×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

اخبار گیلان

true
    امروز  یکشنبه - ۳ مرداد - ۱۴۰۰  
it is true
true
false

(بخش سوم و پایانی)

 در بخش سوم و پایانی این بحث به «انتخاب صحیح» می رسیم؛ انتخاب یعنی فرق گذاشتن میان دو یا چند چیز و برگزیدن یکی از آن ها و رها کردن بقیه. برای تحقق این معنا لازم است که شخص انتخاب کننده از توانایی فکری و قدرت تصمیم گیری محکمی برخوردار باشد تا در مواردی که دچار تردید، شبهه، وسوسه و یا قرار گرفتن بر سر دو یا چند راهی می شود، بتواند خود و دیگران را از گرداب خطا واشتباه در محاسبه نجات دهد. 

انسان ها در طول سال های زندگی شان به طور مداوم در معرض انواع انتخاب های معمولی، کمی مهم، خیلی مهم، بسیار مهم و سرنوشت ساز قرار دارند که هر یک از این موارد پیامدها و نتایج خاص خودشان را دارند. جهت توضیح بهتر شاید مناسب باشد گفته شود که اگر شما در هنگام انتخاب، سهل انگاری کرده یا مرتکب اشتباه شوید، مسیر رسیدن به هدف تان دچار تغییر و گاهی انحراف شده و به سمت دیگری می رود که قرار نبود هدف اصلی شما باشد.

در نتیجه ممکن است آسیب های زیاد و جبران ناپذیر به شخصی که دچار اشتباه سهوی یا عمدی شده وارد گردد. حتما در زندگی برای شما اتفاق افتاده که به چشم خود دیده اید که برخی تصمیم گیری ها راحت و فوری هستند و در نقطه مقابل بعضی انتخاب ها مشکل و پیچیده بوده و نیازمند استفاده از تجربیات قبلی، مشورت با افراد کاردان و دلسوز، تفکر و حساب و کتاب بیشتر است.

مثلا وقتی که می خواهید یک خانه و محل سکونت در جایی بخرید باید در مورد محله یا خیابان مورد نظر، همسایگان، میزان سروصدای محیطی، نزدیک بودن انواع مغازه ها، مدرسه بچه ها، فاصله تا محل کار یا تحصیل، راه های برون رفت از ترافیک شهری و وجود مسیرهای میانبر و… تحقیق کنید. حال اگر بدون توجه به نکات مذکور یا دست کم گرفتن برخی از آن ها اقدام به خرید منزل کنید، پس از گذشت مدتی یا در همان ابتدای کار با گرفتارهای متعددی روبرو خواهید شد که موجب پشیمانی و ناراحتی است و به علت اهمیت موضوع و گرانی فوق العاده مسکن به آسانی نمی توان از آنجا بلند شد یا جای دیگری را خرید.بدین خاطر اشخاص، نیازمند آموختن مطالب تازه، کسب آگاهی های جدید و به کار بستن آن ها در فعالیت های مختلف می باشند تا بتوانند در هنگام انتخاب، عملکرد قابل قبولی داشته باشند؛ زیرا زندگی تک تک ما سرشار از انتخاب های فراوان است که کوچکترین اشتباه و خطا موجب دور شدن از هدف می گردد. به اعتقاد روان شناسان هر نوع تصمیم گیری به عوامل گوناگونی وابسته است مانند: عواطف و احساسات، هیجانات روحی و روانی، اطلاعات و آگاهی ها، تجربه های گذشته، ارزش ها و اعتقادات دینی، میزان دانش و مطالعه، تبلیغات رسانه ها، فرهنگ اجتماعی، دوستان، وضعیت مالی، مقام و موقعیت شغلی و…از آنجایی که انسان پدیده ای چند بُعدی و پیچیده است، گاهی حرکاتی از وی سر می زند که قابل پیش بینی نیست و این مسئله می تواند روی تصمیم گیری او اثرات منفی گذاشته و زحماتش را هدر بدهد، مانند تعلق خاطر افراطی و وابستگی بی مورد به زبان و گویش، قومیت، لجبازی، کینه توزی، حسادت، تسویه حساب شخصی، رودربایستی و…   نکته ای که در امر تصمیم گیری بسیار مهم است، پذیرش این مسئله است که اگر انتخاب انسان اشتباه بود، باید پیامدهای منفی اش را بپذیرد نه آن که انتظار داشته باشد که دیگران خطای او را جبران کرده یا کسی از او بازخواست نکند و کاری به وی نداشته باشد؛ مخصوصا در امور حساسی مانند انتخابات ریاست جمهوری، خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا که تأثیر بسیار زیادی بر زندگی روزانه اقشار و اصناف مختلف جامعه دارد.   انتخابات جایی نیست که رأی دهندگان صرفا بخواهند به زیبایی و قیافه و نوع آرایش، خوش لباسی و شیک پوشی، شیرین زبانی، ثروت، شهرت، همشهری و هم زبان بودن، نسبت های فامیلی و یا خریداری شدن، نگاه کنند و باید یک دید سطحی و بدون احساس مسئولیت و آینده نگری، پای صندوق رأی حاضر شوند.بر همین اساس در همین چند روزی که به انتخابات ریاست جمهوری مانده، لازم است که واجدین شرایط رأی دادن از خودشان بپرسند که:

۱ ـ طی چهار سال گذشته از بابت انتخاب و رأی اشتباه در دوره قبل چقدر خسارت دیده اند؟

۲ ـ چرا باید دوباره به افرادی رأی دهیم که بارها به ما دروغ گفته، فریبمان داده و حالا به مسئولینی مرفه، خسته، بی تدبیر، ناتوان و ترسو که فقط در داخل مملکت زبان درازی دارند ولی از همت و تلاش شان خبری نبوده و نیست، تبدیل شده اند؟

۳ ـ چرا باید به کسانی اعتماد کنیم که بارها نشان دادند به شعارهایشان پای بند نیستند و لیاقت فرصت سازی و خروج از بحران ها را ندارند، بلکه از تهدیدهای خارجی می هراسند، در بیرون از مرزها، در اندک زمانی تسلیم می شوند اما تحمل انتقادات داخلی را نداشته و فورا برمی آشوبند و زبان به فحاشی و توهین باز می کنند؟!
۴ ـ چرا باید باز هم به کسانی رأی دهیم که با شعار « ما زبان دنیا را بلدیم» وارد میدان شده ولی متأسفانه بارها توسط غربی ها تحقیر گشته و نشان دادند که معنای ساده ترین اصطلاحات سیاسی به زبان انگلیسی را نمی دانند و در مذاکرات سرشان به آسانی کلاه می رود و چند جلسه پیاده روی با جان کری وزیرخارجه آمریکا در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، برایشان از همه چیز مهمتر است؟به همین دلیل باید از اشتباهات گذشته درس عبرت گرفت. زیرا زندگی هشتاد میلیون انسان چیزی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی و با سهل انگاری عبور کرد و باز هم به خطاهای قبل ادامه داد.  

افراد زیادی در انتخابات قبل تحت تأثیر تبلیغات دروغین بازیگران غربزده سینما و سلبریتی ها ـ که خیلی از آن ها به خاطر داشتن تابعیت آمریکا در حقیقت آمریکایی هستند نه ایرانی ـ به مسئولین فعلی اعتماد کرده و مسیر را اشتباهی رفتند و شعار دادند که «ما حاضریم با فلانی به جهنم برویم ولی نمی خواهیم با رقیب وی به بهشت برویم»، نه تنها زندگی خودشان بلکه زندگی میلیون ها نفری که رأی صحیح داده بودند را سال ها تبدیل به جهنم کردند و با این عمل حق الناس بسیار بزرگی را برای همیشه بر گردن گرفتند که به هیچ عنوان قابل جبران نیست.به همین دلیل کلیه کسانی که دیروز به همین دولت رأی داده و حالا پشیمان هستند و خود را نیز «زیان دیده» می بینند، حق ندارند خویشتن را به نادانی زده، ژست حق به جانب گرفته و صورت مسئله را پاک کنند و بگویند « ما دیگر رأی نمی دهیم» بلکه برای جبران اشتباه سنگین خود، باید پای صندوق های رأی حاضر و رأی صحیح بدهند تا راه برای اصلاح خرابکاری های دولت دوازدهم باز شود. هرچند که خطاها و خیانت ها به قدری زیاد است که جبرانش زمان زیادی از وقت دولت جدید را تلف خواهد کرد.   

عبدالباقی اسحاقی

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد