قرارداد ۲۵ ساله با چین؛ رویاهای شیرین و واقعیتهای تلخ

سرمایه‌گذاری احتمالی چین در صنایع و پروژه‌ها در حوزه‌های نفت‌، گاز، حمل‌ونقل و موارد مرتبط، و حضور نیروهای انسانی‌ اش در مناطق نفتی و سواحل جنوبی؛ به نوعی حفاظت از تاسیسات و منافع ایران در مناطق مذکور در مقابل حملات نظامی خواهد بود. ولی حضور اقتصادی و انسانی چین، مانع تهدیدات و تحرکات نظامی ایران علیه اهداف در کشورهای عربی جنوب نیز خواهد شد. چون تهدیدات و تحرکات نظامی ج.ا.ا. غیرمستقیم منافع چین را به خطر خواهد انداخت. 
سرمایه‌گذاری سنگین چین، مقداری سرمایه، ماشین آلات و ابزارهای مورد نیاز ایران را تامین خواهد کرد ولی عملا مانع تامین تکنولوژی بهتر، ماشین‌آلات و ابزارهای بهتر، و سرمایه‌های بیشتر از طرف غرب خواهد شد. بعلاوه اختیار منابع استخراج شده عمدتا با چین خواهد بود.
حضور چین، مانع حملات به پروکسیهای ایران در منطقه نخواهد شد (حضور نظامی خیلی سنگین‌تر روسیه در سوریه، مانع حملات اسرائیل به نیروهای ج.ا.ا. نشده است.) و ممکن است حملات مذکور تا فلج کردن شبکه‌ طرفداران ج.ا.ا. در منطقه و سوزاندن سرمایه‌گذاریها ادامه یابد. 
روابط اقتصادی خیلی بیشتر چین با آمریکا و با کشورهای ثروتمند عربی، به احتمال زیاد منجر به توافقاتی (غیرعلنی) خواهد شد که طبق آن چین حداقل امتیازات را به ایران بدهد و موجب تقویت قدرت مانور و مواضع مستقل ایران نشود.
قرارداد بلندمدت با چین، باعث خواهد شد که ایران بعنوان کشوری مقابل جبهه غرب تثبیت شود و چون رقابت و تقابل آمریکا و اروپا با چین، تشدید می‌شود، لذا ایران بمدتی طولانی بایکوت خواهد شد. یعنی دسترسی به تکنولوژی درجه یک غربی ممکن نخواهد بود و تکنولوژی با نسل قدیمی تر چینی ممکن خواهد بود.
تقریبا همه همسایگان ما متحد آمریکا هستند. قرارداد بلندمدت استراتژیک با چین بمعنی تثبیت و تعمیق فاصله ایران با همسایگان خواهد شد. (بنظرم “بریدگی از محیط اطراف” ابتدا با اشغال قفقاز توسط روسیه و … و بریدگی عمدی توسط رژیم رضاشاه، یکی از موانع مهم توسعه‌ ایران بوده است و همین “بریدگی” عامل غیرمتعارف شدن وضعیت داخلی و وضعیت استراتژیک ایران نیز شده است.) این بریدگی “خودکرده” بمعنی بریدگی جبران ناپذیرتر ایران از منطقه خواهد شد.
تحریمهای آمریکا، محروم شدن از سرمایه و تکنولوژی غرب و جدایی طولانی از همسایگان، می تواند بمعنی فاصله از توسعه باشد.
خیلی بعید است که چین بتواند در نقاطی از  ایران که نیروها و سرمایه‌‌ش حضور مستقیم ندارند، امنیت را بالا ببرد لذا فرض بالا رفتن کلی امنیت توهمی بیش نیست.
اگر شرکتهای غربی بعنوان رقیب حضور نداشته باشند، و اگر حمایت دموکراتیک مردم بصورت مدنی بخوبی جلب نشود، شرکتهای چینی و دولت چین نیازی به دادن امتیازی به ایران نخواهند داشت لذا نتیجه قراردادها با چین احتمالا شبیه “نفت‌وگاز در برابر غذا و دارو” خواهد بود. البته ممکن است “بازار بزرگ ایران در برابر اجناس چینی” هم به آن اضافه شود.
 در مجموع قرارداد بلندمدت با چین، “دومین بهترین انتخاب برای رقبای منطقه‌ای ایران خواهد بود و احتمالا از آن استقبال خواهند کرد چون مانورها و خطرات ج.ا.ا. را محدود و سرعت توسعه‌ ایران را برای مدتی طولانی کاهش می دهد. 
برای تصویری کامل‌تر باید اثرات و نتایج قرارداد را حداقل در چهار دوره زیر بررسی کرد و تخمین زد: 
– دوره عقد قرارداد و انجام مقدمات- دوره شروع تا پایان اجرا و برآورد احتمالات شکست این قرارداد- دوره شکست تا خروج احتمالی از قرارداد- دوره پاکسازی سوختگیها و برطرف کردن خسارتها

عیسی پیله ور – فعال و کارشناس اقتصاد

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://bazbarankhabar.ir/?p=11411

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

پیشنهادی: