×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

اخبار گیلان

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۱ آذر - ۱۴۰۰  
it is true
true
false

باز باران خبر/ از خصوصیات و شاخصه های مدیران به خصوص استاندار در دولت جدید چیز زیادی شنیده نمی شود؛ اینکه استاندار باید با تقوا، جهادی، انقلابی، کارآمد و مردمی باشد.
اما کسانی که دارای نفوذ در انتخاب مدیران و استانداران هستند، هر کدام از کلمات بالا را به راحتی در مورد افراد به کار می برند، غافل از اینکه کلمات بار معنایی زیادی دارند و در اثر استفاده نا بجای کلمات در مورد اشخاص مختلف، کلمات را شهید می کنند.
استفاده زیاد از کلمات فوق، آن ها را به کلیشه تبدیل می کند که در نتیجه دیگر کار کرد واقعی نخواهد داشت.
در مورد تقوا، مقام معظم رهبری روایت جالبی از گفته های پیامبر در مورد ابوذر دارد؛ پیامبر به ابوذر می فرمایند:” تو آدم خیلی خوبی هستی، خیلی با تقوایی، آنقدر خوبی که هر چیزی را که برای خودم دوست میدارم برای تو دوست میدارم. ولی تو را ضعیف می دانم، تو نمی توانی دونفر آدم را اداره کنی!”
در کشور ما افرادی را که برای پست استانداری دارای شاخصه های تقوا و انقلابی بودن معرفی می کنیم، فاصله تقوای آنان با تقوای ابوذر چقدر است؟ وقتی پیامبر در مورد ابوذر چنین حرفی میزند، -چون قادر به اداره دو نفر نیستی، ضعیف هستی- چطور می توانیم قبول کنیم سابقه تقوا و انقلابی گری بودن به تنهایی شاخصه لازم برای انتخاب والی می باشد؟!
وقتی می گوییم فردی جهادی را انتخاب کنیم، اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود، حضور جهادی است؛ اگر منظور جهاد در صدر اسلام است که هر موقع جنگ می شد و عموم مردم مکلف به شرکت در جنگ و جهاد می شدند ولی تخصص، برنامه ریزی و تجربه بود که در کنار جهاد عموم مردم منجر به نتیجه بهتر می شد.
همان موقع سلمان فارسی با طرح کندن خندق به دور مدینه خدمتی به مراتب بالاتر از یک لشکر به پیامبر ارائه داد و یا با حرکت به موقع یک شمشیر حضرت علی(ع) به عمر بن عبدود نتیجه جنگ به نفع مسلمانان تغییر کرد.
یعنی تخصص و تجربه افراد و مشورت گرفتن پیامبر از اهل مشورت جهاد را کیفیت می‌داد و عامل پیروزی میشد.
در دفاع مقدس نیز حضور مهندسی جهاد سازندگی در جنگ زیر ساخت‌ها را ایجاد می‌کرد. همان موقع هم پل شناور روی رودخانه ها طراحی و مهندسی می شد. نیروهای اطلاعات و عملیات با تخصص های مختلف روی یک عملیات فکر می کردند و همه مسایل احتمالی را پیش بینی می کردند و بعد حضور همگانی و جهادی رزمندگان بود که منجر به نتیجه می شد. جهادی بدون برنامه ریزی معنی نداشت، جهادی کار کردن به زیاد کار کردن افراد در طول شبانه روز نیست بلکه به تخصصی کار کردن و با برنامه کار کردن است.
حالا فرض کنید با خصوصیات بالا یک نفر جهادی، انقلابی و با تقوای کار بلد داشته باشیم ولی خود محور باشد، آیا او می‌تواند استاندار خوبی باشد؟
استاندارانی داشتیم که اجازه جابجایی اتاقی در سطح معاونان را به آنان واگذار نمی کردند و همه چیز باید زیر نظر مستقیم آنان انجام میشد؛ این اشخاص با این خصوصیات خود محوری چطور می توانند کار کنند؟ چطور باید یک کار گروهی در راستای رسیدن به یک هدف مشترک را مدیریت کنند؟!
مردمی بودن، یکی دیگر از شاخص هایی است که این روزها بیشتر تکرار می شود. آیا مردمی بودن این است که به سبک بعضی از استانداران قبلی وارد شالیزار شود؟ و… فرق بین مردمی بودن و پوپولیستی بودن چیست؟
مرحوم قهرمانی در سطح شهر پیاده روی می کرد و با عموم مردم حرف میزد و جالب این که مردم با این خصوصیات او چنان ارتباطی برقرار کرده بودند که هنوز آن مرحوم را یکی از محبوب‌ترین استانداران گیلان می شناسند.
چقدر مردم خوبی داریم از این که استانداری در خیابان یا پارک با آنها حرف می زند به وجد می آیند و هنوز از او به نیکی یاد می کنند، چون فقط یک طرفه سخنرانی نمی‌کرد و وارد گفتگو با مردم می شد. در بحران برف سل ۱۳۸۶ مرحوم قهرمانی جلسه ستاد بحران را در خیابان گذاشت، بدون آنکه چتری روی سرش نگه دارند، از آنجا فقط دستور نداد تا راه ها را باز کنید، مشورت کرد و بعد دستور قطع گاز صنایع و کارخانه ها را صادر کرد وگفت کارگران نیز به مرخصی بروند تا گاز خانه ها قطع نشود و مردم دچار کمبود گاز نشوند، با مشورت ارتش و سپاه نفربر را وارد شهر انزلی کرد تا خیابان ها را برف روبی کنند و آرد را به نانوا یی ها رساند و مردم از بحران برف نجات یافتند.
مرحوم قهرمانی هم اگر صرفا زیر برف در خیابان مصاحبه می کرد و شوی تلویزیونی اجرا می‌نمود، حرکت او پوپولیستی بود، ولی وقتی که زیر برف ایستاد و با تدبیر و مشورت بحران را حل کرد، تبدیل به فردی مردمی شد؛ همین برفی که برای استاندار قبلی در سال ۱۳۸۳ بحران ایجاد کرده بود و اسباب عزل او را فراهم نمود چند سال بعد برای مرحوم قهرمانی تبدیل به فرصت شد و او را استاندار محبوب مردم کرد.
استانداری دیگر داشتیم که با تیلر در شالیزار کار می کرد آیا با این کار مردمی می شود؟ کسی که می خواهد بر کرسی استانداری در استانی بنشیند که محصول اصلیش برنج است، باید از منظر های مختلف برای آن برنامه داشته باشد.
استاندار جهادی، کارامد، انقلابی و با تقوی باید بداند در مرحله کاشت تا برداشت برنج در استان ما حداقل سی درصد ادوات کشاورزی به علت کمبود از استانهای مازندران و گلستان وارد گیلان می‌شوند، چون به اندازه کافی تراکتور، کمباین برنج در داخل استان نداریم. کشاورزان ما در بسیاری از مناطق دیرتر کار کاشت را نسبت به مازندران شروع می‌کنند و چون دیرتر شروع می کنند فصل برداشت به بارندگی‌های شهریور برخورد می کند و زمان پر شدن خوشه های برنج به گرمای بالای هوا در مرداد بر می‌خورند، خوشه ها به علت گرمای زیاد خوب تلقیح نمی شوند و این کار باعث کم شدن محصول، شکستگی بیشتر برنج، بالا رفتن هزینه درو و طولانی شدن درو و برخورد با نسل سوم کرم ساقه خوار می‌شود؛ دقیقا مثل کشت سال جاری که حداقل ۲۰ درصد تولید برنج ما نسبت به سال گذشته کمتر شده است.
استاندار باید بداند ۸۰ درصد تراکتورها و تیلرهای ما مخصوص شالیزار نیستند و مربوط به اراضی باغی هستند و برای همین هزینه استهلاک و نگهداری آنان زیاد است، پس باید تمهیدات لازم برای واردات و تولید ادوات مخصوص شالیزار انجام گیرد.
استاندار باید پی گیری کند که چرا استان گیلان با دارا بودن بیشترین سطح زیر کشت برنج کشور، دومین تولید کننده این محصول استراتژیک است.
استاندار باید بداند بزرگترین مشکل فعلی شالیزارهای استان نداشتن بودجه کافی جهت یکپارچه سازی و تجهیز مزارع برنج است.
استاندار باید بداند که ما هنوز نتوانستیم برای برنج گیلان در بخش توزیع در سطح کشور برندی شایسته درست کنیم. استاندار می تواند با هماهنگی اداره صنایع و بانک ها کارخانه های بسته بندی برنج را راه اندازی کند.
استاندار می تواند موسسه تحقیقات برنج کشور را که در رشت مستقر است، بین مردم بیاورد و آنان را متقاعد کند که چندین نوع برنج مثل خزر، فجر، سپیدرود، گیلانه، نعمت و ندا که تا الان معرفی کرده اند، مورد پسند و ذائقه مردم قرار نگرفته و عموماً میان رس و دیررس هستند.
نکته جالب توجه اینکه چند سال پیش دو نفر کشاورز فاقد تحصیلات و دانش علمی به نام یوسف هاشمی و علی کاظمی به تنهایی توانستند، برنجی را معرفی کنند که سراسر استان و استان های دیگر چندین سال است برنج معرفی شده آن ها را کشت می کنند ،چون مورد پسند ذائقه مردم قرار گرفته است؛ ولی در عوض پر محصول نیست و دچار ورس یا خوابیدگی می گردند.
استاندار می تواند با موسسه تحقیقات برنج هماهنگ کند به علت کمبود آب کشاورزی روی ارقام زودرس، پر محصول و مورد پسند ذایقه مردم کار تحقیقاتی انجام شود و مرحله کاشت تا برداشت برنج از ۱۱۰ الی ۱۲۰ روز به ۷۰ تا ۸۰ روز تقلیل یابد.
استاندار می تواند با هماهنگی کنسولگری روسیه و همچنین با اعزام هیئت هایی به کشورهای حاشیه دریای خزر به این مسئله پی ببرند که کدام برنج با ذایقه مردم آنان متناسب است تا همان نوع برنج را کشاورزان گیلانی جهت صادرات تولید کنند و منطقه آزاد انزلی به قطب صادرات برنج کشور تبدیل شود. (یادمان باشد که در ۷۰ سال گذشته برنج‌ “چمپا” به عنوان برنج درجه سه بعد از برنج “صدری” و “بینام” مورد پسند ذایقه مردم روسیه بود، که در گیلان کشت و به روسیه صادر می شد.)
استاندار نباید فقط به سخنرانی بسنده کند که «کشاورزان عزیز کاه و کلش شالیزارهای خود را آتش نزنید چون به محیط زیست آسیب می رسد.» مردم رشت موقع فصل برداشت برنج از دود کاه های سوزانده شده اراضی سفیدرود، نمی توانند به راحتی تنفس کنند!
استاندار می تواند با هماهنگی بانک ها و جهاد کشاورزی حداقل برای هر روستا دو دستگاه بیلر -کاه بند – در اختیار متقاضیان قراردهد و وقتی کشاورز ببیند هر هکتار زمین حداقل ۳۰۰ بسته کاه قابل فروش دارد که قیمت آن شش میلیون تومان می شود آن وقت دیگر کاه را آتش نمی زند.
استاندار باید بداند نیمی از کارخانه‌های برنج‌کوبی ما فرسوده می باشد و حداقل بیست درصد شکستگی برنج از فرسوده بودن کارخانه‌های برنج‌کوبی است و ما هنوز با تکنولوژی پنجاه سال پیش شالی را خشک و آن را تبدیل به برنج می کنیم.
استاندار می تواند با هماهنگی اداره پارک علم و فناوری و فارغ التحصیلان ادوات کشاورزی، ادوات تخصصی و دنبال بندهایی مثل نهر کَن و مرز کُن و یا دستگاه وجین کُن را به تولید انبوه برسانند تا کشاورز مجبور به استفاده کارگر روزی ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار تومان برای شالیزار نشود و هزینه تمام شده برنج سر به فلک نزند.
استاندار می تواند با شرکت خدمات حمایتی کشاورزی کشور هماهنگ کند تا سهمیه کود مخصوص را پاییز و زمستان به کشاورزان بدهد تا کاه مزرعه خود را غنی‌سازی کند و کاه برنج که صرفا از یک محصول شکم پرکن برای دام ها به یک محصول با ارزش غذایی بالا نزدیک به ارزش غذایی شبدر و یونجه تبدیل شود، تا کشاورز مجبور به خرید کاه گندم و یونجه نباشد.
ضمن اینکه کشاورز باید کود را به قیمت دولتی بگیرد تا رغبت کند در شالیزار خود بعد از برداشت برنج شبدر یا خردل برای تامین غذای دام خود و حتی فروش اقدام به کشت نماید.
استاندار می تواند پلی ایجاد کند بین موسسه تحقیقات کشاورزی، اداره جهاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان تا کار تحقیقاتی انجام دهند و انواع بذر مناسب و مرغوب، زمان مناسب کاشت و چگونگی داشت، برای بعد از برداشت برنج یعنی از شهریور تا فروردین سال دیگر که توانایی کاشت انواع سبزی، لوبیا، گندم، جو، ترتی کاله ، باقلا، کلزا و حدود سی نوع محصول دیگر را دارا می‌باشد به عنوان کشت دوم و سوم معرفی نماید که درآمد کاشت هر کدام از آنان چند برابر محصول برنج می‌شود.
استاندار باید بداند با کمک دادگستری و پاسگاه های نیروی انتظامی قبل از انجام هر کاری برای کشت دوم باید جلوی دام‌های رها شده در سطح روستاها گرفته شود تا دام ها در طویله نگهداری شوند و وارد اراضی کشت دوم نشوند در غیر اینصورت کشت دوم و سوم به راحتی انجام نمی گیرد!
استاندار باید بتواند صندوق محصولات بیمه کشاورزی را مجاب کند محصولات کشت دوم و کشت سوم را بیمه کند تا کشاورز با خیالی آسوده این کار را انجام دهد ؛ متاسفانه در حال حاضر محصول اصلی کشاورزان یعنی برنج بیست درصد زیر پوشش بیمه کشاورزی می باشد.
استاندار می تواند با هماهنگی شیلات و جهاد کشاورزی زمین هایی را که به علت غرقابی بودن توانایی کاشت محصولات باغی در شالیزار را ندارد تبدیل به پرورش ماهیان سردآبی و پرورش اردک و غاز نمایند در این صورت است که کل زمین های استان در طول سال مورد استفاده قرار می گیرند.
استاندار می تواند با همکاری این دو اداره کشت توأم برنج و ماهی و یا کشت توام برنج و اردک را رواج دهد.
استاندار می تواند با ایجاد چرخه تولید و فروش غذاهای گیاهی با استفاده از انواع سبزی ها و حبوبات در کشت دوم و سوم و یا تولید کنسرو انواع ماهی و اردک و غاز را با برند شهر خلاق خوراک رشت و آرم سازمان یونسکو و آرم غذای حلال و صادرات آن به کشورهای دیگر درآمدی چند برابر درآمد نفت کشور را برای استان فراهم نماید.
استاندار می تواند با کمک اداره بازرگانی، نمایندگی وزارت امور خارجه و اداره صنایع، محصولات تولیدی کشت دوم و سوم را با بسته بندی شکیل به کشورهای همسایه صادر کنند. کاری که الان کشور ترکیه با فروش محصولات باغی خود به روسیه انجام میدهد (وضعیت در این بخش به قدری اسفناک است که ما هنوز در استان برای صادر کردن ماهی کپور پرورشی به عراق ماهی را پشت نیسان ریخته و به بازار عراق می‌فرستیم!)
اگر به علت تحریم نمی توانیم ارز وارد کشور کنیم با کالاهایی مانند کود، سم، ادوات کشاورزی و صنایع بسته بندی می توانیم تهاتر کنیم.
استاندار می تواند با هماهنگی پارک علم و فناوری و انجمن نخبگان و اداره صنایع استان کارخانه‌های صنایع تبدیلی، مثل تهیه نئوپان از پوسته برنج، تهیه روغن از سبوس برنج و ده ها طرح جدید از ضایعات برنج را اجرایی کند.
استاندار باید، زیر ساخت وچشم انداز شالیزارهای نسل آینده – به عنوان خشکه کاری برنج با ادوات تخصصی که در کشور وجود ندارد- و ایجاد مزارع هوشمند برنج را از هم اکنون برنامه ریزی کند تا از تکنولوژی دهه های آینده عقب نمانیم.
استاندار می تواند با هماهنگی با امام جمعه – که خود جزو معدود روحانیانی است که روی شالیزار خودش کار می کند- و سازمان تبلیغات اسلامی برنامه ریزی کند، تا روحانیون، کشاورزان را به کشت محصولات مختلف بعد از برداشت برنج ترغیب نمایند.
استاندار می تواند با صدا و سیمای استان و کارشناسان جهاد کشاورزی هماهنگی کند که نسبت به آموزش کشت دوم و سوم از شبکه استانی اقدام نمایند و در سریال‌های خود علاوه بر سرگرمی مردم، آموزش کشاورزی نیز لحاظ شود.
استاندار می تواند کارشناسان جهاد کشاورزی موسسه تحقیقات برنج و شیلات را به روستاها بکشاند و مساجد و قهوه‌خانه‌ها را به محل آموزش و ارتباط دو سویه تبدیل کند که با پشت میز نشستن کارشناسان، کشاورزی ما هرگز متحول نمی شود.
استاندار می تواند با هماهنگی اداره گردشگری میراث فرهنگی، ارشاد اسلامی و حوزه هنری، جشنواره هایی در مورد جشن کاشت، جشن خرمن، جشن شکرانه، جشن جوکول، همراه با معرفی کشاورزان نمونه در بخش ها و فصول مختلف باعث ایجاد انگیزه برای کشاورزان گردد تا کشاورز دیده شود.
استاندار می تواند زمینه برگزاری هر ساله نمایشگاه های ادوات تخصصی کاشت، داشت، برداشت و بسته بندی برنج و محصولات باغی کشت دوم و سوم به منظور آشنایی بیشتر کشاورزان با جدیدترین دستگاه‌های تخصصی را فراهم کند.
اگر درآمد کشاورز بیشتر شود او متکی به خود است، وام سلف کشاورزی، وام اشتغال، وام تعمیرات، وام ازدواج و وام مسکن نمی خواهد. خودش آنقدر درآمد دارد که دیگر همیشه بدهکار دولت نباشد.
وقتی استاندار هماهنگی های ذکر شده را با ادارات و سازمان های مختلف همراه با جدول زمان بندی انجام دهد، آن وقت میتواند در یک برنامه تلویزیونی وارد شالیزار شود؛ آن وقت کشاورز چای کار، نوقان دار، زیتون کار، بادام کار، کیوی کار، فندق کار می شنود قرار است استاندار با هیئت همراه وارد مزرعه آنها شود کیلومتر ها صف می بندند و برایش گاو و گوسفند قربانی می‌کنند تا استاندار سر مزرعه آنان برود، چون دیده‌اند که استاندار برای کشاورز برنج کار چه کارهایی انجام داده است.
آنوقت می‌توانیم بگوییم استانداری جهادی، انقلابی، با تقوا و مردمی داریم.
آن وقت میدانیم استاندار خوب چه کسی است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد