نوشتن از آزادگی و پی بردن به وقایع روز واقعه

 باز باران خبر/ مجیدمصطفوی /   نگین جنگل، سردار بی سر، ای غرور مردم رشت، جنگل های گیلان، آواز بلندت از چهارسوی این دشت بی امان به گوش جهانیان رسیده و من امروز برای تو می نویسم؛ برای تو که دلت، قلبت برای رشت می تپید. 

برای تو می نویسم که همچون حسین تنها در دشت کربلا ماندی. برای تمدن ٣هزار ساله خزر می نویسم که چه جفاها بر آن نرفت. یونس برای تو می نویسم که اگر گوش شنوایی برای رسانه های بومی این مرز و بوم بود، شهر باران های نقره ای آماج فکاهی پایتخت نشینان نمی شد.

 اگر کیومرث صابری زنده بود برای این حواشی، جوابی داشت که بنویسد.

سردار بی سر می خواهم برای تو بنویسم اما دیگر یارای نوشتن نیست که هرچه نوشتیم و گفتیم تیری شد برای خودمان!

می خواهم نامه خودت را برای خودت بنویسم که هرچه بیشتر می خوانم بیشتر به آزادگی ات، به بی کسی ات، به وقایع روز واقعه پی می برم.

می خواهم به سرکوی تو پرواز کنم

اما چه کنم بال و پری نیست مرا 

 لیله شنبه ۵ عقرب ۱۳۰۰

آقای میرآقا ـ دام اقباله العالی! 

دوست عزیزم در این موقع که پاره[ای] از دوستان ما امتحان بی وفائی خود را داده، محرمانه و آشکار تسلیم دشمن شده و با مقاصد آنان همراهی می نمایند، مراسله شما را زیارت کرده، فوق العاده مسرور و خوشحال گردیدم. 

  آری آقای من، دوستان را در مواقع سخت باید امتحان نمود. من از این مسئله مسرورم که رفقای همراه به هیچ وجه لغزشی در افکار آنها راه نیافته و باکمال قوت قلب، مصمم [به] دفاع و فداکاری هستند.  

عجالتاً با رویه ای که دشمنان ما پیش گرفته اند و شما بخوبی مسبوق هستید، شاید به طور موقت یا دائم توانستند موفقیت حاصل نمایند؛ ولی اتکای بنده و همراهان به خداوند دادگری است که در بسیاری از این اتفاقات ما را در پرتو توجهات خود محافظت کرده است. 

به جز از خداوند به هیچکس مستظهر نبوده و امیدوارم که توجهات کامله اش شامل حال و یار و معین ما باشد.

 افسوس می خورم که مردم ایران پس از محو ما خواهند فهمید ما که بودیم؛ چه می خواستیم و چه کردیم! 

  معروف است: النعمه اذا فقدت عرفت. مردم همه منتظرند روزگاری را ببینند که از جمعیت ما اثری به میان نباشد. پس از آنکه نتایج تلخی از سوءافکار و انتظار خود دیدند، آن وقت دو دست ندامت به سر کوفته، قدر و هویت ما را می فهمند.

   بلی آقای من، امروز دشمنان ما هرگونه اتهاماتی را که به ما نسبت می دهند، می شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی الاطلاق واگذار می کنیم.     

عجالتاً تحت تقدیرات الهی هستیم تا ببینیم کار به کجا منتهی خواهد گردید.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://bazbarankhabar.ir/?p=31819

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

پیشنهادی: