×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

اخبار گیلان

true
    امروز  چهارشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۱  
it is true
true
false

پرسش اصلی من این است که چگونه ادبیات، منهدم می شود؟ ما علاقه مندان به ادبیات حس غریب مشترکی داریم البته همه از گفتن آن روی گردانیم. اما گویا دیگر واقعیتی آشکارا است و چاره ای جز از بیان آن نیست و آن اینکه انگار ادبیات جدی در جامعه ما به امری حاشیه ای و دور از دید تبدیل شده است.

یعنی هر چند هم که شما به عنوان نویسنده تلاش می کنید وارد چرخه این ساختار سرمایه سالار شوید و حرفتان را بزنید، می بینید نمی شود. آنقدر چرخش این پره ها تند است که نمی توانید طاقت بیاورید و در نتیجه به گوشه‌ای در دوردست ها پرتاب می شوید. در عین حال شما صفحات تلویزیون و رسانه های پر مخاطب مجازی و غیرآن را می بینید که به سمت شومن ها، سلبریتی ها، میان مایگی و سرگرمی گرایش پیدا کرده. پرسش این است که خب ادبیات و نویسندگان کجا هستند و چرا نویسندگان و ادیبان مخاطبانشان را از دست داده اند.

من در اینجا می خواهم درباره ساختار اجتماعی و تاریخی ما و تاثیری که بر ادبیات ما گذاشته صبحت کنم. از این نظر من جامعه ایران را واجد چهار ویژگی ساختاری می دانم که بر سوژه ها تاثیر می گذارد.

۱_ویژگی روستایی

در طی قرن گذشته ما یک تحول بزرگ از جامعه روستایی به جامعه با اکثریت شهری طی کرده ایم. در این انتقال که شکلی طبیعی نداشته و دستوری بوده، جامعه ما خیلی از ظرفیت های فرهنگی و تاریخی خود را از دست داده. جامعه روستایی به فرهنگ شفاهی، بومی و شیوه زندگی تولیدی عادت داشته و اینها در ادبیات زایایی ایجاد می کند. با شهری شدن جامعه مجموعه وسیعی از فرهنگ شفاهی ما، مثل ها و آداب و عادات به فراموشی سپرده شدند و به جایش فرهنگ یکدست شده و یکسان سازی شده امروز آمده است. اینجاست که سوژه ما ” بی در کجا” می شود.

۲_ ویژگی نفتی:

ما از صد سال پیش با پول بزرگ نفت در جامعه خود روبرو بودیم. این پول از قبل تولید مازاد و صنعت نبوده و به قول معروف زحمت کشیده نبوده. با تزریق این پول به لایه های مختلف جامعه، قشر کثیری از نویسندگان تقلبی به وجود آمده اند که ناشران را وارد مناسبات رانتی می کنند تا کتاب بی کیفیت خود را منتشر کنند. این وضعیت توده هایی از آثار بی مایه را وارد بازار می کند که با تبلیغات قدرت این را دارند که آثار خوب را نیز از میدان دید خارج کنند. ویژگی نفتی ما، سوژه ادبی رانتیر ایجاد می کند.

۳_ ویژگی نیمه استعماری:

از صد سال پیش تا کنون ما همیشه در معرض مداخله قدرت های بزرگ بوده ایم. از روی کار آوردن رضا شاه تا برداشتن آن، از شهریور ۱۳۲۰ تا کودتا و تا امروز. این ویژگی نیمه استعماری و در وضعیت ضعف بودن، سوژه های فرهنگی ما را نیز غرب زده و بدون اعتماد به نفس بار آورده است. خلاقیت که لازمه نوشتن است، مرده است. نظریه وابستگی خوب توضیح داده است که توسعه سرمایه داری غربی ضرورتا با توسعه نیافتگی پیرامون همراه است. این ویژگی تاریخی ما شخصیت هایی بوجود آورده که مدام در حال ارجاع به فرهنگ مرجع غربی هستند و از خود، بیگانه و تهی شده اند. یعنی همانطور که تاجران ما صد سال پیش پرچم روس و انگلیس بر سر در خود می آویختند تا در امان مشغول تجارت خود باشند، الان هم ادیبان ما از لغات و آداب و اطوار فرنگی به عنوان فرهنگ مرجع خود در آثارشان استفاده می کنند. این ارتباط ما را با گذشته و آینده خود قطع می کند.

۴_ ویژگی کاپیتالیستی_نئولیبرالی

ویژگی دیگر جامعه ما در دهه های اخیر، پیاده سازی سیاست های نئولیبرالی در سطحی وسیع است؛ از خصوصی سازی بیرحمانه بهداشت و آموزش تا همه عرصه های زندگی. شهرداری، خیابان را می فروشد. مرکز اسناد، بخش سندش را برون سپاری کرده و می فروشد و بسیاری نمونه های دیگر. در اقتصاد غیر تولیدی و خدماتی ما این “دلالی” است که بزرگتر و بزرگتر می شود. تا جایی که حتی نویسندگان هم دلال شده اند. ویژگی نئولیبرالی جامعه ما، نویسندگان، بنگاه های نشر، مجلات و … را هم دلال کرده است. ایجاست که نویسندگان باید مشهور باشند و پرسونال برندینگ کنند. این کالاشدگی و مالی سازی بی امان، ادبیات پیشرو ما را نابود می کند.نتیجتا، مجموعه این ویژگی های ساختاری، ادبیات و کتاب را به ابزارهایی برای حفظ وضع موجود تبدیل کرده است. صداهای مخالف خوان آنقدر اندک اند که همچون دانه های شکری که نمی تواند گالن آبی را شیرین کند، چاره ای جز حل شدن ندارند. واقعیت این است که جریان اصلی ادبیات و کتاب و سینمای تجاری و به طور کلی صنعت فرهنگ مسلط، مشغول نمایش زندگی طبقه بالا برای عموم مردم و حفظ وضع موجود است. این بهترین و کارامدترین ابزار کنترل روانی و اجتماعی و ساختاری است. از نگاه انتقادی این ترکیبی است که مو لای درزش نمی رود. این ساختاری است که ادبیات ما در درون آن معنای اجتماعی خود را می یابد.

■ بخشی از سخنرانی مهدی بازرگانی در رونمایی از کتاب “برف تابستانی، نوشته علیرضا محمودی ایرانمهر/ خانه فرهنگ گیلان، رشت، ۲۸ تیر ۱۴۰۱

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false