تا آنان با فراق بال به وظایف خود عمل کنند. خبرنگاری شغل شکننده ای است وبه گواه پژشکان به دلیل استرس فراوان موجب پیری زودرس و بروز بیماری های سخت می شود.
لذا از جناب دکتر حق شناس استاندار بومی و فرهیخته گیلان انتظار داریم خبرنگاران گیلانی را در یابید تا جسم وروح لطیف آنان محتاج دستان طبیب نباشد.
آنچه گفته شد گوشه ای بود از دنیای مشکلات خبرنگاران گیلانی؛ امید که در سالهای آینده به شرط آنکه عمری باقی باشد از اقدامات خیر و سازنده مسوولان امر در رابطه با خبرنگاران شریف گیلانی بنویسیم.
باشد که چنین بادا . پیشاپیش روز مقدس خبرنگار بر همه دردمندان عرصه خبر و رسانه گرامی ومیمون باد.
مسعود صوفی نژاد سیویری _ روزنامه نگار _ گیلان شناس
دیدگاهتان را بنویسید