شخصیت ممتاز حضرت امام خمینی(ره) در کلام رهبری(۳)

(قسمت سوم و پایانی)

ده کار بزرگ امام(ره)

اولین کار بزرگ او، احیای اسلام بود. دویست سال است که دستگاههای استعماری سعی کردند تا اسلام به دست فراموشی سپرده شود. یکی از نخست وزیرهای انگلیس در جمع سیاستمداران استعماری دنیا اعلام کرده بود که ما باید اسلام را در کشورهای اسلامی منزوی کنیم! قبل و بعد از آن نیز پولهای گزافی خرج شد تا اسلام در درجه ی اول از صحنه ی زندگی، و در درجه ی دوم از ذهن و عمل فردی انسانها خارج شود؛ چون می دانستند این دین، بزرگترین مانع در راه چپاول قدرتهای بزرگ و استکباری است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه ی سیاسی جهان برگرداند.

دومین کار بزرگ او، اعاده ی روح عزت به مسلمین بود. این گونه نبود که اسلام صرفاً در بحثها و تحلیلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگی مردم مطرح شود؛ بلکه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جای عالم احساس عزت کردند.

یک نفر مسلمان از کشوری بزرگ که مسلمین در آن در اقلیت قرار دارند، به من می گفت: قبل از انقلاب اسلامی، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمی کردیم. طبق فرهنگ آن کشور، همه اسم محلی داشتند، و هرچند خانواده های مسلمان روی بچه های خود اسم اسلامی می گذاشتند، اما جرأت نمی کردند آن اسم را اظهار کنند و از بیان آن خجالت می کشیدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامی خود را می گویند، و اگر از آنها بپرسند که شما چه کسی هستید، اول آن اسم اسلامی را با افتخار بر زبان می آورند.

بنابراین، با کار بزرگی که امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جای دنیا احساس عزت می کنند و به مسلمانی و اسلام خود می بالند.

سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمانها احساس درک امت اسلامی داد. قبل از این، مسلمانها در هر جای دنیا که بودند، چیزی به نام امت اسلامی برایشان مطرح نبود و یا اصلاً جدی تلقی نمی شد. امروز همه ی مسلمانها در اقصای آسیا تا قلب آفریقا و تمام خاورمیانه و در اروپا و امریکا، احساس می کنند که جزو یک جامعه ی جهانی بزرگ به نام امت اسلامی هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامی را ایجاد کرد، که بزرگترین حربه برای دفاع از جوامع اسلامی در مقابل استکبار است.

چهارمین کار بزرگ او، ازاله ی یکی از مرتجعترین و پلیدترین و وابسته ترین رژیمهای منطقه و جهان بود. ازاله ی حکومت پادشاهی در ایران، یکی از بزرگترین کارهایی بود که کسی می توانست آن را تصور کند. ایران مهمترین دژ استعمار در منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه بود. این دژ، به دست امام ما در هم فرو ریخته شد.

کار پنجم او، ایجاد حکومتی بر مبنای اسلام بود؛ چیزی که به ذهن مسلمانها و غیرمسلمانها خطور نمی کرد، و خواب خوشی بود که مسلمانهای ساده لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمی کردند و نمی دیدند. امام(ره) در حد یک معجزه، به این خیال افسانه آمیز لباس واقعیت پوشاند.

کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامی در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامی، در بسیاری از کشورها و از جمله کشورهای اسلامی، گروهها و جوانها و ناراضیها و آزادی طلبها، با ایدئولوژیهای چپ وارد میدان می شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامی، پایه و مبنای حرکتها و نهضتهای آزادیبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه یی از دنیای وسیع اسلام که جمعیت یا گروهی به انگیزه ی آزادیخواهی و ضدیت با استکبار حرکت می کنند، مبنا و قاعده ی کار و امید و رکنشان، تفکر اسلامی است.

هفتمین کار بزرگ او، نگرشی جدید در فقه شیعه بود. فقاهت ما پایه های بسیار مستحکمی داشته و دارد. فقاهت شیعه، یکی از محکمترین فقاهتها و متکی به قواعد و اصول و مبانی بسیار مستحکمی است. امام عزیزمان این فقه مستحکم را در گستره یی وسیع و با نگرشی جهانی و حکومتی مورد توجه قرار داد و ابعادی از فقه را برای ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود.

کار هشتم او، ابطال باورهای غلط در باب اخلاق فردی حکام بود. در دنیا پذیرفته شده است که کسانی که در رأس اجتماعات قرار می گیرند، اخلاق فردی خاصی داشته باشند! تکبر ورزیدن، برخوردار بودن از زندگی راحت و مسرفانه، تجمل گرایی، خودرأیی و خودخواهی و امثال اینها، چیزهایی است که مردم دنیا قبول کردند که کسانی که در رأس حکومتها قرار می گیرند، این اخلاق را داشته باشند. حتّی در کشورهای انقلابی، انقلابیونی که تا دیروز زیر چادرها زندگی می کردند و در دخمه ها مخفی می شدند، به مجرد این که به حکومت می رسند، وضع زندگیشان عوض می شود و اخلاق حکومتیشان تغییر می کند و همان وضعیتی را به خود می گیرند که بقیه ی سلاطین و رؤسای عالم داشتند! ما از نزدیک چنین چیزی را دیده ایم؛ برای مردم هم مایه ی تعجب نیست.

امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، می تواند زندگی زاهدانه یی داشته باشد و به جای کاخهای مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایی کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند.

اگر دلهای حکام و زمامداران به نور معرفت و حقیقت روشن شده باشد، تجمل و تشریفات و اسراف و برخورداریهای زیاد و خودرأیی و تکبر و استکبار، جزو لوازم حتمی زمامداری آنها محسوب نمی شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار این بود که هم در زندگی خود و هم در آن دستگاهی که به وجود آورده بود، نور معرفت و حقیقت تجلی یافته بود.

کار نهم او، احیای روحیه ی غرور و خودباوری در ملت ایران بود. برادران عزیز! حکومتهای استبدادی و فردی، سالهای متمادی ملت ما را به صورت ملتی ضعیف و مستضعف و توسری خور در آورده بودند؛ ملتی که از استعداد جوشان و خصلتهای جمعی فوق العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاریخ بعد از اسلام، این همه افتخارات علمی و سیاسی دارد.

قدرتهای خارجی – مدتی انگلیسیها و مدتی هم روسها و دیگر دولتهای اروپایی، و پس از آن امریکاییها – ملت ما را تحقیر کرده بودند. ملت ما هم باور کرده بود که قابلیت و لیاقت کارهای بزرگ را ندارد، سازندگی از او بر نمی آید، ابتکار از او ساخته نیست و دیگران باید بر او آقایی کنند و به او زور بگویند! بنابراین، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ما کشته بودند؛ ولی امام عزیز ما، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ایران بیدار و زنده کردند.

در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوتهای بیجای ناسیونالیستی – که استکبار عامل آن، و رژیم منحوس پهلوی مروجش بود – مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت می کنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه ی مشترک شرق و غرب و ارتجاع نمی ترسند و احساس ضعف هم نمی کنند. جوانهای ما احساس می کنند که خودشان می توانند کشورشان را بسازند. مردم ما احساس می کنند که قدرت و توان آن را دارند که در مقابل تحمیلها و زورگوییهای شرق و غرب بایستند. این روح عزت و خودباوری و غرور ملی و افتخارات حقیقی و اصیل را امام(ره) در ملت ما زنده کرد.

و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقی و نه غربی»، یک اصل عملی و ممکن است. دیگران خیال می کردند که یا باید به شرق متکی بود و یا به غرب، یا باید نان این قدرت را خورد و ستایشش کرد و یا آن قدرت را! فکر نمی کردند که یک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگوید و بایستد و بماند و خود را روزبه روز ریشه دارتر کند؛ اما امام(ره) این نکته را ثابت کرد.[۳۸]

افتخار امام(ره) به بسیجی بودن

آری، رهبر کبیر انقلاب اسلامی که خود را بسیجی می شمرد و بدان افتخار می کرد، جهانی را در مقابله با استکبار و قدرتهای ستمگر عالم بسیج کرد و خواب راحت را از چشم زورگویان زدود و نور امید را که کلید همه ی پیروزیها و پیشرویهاست، در دل ملتها تابانید. بی شک همه ی دستگاههای استکبار نیز به آسانی نخواهند توانست بذری را که او پاشیده، جمع کنند و بنایی را که او پی افکنده، ویران سازند؛ اگرچه بشدت و قساوتی عنادآمیز، با نتایج و ثمرات جهاد بزرگ او در مبارزه و معارضه اند.[۳۹]

امام(ره) زنده در راه انقلاب

آری، امام عزیز و بزرگ ما، اکنون در میان ما نیست؛ همان طور که شهدا در میان ما نیستند. اما هم او و هم آنان، در ذهن و دل ما، در راه زندگی ما و در صراط مستقیم انقلاب ما، حاضر و زنده و فعال است. اثر وجود آن بزرگمرد و یاران شهیدش، تنها به دوران زندگیشان متعلق نبود؛ همچنان که فقط به ایران اختصاص نداشت. امروز، به برکت وجود و عمر مبارک او و آنان، اسلام روزبه روز درخشانتر می شود و ابر غلیظ تحریفها و جهالتها و فتنه ها، ناپایدارتر و ضعیفتر می گردد.

انقلابی که امام پدید آورد و شهیدان با خون خود آن را رنگ و بوی گل سرخ بخشیدند، اکنون در سراسر جهان، در بیداری ملتهای مظلوم و در تجدید حیات جوامع مسلمان و در استحکام روزافزون مبانی معنویت و در فروپاشی مادّیگری صریح و نفاق آلود و خلاصه در سرافرازی حق و سرافکندگی باطل، خود را می نمایاند. پرچم عروج انسان به بام معنویت که امروز در گوشه و کنار دنیا برافراشته می شود، در حقیقت پرچم امام ما و شهیدان اوست. آنها زنده اند و روزبه روز زنده تر خواهند شد.[۴۰]

هنر بزرگ امام(ره)

هنر بزرگ و خدمت بی بدیل امام بزرگوارمان این بود که اسلام را از غربت درآورد. مسلمانان، حتّی در خانه ها و شهرهای خودشان غریب بودند. اسلام، حتّی در مواطن اصلی خود غریب بود. دشمنان اسلام، با فرهنگ الحاد و فساد و نظامهای طاغوتی، فرصت به خوداندیشیدن را هم از مسلمانان گرفته بودند. در چنین شرایطی، امام بزرگوار ما، آن سلاله ی پیامبران و دست قدرت خدا در این روزگار، این گرد غربت را از چهره ی اسلام زدود و سترد.[۴۱]

امام(ره) معلم انقلاب «ما می توانیم»

بعد از انقلاب، انقلاب و معلم انقلاب – که امام بزرگوار ما بود – به ما ملت تفهیم کردند که ما می توانیم خودمان کار کنیم؛ خودمان تلاش کنیم؛ خودمان بسازیم؛ خودمان قاعده ی سازندگی و تولید و مصرف را – که همان فرهنگ ماست – بنیانگذاری کنیم. ما باید این را در همین دوران سازندگی هم به کار بگیریم. ما هرگز به داشته های دیگران پشت نمی کنیم. هر کسی هرچه دارد؛ چه علم، چه امکانات، چه تکنولوژی و موجودی فنی او – وقتی که ناگزیر باشیم – اگر بتوانیم همه ی آنها را در خدمت هدفهای خودمان قرار بدهیم، لحظه یی دریغ نخواهیم کرد. ما همه ی اینها را بایستی وسیله و پلی برای جوشیدن استعداد سازندگی از درون کشور قرار بدهیم. هرجا که می توانیم در داخل کشور تولید کنیم، بایستی این را بر استفاده ی از مصنوعات خارجی ترجیح بدهیم. هر چیزی که در داخل کشور تولید می شود، برای ما مبارک تر از مشابه خارجی آن است؛ حتّی اندکی بهتر از آن که از دست دیگری و دروازه یی از دروازه های کشور وارد بشود. [۴۲]

روشن نگری و تشخیص امام(ره)

جهاد سازندگی از جمله دستگاههایی است که بیش از همه، ما را به یاد امام عزیزمان می اندازد. چه قدر ایشان به این مجموعه ی جوان و انقلابی و بااخلاص و کارآمد اهمیت می دادند، و چه قدر لذت می بردند وقتی می شنیدند جهاد سازندگی موفقیتهایی را در جبهه ی جنگ و مناطق دورافتاده ی روستایی به دست آورده است. آن دل بزرگ، از دیدن این همه تلاش، پُر از امید و شادی می شد. تیزبینی و روشن نگری و تشخیص آن عزیز، درست و بجا بود و می دانست این مجموعه که از عناصر مؤمن و انقلابی و جوان و فعال و کارآمد و باسواد تشکیل یافته است، تا چه اندازه می تواند برای کشور مفید باشد.

شما که عاشق امام بودید و هستید، شما که رگ جانتان به امام وصل بود، شما که ارتباط با او را هویت اصلی جهاد به حساب می آوردید، باید برای تعظیم روح و شادی آن پروازکرده به ملکوت اعلی، که بی شک ناظر و نگران کارهای ماست، از امروز تلاشتان را مضاعف کنید.[۴۳]

ایجاد و تأسیس نماز جمعه

یکی از بزرگترین کارهای امام بزرگوارمان(رضوان اللَّه تعالی علیه)، همین ایجاد و تأسیس نمازهای جمعه بود. نماز جمعه را ایشان به این ملت دادند. سالهای متمادی بود که ما از نماز جمعه محروم بودیم، یا آن را نداشتیم. در جاهایی هم که خیلی بندرت پیدا می شد، آن تأثیری را که نماز جمعه می توانست در حکومت اسلامی داشته باشد، قهراً نداشت. در جاهایی هم اصلاً افراد ناجوری بودند که محل بحث نیست. این، مسأله ی نماز جمعه است.[۴۴]

امام(ره) قوّت و عزّت مسلمین

من امروز چند حقیقت بدیهی و روشن را عرض می کنم و بعد از آن، یک نتیجه گیری برای ملت ایران، و یک نتیجه گیری برای همه ی ملتهای مسلمان جهان خواهم کرد.

حقیقت اول که کسی منکر آن نیست و هیچ منصفی نمی تواند آن را انکار کند، این است که امام بزرگوار ما به اسلام و مسلمین قوّت و عزت بخشید. دشمنان اسلام، اسلام را ضعیف می خواستند. آنها تلاش کرده بودند تا اسلام را از صحنه ی عمل، بلکه از ذهن ملتهای مسلمان – چه برسد به غیر آنها – خارج کنند؛ متأسفانه تا حدود زیادی هم موفق شده بودند. در این سیاست پلید، حکومتهای فاسد و وابسته، با استکبار و شبکه ی جهانی دشمنان اسلام هماهنگی کامل داشتند.

امام بزرگوار با این انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشید و اسلام را زنده کرد. امروز در کشورهای بسیاری، اسلام آرزو و آرمان نسلهای جوان و به پاخاسته و روشنفکر است. یک نمونه، فلسطین عزیز است. سالها به نام فلسطین حرف زده شد و مبارزه گردید؛ اما ناکام و ناموفق. امروز ملت فلسطین، به نام اسلام مبارزه و مقاومت می کند؛ لذا مبارزه از شکل سازمانها و گروهها و شخصیتها و سردمدارها، به میان توده ی مردم کشیده شده است. چنین مبارزه یی، هرگز ناکام نخواهد شد. مبارزه ی مردمی اگر باقی بماند، بی شک در نهایت به پیروزی خواهد رسید. این، به برکت اسلامی بود که امام نام آن را زنده کرد و وجدان اسلامی را در مسلمین بیدار نمود.

امروز در کشورهای اسلامی شمال آفریقا، گروههایی به نام اسلام و با هدف ایجاد حکومت و نظام اسلامی مبارزه می کنند؛ پیشرفت هم کرده اند. قبل از نهضت امام بزرگوار ما، چه کسی چنین چیزی را حتّی به خاطر می گذرانید؟ در شرق و غرب جهان اسلام، مسلمانان بیدار شده اند. اقلیتهای مسلمان در کشورهای اروپایی و غیر اروپایی دارای حاکمیت کفر و الحاد، احساس شخصیت می کنند. هویت و شخصیت اسلامی، در میان مسلمانان زنده شد. این، به برکت امام و حرکت عظیم امام بود.

بصیرت و صبر در مبارزه، عامل موفقیت امام(ره) و امت

حقیقت دوم این است که آنچه امام بزرگوار و ملت شجاع ما را در راه این مبارزه ی بزرگ موفق کرد، بصیرت و صبر بود – مقاومتی همراه با بصیرت – همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاهوالسّلام) فرمود: «و لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر والصّبر» علت آن هم این است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن، و صف بندیها مجزا و جدای از هم باشد؛ بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویی و تزویر و شعارهای توخالی و دروغ زنیها و لاف زنیهایی است که بلندگوهای استکبار را در همه ی انحای عالم پُر کرده است. بسیاری دم از طرفداری از حقوق بشر می زنند و دروغ می گویند. بسیاری دم از اسلام می زنند و دروغ می گویند. اسلام آنها، اسلام باب طبع و میل سردمداران استکبار است. بسیاری دم از مساوات و برابری انسانها می زدند و می زنند و دروغ می گفتند و می گویند. بنابراین، مبارزه در دوران کنونی، مبارزه یی دشوار است؛ هم به خاطر قدرت زر و زور استکبار، و هم به خاطر قدرت تبلیغاتی و توجیه گر دروغگوییها و نفاقهای استکبار و ایادیش.

انسانهای بی بصیرت، زود فریب می خورند. همین امروز هم در دنیا آدمهای دلسوزی هستند که فریب خورده اند؛ دشمن را نشناخته اند و صف را تشخیص نداده اند. در ایران، امام عظیم الشأن ما، به برکت بصیرت مردم – که با صبر و مقاومت آنها همراه بود – این راه را طی کرد و به موفقیت رسید. خود او، در ایجاد این بصیرت و صبر در مردم، بزرگترین مؤثر بود. هرجا در انحای عالم مبارزه یی صورت می گیرد، حرکتی می شود، انسان دلسوزی در پی نجات توده های مردم حرکت می کند، باید بداند که این راه، با هوشمندی و بصیرت و نیز با صبر و مقاومت طی شدنی است، و لاغیر.

ایران اسلامی، مرکز و محور حرکت عظیم جهانی مسلمانان

حقیقت سوم این است که همه ی دنیا – هم توده های مسلمان و مستضعف و محروم عالم، و هم اردوگاه استکبار – تشخیص داده و فهمیده اند که کانون و محور و مرکز این حرکتی که امروز در جهت آرمانهای اسلامی در دنیا مشاهده می شود، جمهوری اسلامی است؛ لذا در درجه ی اول، همه ی دشمنیهای عالم متوجه ماست. ما در لابلای سخنان گرم و به ظاهر دوستانه، همواره نشانه های خصومت و کینه را می شناسیم. ما می دانیم که استکبار نسبت به جمهوری اسلامی و شما ملت و این امام بزرگوار، چه قدر دشمن است. دشمن چون او را زنده می داند، یک سر سوزن از دشمنیش با او کم نشده است. اگر بوقهای استکباری و اردوگاه استکبار و دشمنان امام فکر می کردند که او مرده و تمام شده است، بعد از گذشت دو سال از رحلت جانسوز او، این قدر با شخص او و با نام او دشمنی نمی کردند، که امروز می کنند.

ایران اسلامی، ایران امام، ایران انقلاب، مرکز و محور حرکت عظیم جهانی مسلمانان است، و به همین نسبت محور دشمنیهاست. این، به جای آن که ما را غمگین کند، خوشحال می کند؛ و به جای آن که ما را وحشت زده کند، امیدوار می کند؛ چون نشان می دهد که ما قدرتمندیم و علیه منافع استکبار و منافع دزدان و غارتگران، همچنان تهدید بزرگی به شمار می رویم. دشمنی استکبار، ما را مطمئنتر می کند که راهی را که در حرکت پیشرونده ی انقلاب و سازنده ی کشور و جامعه انتخاب کرده ایم، درست و موفق و صائب بوده است. اگر ما در حرکتمان علیه منافع دشمنان بشریت و در جهت مصالح انقلاب و کشور، راه خطا را پیموده بودیم، دشمن این قدر با ما دشمنی نمی کرد.

امروز همه ی تبلیغات جهانی با شیوه های مختلف علیه ماست. ممکن است بعضی از رادیوها و بعضی از دستگاههای خبری و تبلیغاتی به ما صریحاً دشنام ندهند، اما این دلیل دوستی آنها نیست. آنها می دانند که دشنام صریحشان به ما، دل ملتهای عالم را به ما بیشتر نزدیک می کند. به همین خاطر، به جای دشنام صریح، تهمت می زنند؛ خودشان را به ما نزدیک، و ما را به خودشان خوشبین نشان می دهند! این هم از همان ترفندها و خباثتهاست.[۴۵]

آزادی و استقلال توأم با معنویت و اخلاق

هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه قدرتها و جریانهای سیاسی مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایه داری لیبرال اردوگاه غرب. علّت این که شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کرده اند و سرسختی نشان داده اند، همین بود.

این انقلاب بر پایه اصول مستحکمی بنا شد؛ هم اجرای عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادی و استقلال را – که برای ملتها از مهمترین ارزشهاست – مورد توجّه قرار داد، هم معنویت و اخلاق را. این انقلاب، ترکیبی از عدالتخواهی و آزادیخواهی و مردم سالاری و معنویت و اخلاق است[۴۶]

امام(ره) و احیای حقایق فراموش شده اسلام

مهمترین کاری که امام بزرگوار ما در سطح دنیای اسلام انجام داد، این بود که ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام را احیاء کرد. از روزی که استعمار وارد کشورهای اسلامی شد، همه تلاش استعمارگران و سلطه گران این بود که ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام، عدالتخواهی، آزادیخواهی و استقلال طلبی اسلام را از اسلام حذف کنند. سلطه گران برای این که استیلای خود را بر ملتها و منابع کشورهای اسلامی هرچه بیشتر گسترش دهند، خود را ناچار می دیدند که ابعاد سیاسی اسلام را از اسلام جدا کنند و اسلام را به معنای تسلیم در مقابل حوادث، تسلیم در مقابل اشغالگر و تسلیم در مقابل دشمن ظالم و قوی پنجه تفسیر کنند. امام حقایق فراموش شده اسلام را احیاء کرد؛ عدالتخواهی اسلام را سرِ دست بلند کرد؛ ضدّیت اسلام را با تبعیض و اختلاف طبقاتی و اشرافیتها علنی کرد. از روز اوّل تا روزهای آخر عمر، امام بزرگوار روی قشرهای مستضعف، پابرهنه ها و محرومان تکیه کرد. بارها و بارها در آغاز تشکیل نظام اسلامی و در طول ده سال عمر با برکتش در مقام رهبری نظام اسلامی، به مسؤولان و به همه ما تأکید کرد که باید رعایت حال ضعفا را بکنید؛ شما مرهون طبقه پابرهنه این کشورید. عزیزان من؛ ملت بزرگ ایران! هر جا و در هر موردی ما به این توصیه امام توجّه نمودیم و در برنامه ریزیها، قانونگذاریها، اجرا و عزل و نصبها، به این نصیحت عمل کردیم، پیروزی نصیب ما شد….

در مورد مردم، مهمترین کاری که امام کرد، این بود که مفهوم مردم سالاری را از چیزی که طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آنها در صحنه های عملی می خواستند نشان دهند، به کلّی دور کرد. سعی آنها این بود که این طور القاء کنند که مردم سالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم سالاری دینی – یعنی همان جمهوری اسلامی – را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملاً این را نشان داد[۴۷]

وظیفه ما در قبال راه و خط حضرت امام خمینی(ره)

 دشمنان زخم خورده و کمین کرده ی انقلاب، سالها انتظار چنین روزهایی را کشیده اند و اکنون همچون خفاشانی که غروب خورشید را انتظار می برند، در صدد تحرکات خبیث و پلید خود می باشند. اگرچه طوفان احساسات مقدس ملت، که این روزها همچون آتشفشانی فضای کشور را گداخته، به بدخواهان و فتنه انگیزان داخلی و نیز به دشمنان کینه ورز خارجی، مجال هیچ گونه شرارت نخواهد داد و هر حرکتی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را، که ارزنده ترین میراث رهبرکبیر و فقید ماست، به آتش خواهد کشید، ولی حفظ آمادگی و هشیاری و حضور در صحنه و حساس بودن در برابر تحرکات مشکوک، امروز از جمله ی فرایض عمومی است.

استکبار جهانی از لحظه ی پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هرگز سودای تضعیف، بلکه محو جمهوری اسلامی را از سر بیرون نکرده؛ همچنان که از هیچ اقدام ممکن و مقرون به صرفه نیز در این راه خودداری نورزیده است، و تا آنگاه که ملت و مسؤولان جمهوری اسلامی، پایبند به استقلال و عزت ملی و اصول اسلامی خود می باشند، این انگیزه را در خود نگاه خواهد داشت؛ منتها به فضل و مدد الهی و بنابر قوانین خلقت و تاریخ، در برابر عزم و اراده و آمادگی ملت، کاری از او ساخته نبوده و کید و مکر او به جایی نرسیده است و به خواست خداوند، همواره نیز همین گونه خواهد بود؛ ان شاءاللَّه.

لذا این جانب، از همه ی آحاد ملت و اقشار گوناگون می خواهم که حفظ آمادگی و هشیاری و توجه به توطئه های دشمنان را فریضه ی انقلابی خود بدانند و نیات پلید دشمنان را از موضعگیریهای سیاسی و تبلیغاتی جهانی آنان و نیز از شایعه پردازیها و ایجاد مضیقه های اقتصادی کشف کنند و بدانند که در صورت آمادگی و هشیاری، همه ی توطئه های دشمن خنثی می گردد و پیروزی از آنِ ملت ایران خواهد بود.

همان طور که رهبر کبیر و عزیز ما بارها تکرار می کردند و در وصیت نامه ی سیاسی، الهی خود نیز بر آن تأکید ورزیده اند، وحدت کلمه و وحدت صفوف ملت ما که رمز پیروزی انقلاب بود، رمز بقا و سلامت و تداوم آن نیز هست. تقسیم شدن ملت به گروهها و دسته های متعارض و عمده کردن اختلافات کم اهمیت و احساسات غیرمنطقی و به فراموشی سپردن اصول مهمی که میان همه ی ملت ما و لااقل میان اکثریت عظیمی از آنان مشترک است، و به فراموشی سپردن حضور دشمن و خطرات جبران ناپذیر ناشی از آن، بزرگترین فاجعه برای ملتی است که می خواهد حق تضییع شده ی خود را احیا کند و خود را از وابستگی به بیگانگان برهاند….[۴۸]

وفاداری به امام (ره) و حرکت در خط امام (ره)

اگر ما امام را دوست داریم – که واقعاً همین گونه است و هیچ کس نمی تواند تردید کند که ملت ایران در عشق و محبت به امام صادق نیست – باید راه و درس او را زنده نگهداریم و هدفهایش را، هدفهای حقیقی و اصلی انقلاب به حساب آوریم و به سمت آنها حرکت کنیم و هدف دیگری از خودمان درست نکنیم. هدفهای امام(ره) مشخص و روشن است و احتیاج به کار زیاد ندارد.

حال که خدای متعال این طور مقدر کرد که بنده ی صالحش در نیمه ی این راه بار را به دیگران بسپارد و به ملکوت اعلی بپیوندد و در جوار او آرام بگیرد، ما نخواهیم گذاشت این بار روی زمین بماند. باید همه ی آحاد ملت – کوچک و بزرگ – مسؤولان در سطوح مختلف و هرکس که کاری در دستش است، این نکته را حدیث نفس خود کند و پیمان ببندد که راه امام را ادامه دهد و به سمت هدفهای او حرکت کند. در این صورت، عشق و محبت و ارادت و شاگردی ما نسبت به او صادق خواهد بود؛ والّا اگر در فراق او گریه کنیم و بر سر و سینه ی خود بزنیم، ولی راه او را از سمت دیگر ادامه دهیم، محبت و احترام و وفاداری ما صادقانه نخواهد بود. وفاداری این است که عیناً در همان خط و هدف او حرکت کنیم و به بیراهه نرویم.[۴۹]

اخلاص امام(ره) عامل موفقیت

برادران عزیز! عامل اخلاص امام(ره) و رابطه ی او با خدا و نیز اخلاص مردم، تاکنون ما را به این جا رسانده است؛ بعد از این هم باید همین گونه باشد. اگر هدفها و راه ما، هدفها و راه امام است، وسایل ما هم باید وسایل امام باشد. وسیله ی امام(ره)، کمک گرفتن از خدا بود. بیایید از خدا کمک بگیریم. این کار، با زبانِ تنها میسر نیست؛ بلکه با خلوص و اخلاص عمل و ترک گناه و…[۵۰]

پیمان ما با راه امام خمینی (ره)

ما با خدا پیمان بسته ایم راه امام خمینی(اعلی اللَّه قدره) را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است، دنبال کنیم. سیاست «نه شرقی و نه غربی»، حمایت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از وحدت و حرکت امت بزرگ اسلامی و فایق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگی مسلمین در سطح جهان، و مجاهدت برای ایجاد مدینه ی فاضله ی اسلامی، و تکیه بر جانبداری از قشرهای محروم و کوخ نشین، و به کار گرفتن همه ی عوامل و امکانات برای بازسازی کشور در سطح داخلی کشور، خطوط اصلی برنامه های ماست. هدف اصلی از این همه، زنده کردن دوباره ی اسلام و بازگشت به ارزشهای قرآن است و ما یک سر مو از این هدف عقب نخواهیم نشست.[۵۱]

درس امام به امت: اتصال به خدا و ایمان مردم به اسلام و وحدت کلمه

جمله ای در وصیت نامه ی امام عزیزمان هست که هرگز نباید آن را فراموش کنیم. ایشان فرمودند: آن عاملی که انقلاب را به پیروزی رساند، همان عامل، انقلاب را تداوم خواهد داد. یعنی اتکال به خدا و ایمان مردم به اسلام و تصمیم قاطع بر انجام وظیفه ی الهی و اسلامی و وحدت کلمه، رمز پیروزی و تداوم انقلاب است. این، یک درس همیشگی برای همه ی ماست.

امروز شاهدیم که بر کشور ما، وحدت و صمیمیت و صفای همگانی حاکم است. این، حادثه ای بسیار عظیم و از برکات روح مطهر امام بزرگوار ماست. اخلاص آن مرد بزرگ الهی، بعد از رحلت او هم در فضای این جامعه اثر گذاشت و دلها را به هم انس داد و پیوندها را محکم کرد. اتحاد کلمه و همراهی شما مردم با هم و پیوند محکمی که بین شما و مسؤولان ابراز شد، همه ی دنیا آن را دیدند و باعث یأس دشمنان گردید.

با ورود امام به صحنه ی داخلی کشور در سال ۵۷، انقلاب طراوت دیگری یافت و برگ و باری پیدا کرد و ثمربخش شد. لطف خدا بر امام بود که در وجودش این برکات را قرار داد. روح مطهر او در هنگام وفات و عروج ملکوتیش نیز مشمول برکات و لطف الهی شد و موجب گردید تا انقلاب در ایام رحلت آن بزرگوار هم مثل روزهای اول پیروزی، برگ و بار تازه تر پیدا کند و از هیمنه و هیبت برخوردار بشود و دشمنان را مأیوس کند.

ما امروز به برکت امام(ره) می توانیم از موضع قدرت و قوّت با دنیا حرف بزنیم. هیچ کس در دنیا نباید تصور کند که جمهوری اسلامی اندکی در خود احساس ضعف می کند. به فضل پروردگار، ما امور داخلی خودمان را با قوّت و اعتمادبه نفسِ کامل پیش خواهیم برد و ارتباطات خارجی را تا آن جا که با اصول ما منطبق باشد و برای اسلام و مسلمین و ملت ایران و انقلاب و جمهوری اسلامی مقرون به صلاح و صرفه باشد، با قوّت و قدرت و از موضع بالا گسترش خواهیم داد.

این جمله را که امام بزرگوارمان بارها و بارها روی آن تاکید می کردند، به یاد داشته باشید که: رمز همه ی پیروزیها، وحدت کلمه و حضور در صحنه است. اگر وحدت کلمه و حضور مردم در صحنه نباشد، ملت ایران نخواهد توانست گامی به جلو بگذارد؛ ولی اگر همه ی مردم این رمز را شناختند و حفظ کردند، البته خداوند به آنها کمک خواهد کرد. این وعده ی الهی است که: «والّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»، «من کان للَّه کان اللَّه له». اینها وعده ی حق و صدق و قطعی الهی است.

بحمداللَّه خدا با ملت ایران است و وجود بزرگوار آن رهبر عالی قدر و انسان والا و بی نظیر، واقعاً بزرگترین نعمتها برای ما بوده است. امروز هم کلمات و نصایح او که برای ما باقی مانده، بزرگترین نعمت برای ماست؛ چون کلمات خدا و انبیاست و باید قدرشان را بدانیم و ان شاءاللَّه به آنها عمل کنیم.[۵۲]

لزوم مرور و تدبر در درسهای امام(ره)

امروز بزرگترین وظیفه ی ما ملت ایران که مریدان قدیم و اولین یاران امام خمینی(ره) بودیم، این است که درسهای آن امام بزرگوار را مرور کنیم. شخصیت عظیم رهبر کبیر انقلاب و جوهر درخشانی که همه ی دنیا را تحت تأثیر قرار داد، در درسها و بیانات و رهنمودهای او آشکار شده است. البته همه ی ما با شناخت کامل آن شخصیت عظیم خیلی فاصله داریم و بدون مبالغه و اغراق باید گفت که هنوز ابعاد بسیاری ازشخصیت آن روح ملکوتی و انسان بزرگ و والا برای ما شناخته شده نیست.

ما از نزدیک قضایا را می دیدیم و همه ی کسانی که از چنین فاصله یی در کنار وقایع قرار می گیرند، به آسانی قدرت جمع بندی ندارند. جمع بندی آن شخصیت و تحلیل ابعاد گوناگون آن انسان بزرگ و والا، قدری تدبر و تأمل لازم دارد، که به این زودیها برای ما که در عصر امام و نزدیک به او بودیم، میسر نخواهد شد؛ ولی بیانات آن بزرگوار برای ما درس است، و درس چیزی است که در دسترس و اختیار ماست.

تدبر در درسهای آن بزرگوار، خواهد توانست ما را با ابعاد شخصیت آن راحل عظیم الشأن آشنا کند و راه را بر ما بنمایاند. این درسها را نمی شود در چند جمله خلاصه کرد. در هر بخشی از زمان و در هر حادثه یی از حوادث، یکی از آن درسها می تواند به عنوان رهنمود راهگشای ما باشد.

با توجه به شرایطی که امروز در جهان برای کشور ما و موقعیت عظیم ملت ایران در اذهان عالم به وجود آمده است، درس بزرگ امام عزیزمان عبارت است از قدردانی از وحدت و انسجامی که به اراده ی الهی برای ما پیش آمد. امروز دلهای ملت ایران از غالب اوقاتِ دوران دهساله ی انقلاب به هم نزدیکتر است؛ این هم از برکات روح ملکوتی امام بزرگوارمان بود.[۵۳]

اکنون در کنار خاطره ی تلخ چهاردهم خرداد، این واقعیت شیرین در برابر چشم ماست که امام راحل، اگر نه به جسم، اما با فکر و راه و وصیت همیشه زنده ی خود در کنار ماست و زنده است و به فضل و قدرت خدا، هیچ قدرتی نخواهد توانست این حضور و این حیات را سلب کند و جمهوری اسلامی را از پدر و بنیانگذار و معلم بزرگ خود جدا سازد.[۵۴]

خاطراتی از دوران حیات امام(ره)

 خدا می داند که در طول این ده سال، فکر چنین روزی، همیشه دل ما را لرزانده بود. نمی دانستیم دنیای بدون «خمینی» چگونه قابل تحمل است. به همین خاطر، چندین بار به ایشان عرض کردم: دعای بزرگ من در پیشگاه خدا این است که من قبل از شما بمیرم.

در همان روز تلخ که حال امام مساعد نبود، من جمعی از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی را دعوت کردم و به آنها گفتم که حال امام خوب نیست؛ کار بازنگری را قدری تسریع کنیم و مژده ی اتمام آن را به ایشان در بیمارستان بدهیم، تا دل امام شاد شود. واقعاً از تصور آن چیزی که ممکن بود پیش آید، قلب من می لرزید؛ صدایم شکست و نتوانستم حرفم را تمام کنم. شاید چند ساعت بعد از آن بود که اطلاع پیدا کردیم این ودیعه ی الهی و این گوهر ارزنده را از دست داده ایم.[۵۵]

 سخت ترین کار این است که درباره ی فقدان امام عزیز و جان ملت سخن بگوییم. حقیقتاً همه ی ما یتیم شدیم. ده سال پیش که ایشان دچار عارضه ی قلبی شدند، با جمعی از دوستان – که امروز بسیاری از آنها جزو شهدا هستند و در جوار رحمت الهی آرمیده اند – خود را در آن هوای سرد و برفی به قم رساندیم و آن وجود عزیز را که حیات انقلاب مرهون او بود، به تهران آوردیم و در بیمارستان قلب بستری کردیم. چه روزهای سختی گذشت و چه دلهره ها و نگرانیهای غیرقابل توصیفی را پشت سر گذاشتیم.

از آن روزها تا پایان حیات ایشان، دایماً نگران این حادثه ی تلخ بودیم و بارها به پروردگار متعال عرض می کردیم که دعای شوق انگیز امت مؤمن و مخلص ما به درگاه تو، سلامت و بقای این قلب تپنده است؛ با بزرگواری خود، دعای امت ما را مستجاب کن. هروقت تصور فقدان این موجود عظیم و عزیز را می کردیم، واقعاً دنیا برای همه ی ما بی معنی و تاریک جلوه می کرد. امروز ما در مقابل چنین مصیبت بزرگ و سختی قرار داریم، که حقیقتاً حادثه یی جانکاه و باورنکردنی است و با هیچ مصیبت دیگری قابل مقایسه نیست.[۵۶]

همه ی شما دیدید که در پایان وصیت نامه ی ایشان، به مواردی اشاره شده بود که امام قبلاً نسبت به طرح آنها سکوت کرده بودند. در زمان بنی صدر که من خدمت امام(ره) رسیده بودم، ایشان می گفتند: حرفهایی که او از قول من می گوید، همه اش خلاف واقع است و حقیقت ندارد. بنابراین، هر حرفی که زده می شد، فوراً او را نمی آشفت و تحریک نمی کرد و در صدد پاسخ سریع برنمی آمد. این متانت، بردباری، حلم، تسلط بر نفس و سعه ی صدر، در هرکس که باشد، از او یک انسان بزرگ خواهد ساخت. درعین حال اگر امام(ره) آن عوامل اصلی معنویت، ارتباط با خدا، کار برای رضای او، تقوا و انجام تکلیف را نمی داشت، نه انقلاب به پیروزی می رسید، نه شما مردم این گونه عاشقش می شدید، نه می توانست این طوفان را در دنیا به وجود آورد، و نه قادر بود در مقابل تهدید و ارعاب دشمن، مثل کوه بایستد.

در همین خصوص خاطره ای در ذهنم مانده است که نقل می کنم: چند روز قبل از پایان سال ۶۵ که خدمت امام بودیم، چون یکی از روزهای فروردین ۶۶ با ولادت یکی از ائمه(ع) مصادف می شد، من و. .. و حاج احمد آقا اصرار کردیم که ایشان در حسینیه ی جماران با مردم دیداری داشته باشند. امام استنکاف کردند و قاطع گفتند: حالش را ندارم. من در ایام نوروز به مشهد رفته بودم. .. در همان روزها، ناگهان قلب امام مشکلی پیدا می کند و چون حاج احمدآقا – که حق بزرگی بر گردن همه ی ملت دارد و امام را در این چند سال حفظ کرد – همه ی وسایل را برای بهبود امام(ره) مهیا کرده بود، فوراً به وضعیت جسمی ایشان رسیدگی شد و خطر برطرف گردید.

وقتی در بیمارستان بر بالین ایشان حاضر شدم، عرض کردم: چه قدر خوب شد که آن شب اصرار ما را برای ملاقات با مردم نپذیرفتید؛ والّا اگر خبر این ملاقات اعلام می شد، مردم به زیارت شما می آمدند و آن وقت شما با این حال نمی توانستید مردم را ملاقات کنید و انعکاس آن در دنیا خوب نبود. این کار شما، خواست خداوند و کمک الهی بود و در آن زمان تصمیم بجایی گرفتید. ایشان در پاسخ من گفتند: آن طور که من فهمیدم، مثل این که از اول انقلاب تا حالا، یک دست غیبی در همه ی کارها دارد ما را هدایت و پشتیبانی می کند.

معنویت مردم و خانواده ی شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه ها، امام را به هیجان می آورد. من چند بار گریه ی امام را – نه فقط به هنگام روضه و ذکر مصیبت – دیده بودم. هر دفعه که راجع به فداکاریهای مردم با امام صحبت می کردیم، ایشان به هیجان می آمدند و متأثر می شدند. مثلاً موقعی که در محل نماز جمعه ی تهران، قلکهای اهدایی بچه ها به جبهه را شکسته بودند و کوهی از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده ی این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من که در خدمتشان بودم، گفتند: دیدی این بچه ها چه کردند؟ در آن لحظه مشاهده کردم که چشمهایشان پُر از اشک شده است و گریه می کنند.[۵۷]

ایشان تا آخرین لحظات حیاتشان، ذکر و نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمدآقا فرزند عزیز حضرت امام می گفتند: پیش از ظهر روز آخر حیات امام(ره)، ایشان روی تخت دایماً نماز می خواندند. مدتی گذشت، بعد پرسیدند: ظهر شده است؟ گفتم: بلی. آن وقت خواندنِ نماز ظهر و عصر با نوافلش را شروع کردند. بعد از اتمام نماز، مشغول ذکر گفتن شدند و تا لحظاتی که در حالت اغما بسر می بردند، مرتب پشت سر هم می گفتند: «سبحان اللَّه والحمدللَّه ولااله الّااللَّه واللَّه اکبر، سبحان اللَّه والحمدللَّه ولااله الّااللَّه واللَّه اکبر». این کار برای ما درس است. ما که رهبرمان را دوست داریم، باید به کارها و روحیات او توجه کنیم و از آن درس بگیریم.[۵۸]

او همیشه بر مردم و ملتها تکیه می کرد. در سفری که می خواستم به خارج از کشور بروم، خدمت امام بزرگوارمان رفتم. در آن زمان جریانی وجود داشت، که به ایشان گفتم در دنیا نسبت به این جریان علیه ما خیلی حرف است. (البته می خواستم به ایشان گزارش بدهم؛ والّا من هم هیچ رعب و خوفی از آن جنجالهای جهانی نداشتم و بعداً هم وارد آن ماجرا شدم). ایشان تمام خبرهای دنیا را همیشه به صورت نزدیک و نقد در اختیار داشتند و غالباً خبرهای جهانی را زودتر از دیگران به دست می آوردند. امام(ره) در پاسخِ من با لبخند رضایتی گفتند: بلی، اطلاع دارم؛ اما همه ی ملتها با ما هستند. واقعاً همین طور بود که ایشان می فرمودند. در همان سفر، آن چنان حضور ملتها در کنار ما آشکار شد که همه را مبهوت کرد. بنابراین، او هم دوستانش را می شناخت، و هم دشمنانش را. از دوستانش منتفع می شد و به آنها اعتماد و تکیه می کرد. بزرگترین دوستانش شما ملت وفادار بودید، و امام چه خوب شما را شناخته بود.[۵۹]

در دوران مسؤولیت ممتدی که از روزهای اول انقلاب داشتم، بارها به یاد این جمله ی امیرالمؤمنین(علیه الصّلاهوالسّلام) می افتادم که می فرماید: «اذا اشتدّ بنا الحراق التجینا برسول اللَّه». امیرالمؤمنین می فرمایند: وقتی در جنگها کار بر ما سخت می شد و احساس می کردیم که در مقابل حادثه ضعیفیم، به رسول خدا پناه می بردیم. وقتی این جمله ی امیرالمؤمنین(صلوات اللَّه علیه) به یادم می آمد، می دیدم بر وضع ما نیز صادق است.

مکرّر اتفاق افتاد که سر قضایای مختلف، با برادران مسؤول می نشستیم و فکرهایمان را تبادل می کردیم و مشکل را در مجموعه یی می گذاشتیم و خدمت امام(ره) می بردیم و او بود که با نظر صایب و اراده ی قوی و ایمان و توکل بی نظیر خود، مشکل را حل می کرد. خدا شاهد است که در مدت عمر خود، کسی را در این حد از توکل و حسن ظن به خدا ندیده و نشنیده ام. او، مشکل را حل و گره را باز می کرد. امروز، این پدر خانواده و آن متّکای محکم و کسی که خاطرمان آسوده بود که در مشکلات، به او مراجعه خواهیم کرد، در میان ما نیست.[۶۰]

مادر اسیری – نمی دانم در تبریز بود، یا در جای دیگر – به من گفت که بچه ام اسیر بود، امروز خبر آمد که شهید شده است. شما برو به امام بگو که فدای سرتان، من ناراحت نیستم. این زن، وضع خیلی عجیبی داشت. دیدم جمعیت را می شکافد و می آید. نمی گذاشتند بیاید؛ من گفتم بگذارید بیاید، ببینم چه می گوید. آمد این حرف را زد. از این حرف، من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. وقتی که خدمت امام آمدم، یادم هم رفت اول بگویم؛ بعد که بیرون آمدم، یادم آمد. به یکی از آقایانی که در آن جا بود، گفتم به امام عرض بکنید، یک جمله ماند. ایشان، پشت درِ حیاط اندرونی آمدند، من هم به آن جا رفتم. وقتی حرف آن زن را گفتم، امام آن چنان چهره یی نشان دادند و آن چنان رقتی پیدا کردند و گریه شان گرفت که من از گفتنش پشیمان شدم.[۶۱]

او برای خودش هیچ چیز نمی خواست. برای تنها پسرش – که عزیزترین انسانها برای امام، مرحوم حاج احمد آقا بود و ما بارها این را از امام شنیده بودیم که می فرمود اعزّ اشخاص در نظر من ایشان است – در ده سال آن حکومت و آن زمامداری و رهبری بزرگ، یک خانه نخرید. ما مکرّر رفته بودیم و دیده بودیم که عزیزترین کس امام، در آن باغچه ای که پشت حسینیه منزل امام بود، داخل دو، سه اتاق زندگی می کرد. آن بزرگوار برای خود، زخارف دنیوی و ذخیره و افزون طلبی نداشت و نخواست؛ بلکه بعکس، هدایای فراوانی برایش می آوردند که آن هدایا را در راه خدا می داد. آنچه را هم که داشت و متعلّق به خود او بود و مربوط به بیت المال نبود، برای بیت المال مصرف می کرد. همان آدمی که حاضر نبود آن روز با ده پانزده میلیون تومان خانه قابل قبولی برای پسرش بخرد – ولو از مال شخصی خودش – صدها میلیون تومان مال شخصی خود را برای نقاط مختلف – برای آبادانی، برای کمک به فقرا، برای رسیدگی به سیل زدگان و جاهای مختلف دیگر – صرف می کرد. ما اطلاع داشتیم که در مواردی پولهای شخصی خود امام بود که به اشخاصی داده می شد، تا بروند آنها را مصرف کنند؛ اینها هدایایی بود که مریدان و علاقه مندان و دوستان برای امام آورده بودند.

آن مردی که چهره باصلابتش دشمنانِ ملت ایران را می ترساند و به خود می لرزاند – آن سدّ مستحکم و کوه استوار – وقتی که مسائل عاطفی و انسانی پیش می آمد، یک انسان لطیف، یک انسان کامل و یک انسان مهربان بود. من این قضیه را نقل کرده ام که یک وقت در یکی از سفرهای من، خانمی خودش را به من رساند و گفت از قول من به امام بگویید که پسرم در جنگ اسیر شده بود و اخیراً خبر کشته شدن او را برایم آورده اند. من پسرم کشته شده، اما برایم اهمیت ندارد؛ برای من سلامت شما اهمیت دارد. آن خانم این جمله را در اوج هیجان و احساس به من گفت. من خدمت امام آمدم و داخل رفتم. ایشان سرِ پا ایستاده بود و من همین مطلب را برایش نقل کردم؛ دیدم این کوه استوار و وقار و استقامت، مثل درخت تناوری که ناگهان بر اثر توفانی خم شود، در خود فرورفت. مثل کسی که دلش بشکند؛ روح و جان و جسم او تحت تأثیر این حرف مادر شهید قرار گرفت و چشمانش پُر از اشک شد![۶۲]

شبی در یک جلسه خصوصی، با دو سه نفر از دوستان، منزل مرحوم حاج احمدآقا نشسته بودیم؛ ایشان هم نشسته بود. یکی از ما گفتیم: آقا شما مقامات معنوی دارید، مقامات عرفانی دارید؛ چند جمله ای ما را نصیحت و هدایت کنید. آن مردِ با عظمتی که آن گونه اهل معنا و اهل سلوک بود، در مقابل این جمله ستایش گونه کوتاه یک شاگردش – که البته همه ما مثل شاگردان و مثل فرزندان امام بودیم؛ رفتار ما مثل فرزند در مقابل پدر بود – آن چنان در حال حیا و شرمندگی و تواضع فرو رفت که اثر آن در رفتار و جسم و کیفیت نشستن او محسوس شد! در حقیقت ما شرمنده شدیم که این حرف را زدیم که موجب حیای امام شد. آن مرد شجاع و آن نیروی عظیم، در قضایای عاطفی و معنوی، این گونه متواضع و با حیا بود.[۶۳]

پی نوشت ها

[۱] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران ۱۶/۳/۱۳۶۸

[۲] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران ۱۶/۳/۱۳۶۸

[۳] فرازی بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه ۱۷/۳/۱۳۶۸

[۴] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه ۱۷/۳/۱۳۶۸

[۵] فرازی از پیام به ملت شریف ایران در تجلیل از امام امّت ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۷] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۸/۳/۱۳۶۸

[۸] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نماینده ی امام در ارتش، وزیر دفاع و. .. ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۹] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی ۲۰/۳/۱۳۶۸

[۱۰] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان ۲۱/۳/۱۳۶۸

[۱۱] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان ۲۱/۳/۱۳۶۸

[۱۲] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از مردم استان همدان و ساری و ساوه ۵/۴/۱۳۶۸

[۱۳] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و. … ۲۱/۴/۱۳۶۸

[۱۴] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۲۳/۴/۱۳۶۸

[۱۵] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از علما، ائمه ی جمعه و نهادهای انقلابی،. .. ۲۶/۷/۱۳۶۸

[۱۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شعرا، قصه نویسان، فیلمسازان و. .. ۲۱/۸/۱۳۶۸

[۱۷] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران ۱۰/۱۲/۱۳۶۸

[۱۸] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و جمعی از سپاهیان و اعضای کمیته انقلاب اسلامی. .. ۲۹/۱۱/۱۳۶۹

[۱۹] فرازی از پیام مقام معظم رهبری به کنفرانس اندیشه ی اسلامی ۱۵/۱۱/۱۳۷۰

[۲۰] فرازی از خطبه نماز جمعه ۱۴/۳/۱۳۷۸

[۲۱] فرازی از بیانات رهبر مقام معظم رهبری در چهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۸۲

[۲۲] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع پر شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۷۵

[۲۳] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر، هیئت وزیران ۱۷/۳/۱۳۶۸

[۲۴] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان، نمایندگان ولی فقیه و. .. ۲۸/۳/۱۳۶۸

[۲۵] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ۱۲/۵/۱۳۶۸

[۲۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران در سالروز میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار ۱۰/۱۲/۱۳۶۸

[۲۷] فرازی از پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) ۱۰/۳/۱۳۶۹

[۲۸] فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران مرقد امام خمینی(ره) ۱۴/۳/۱۳۸۰

[۲۹] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره) ۱۴/۳/۱۳۷۶

[۳۰] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۷۶

[۳۱] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) ۱۴/۳/۱۳۷۷

[۳۲] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۱۴/۳/۱۳۷۸

[۳۳] فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ۱۴/۳/۱۳۸۲

[۳۴] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱۴/۳/۱۳۸۳

[۳۵] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۷۳

[۳۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۷۵

[۳۷] پیام به ملت شریف ایران در پایان چهلمین روز ارتحال امام خمینی (ره) ۲۳/۴/۱۳۶۸

[۳۸] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۲۳/۴/۱۳۶۸

[۳۹] فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج ۲/۹/۱۳۶۸

[۴۰] فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در تجلیل از شهدا، جانبازان، اسرا و. .. ۱۹/۱۱/۱۳۶۸

[۴۱] از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اولین گروه از میهمانان خارجی مراسم دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱۵/۳/۱۳۷۰

[۴۲] فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با وزیر، جمعی از مسئولان و کارشناسان وزارت نفت و. .. ۱۲/۹/۱۳۷۰

[۴۳] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی ۲۰/۳/۱۳۶۸

[۴۴] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه ی جمعه ی سراسر کشور ۷/۳/۱۳۶۹

[۴۵] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۴/۳/۱۳۷۰

[۴۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زائران حرم امام خمینی (ره)۱۴/۳/۱۳۸۱

[۴۷] فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در چهاردهمین سالگرد رحلت امام خمینی ۱۴/۳/۱۳۸۲

[۴۸] فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به ملت شریف ایران در تجلیل از امام خمینی(ره) ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۴۹] از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۵۰] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۵۱] فرازی از پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله الحرام ۱۴/۴/۱۳۶۸

[۵۲] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون، مسئولان و مردم استان خوزستان ۲۱/۴/۱۳۶۸

[۵۳] از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با روحانیون، مسئولان و مردم استان زنجان و نهاوند و کاشمر و. .. ۱۵/۴/۱۳۶۸

[۵۴] فرازی از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی ۱۳/۳/۱۳۷۰

[۵۵] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروه کثیری از فرماندهان و اعضای سپاه ۱۷/۳/۱۳۶۸

[۵۶] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۵۷] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۵۸] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی ۱۸/۳/۱۳۶۸

[۵۹] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۲۴/۴/۱۳۶۸

[۶۰] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ۱۲/۵/۱۳۶۸

[۶۱] فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای ستاد برگزاری مراسم اولین سالگرد ارتحال امام خمینی ۱/۳/۱۳۶۹

[۶۲] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۱۴/۳/۱۳۷۸

[۶۳] فرازی از خطبه های نماز جمعه ۱۴/۳/۱۳۷۸

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://bazbarankhabar.ir/?p=10285

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

پیشنهادی: