چهارشنبه / ۱۹ آذر / ۱۴۰۴
×
۲۳ نقطه پرحادثه گیلان به روشنایی نقطه‌ای مجهز شد
مدیرکل راهداری و حمل‌ و نقل جاده‌ای گیلان:

۲۳ نقطه پرحادثه گیلان به روشنایی نقطه‌ای مجهز شد

 باز باران خبر: تیم ملی فوتبال ایران جزو اولین تیم های آسیایی بود که به جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ راه یافت.
آیا تیم ملی ایران با این وضعیت در جام جهانی ۲۰۲۶ نتیجه می‌گیرد؟!
  • کد نوشته: 41497
  • دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴
  • 83 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    باز باران خبر: تیم ملی فوتبال ایران جزو اولین تیم های آسیایی بود که به جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ راه یافت.
    یک زمانی در سال ۱۹۷۸ و در جام جهانی آرژانتین “تیم ملی ایران” به سرمربیگری حشمت مهاجرانی از دو قاره آسیا واقیانوسیه و از بین تمام قدرت های این دوقاره از جمله استرالیا، عربستان سعودی سوریه، کویت، کره جنوبی، هنگ کنگ و… به عنوان تنها تیم دوقاره به بزرگترین آوردگاه فوتبال دنیا رفت و مردم ایران هفته ها با بوق محمد بوقی به جشن و شادی پرداختند.
    بیست سال بعد و با گل خداداد عزیزی شاهکار ملبورن خلق شد و یک ملت از شادی به هوا پریدند و در جام جهانی ۱۹۹۸و در بازی بزرگ قرن با گل های حمید استیلی و‌ مهدی مهدوی کیا مقابل آمریکا پیروز شدیم و همه جا رنگ‌و بوی جشن و شادی گرفت!
    آن روزها با امکانات کمتر همدلی ها بیشتر بود و بچه های نوجوان حتی در لابه لای آدامس های بادکنکی دنبال عکس بازیکن های تیم ملی می گشتند و هیچ مربی یا بازیکن تیم‌ ملی به خبرنگاران و‌ هواداران بابت صعودبه جام جهانی فخر نمی فروخت و ادعا نمی کرد که آپولو هوا کرده و مردم وخبرنگاران به همین دلیل با جان دل از بازیکنان و‌ مربیان تیم ملی ایران استقبال می کردند و تک تک آنهارا به قیافه می شناختند.
    بی شک‌ مسیر صعود مهاجرانی و مایلی کهن و‌ والدیر ویرا و برانکو و‌ کیروش در راه صعود به جام های جهانی فوتبال ۱۹۷۸- ۱۹۹۴- ۲۰۰۶- ۲۰۱۴- ۲۰۱۸- ۲۰۲۲ خیلی مشکل تر از امروز بود ولی کسی منت سر هواداران و صداوسیما و روزنامه ها و رسانه ها نمی گذاشت و‌ اگر هم‌ نیمچه کدورتی پیش می آمد کش پیدا نمی کرد و‌ دوتا بزرگتر پاپیش می گذاشتند و موضوع رفع ورجوع می‌شد.
    اما الان داستان فرق کرده و‌معلوم نیست چه اتفاقی افتاده که بازیکنان تیم ملی و‌ حومه پس از پیروزی های دور مقدماتی تورنمنت کافا در آسیای میانه و برد در برابر مجمع الجزایر ۵۰۰ هزارنفری کیپ ورد – درضربات پنالتی- درتورنمنت العین امارات آنرا چماق می کنند و بر سر هواداران و رسانه ها می زنند و کلی هم‌طلبکارهستند و ناخواسته آب در آسیاب دشمن می ریزند؟
    ما باید چه کسی را ببینیم تا بازیکنان و مربیان تیم ملی توجیه شوند که پیروزی برابر چنین تیم هایی شادی کردن ندارد و‌ توقع دست زدن برای این (گل پسرها) بعد از پیروزی برابر کیپ ورد معادل جوک های صبح جمعه با شما در رادیو است!
    نگارنده که این متن را می نویسم گزارشگر قدیمی اردوهای تیم ملی در بازی های آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیمای ژاپن هستم و دوستی من با امیر قلعه نویی به آن سال ها برمی گردد و در عالم دوستی- دورادور – بسیار به ایشان ارادت هم دارم.
    در واقع زمانی که سرمربی امروز تیم ملی، بازیکن همین تیم ملی بود و تیم با هدایت مرحوم استانکو راهی هیروشیمای ۱۹۹۴ بود من یک هفته در اردوی دانشگاه گیلان به عنوان گزارشگر ویژه (برنامه ورزش و مردم به تهیه کنندگی مرحوم بهرام شفیع و‌ ورزش از شبکه ۲ با مدیریت کیومرث‌ صالح نیا و‌ مسعود خادم بودم و با امیرقلعه نوعی، علی دایی، بهزاد داداش زاده، احمد رضا عابد زاده، امیرافتخاری، رضاشاهرودی، نادر محمدخانی و بقیه بروبچه های تیم ملی زندگی کردم.
    اما امروز اعتقاد دارم که اگر دوست خوبی برای امیرقلعه نوعی هستم باید معایب تیم تحت مربیگری ایشان را بگویم و کار حرفه ای ربطی به ارادت و رفاقت قدیمی من با سرمربی تیم ملی ندارد. حتما می دانید که حدود یک ماه پیش علیرضا بیرانوند با موضع طلبکارانه از مردم و رسانه ها گله کرد و این آغاز یک داستان بود؛ دروازه‌بان اصلی تیم ملی که تیم ملی بدون پشتوانه ما – حتی با بروز محرومیت برای این سنگربان – جایگزین مطمئنی برای او پیدا نکرد در جمع خبرنگاران، اعلام نمود که مردم «تیم ملی» را دوست ندارند.
    صحبت های او اگر در همین جا تمام می شد فاجعه ای پیش نمی آمد اما اوج فاجعه از آنجا شروع شد که بیرانوند در بخشی از صحبت‌ هایش گفت: رسانه‌ها می‌توانند همدلی بین مردم و تیم ملی ایجاد کنند، اما صداوسیما و افرادی که در تلویزیون صحبت می‌کنند، نمی‌خواهند مردم تیم ملی را دوست داشته باشند.»
    آیا به اعتقاد شما این ابراز عقیده شایسته دروازه بان اصلی تیم ملی یک کشوراست؟
    آیا یک بازیکن ملی آموزش دیده که رفتار و‌ گفتارش از بالا کنترل می شود، این طور بی محابا خود را مقابل مردم و رسانه ها قرار می دهد و می سوزاند؟
    آیا بازیکنان بزرگ دنیا که دست برقضا بسیاری از آنها- به سبب غرق شدن درعالم فوتبال- مثل دروازه بان تیم ملی ما که مجال تکمیل تحصیلات را پیدا نکرده به سبک سنگربان ما حرف می زند و بلیت هایشان را یکی بعد از دیگری می سوزانند و ناخواسته بین تیم ملی کشورشان با هواداران و رسانه ها فاصله می اندازند؟
    اصلا فرض کنیم که حرف گلر تیم ملی ما صد درصد درست باشد اما نکته باریک تر از مو اینجاست که دروازه بان تیم ملی یک‌کشور باید قبل از ورود به چهارچوب مقدس دروازه تیم ملی آموزش ببیند و یاد بگیرد که نباید این حرف ها را از دهان خود خارج کند و موجبات بشکن زدن دشمنان قسم خورده را فراهم نماید و اگر این حرف ها را درمصاحبه های رسمی مطرح می کند معلوم می شود که این کلاس مبصر ندارد و همه نشانه ها دال بر عدم مراقبت و مدیریت است!
    درعین حال بیرانوند در مواجهه با سوالی مبنی براینکه اغلب کارشناسان معتقدند تیم ملی زیبا بازی نمی‌کند، واکنش عجیب تری داشت و گفت: وقتی می‌گویم نمی‌خواهند مردم تیم ملی را دوست داشته باشند، یکی از دلایلش همین صحبت‌هاست. شاید برخی افراد دنبال چیز دیگری هستند.
    اگر افراد دیگری در تیم ملی بودند، آیا باز هم این صحبت‌ها مطرح می‌شد؟!
    اما یک سوال از شما خواننده محترم آیا با شنیدن این حرف ها چه احساسی به شما دست می دهد؟
    اگر مردم در جواب این پرسش که ” تیم ملی جام جهانی ۱۹۹۸ بهتر بوده یا تیم ملی فعلی ؟” بلاتامل پاسخ می دهند:”تیم ملی سال ۱۹۹۸” البته این انتخاب تنها دلیل فنی ندارد و این پاسخ به نوعی مراوده های اجتماعی و مدل صحبت بازیکنهای سال ۱۹۹۸با هواداران و رسانه ها هم مربوط می شود.
    خلیل‌زاده سرباز خط دفاع تیم ملی – که امیدواریم هیچ مهاجمی درجام جهانی از او عبور نکند- دیگر بازیکنی است که یک‌ سر دعوا شده و احتمالا قسمت اعظم وقتش را -به جای تقویت فنی و رفع معایب احتمالی- به پاسخگویی به حرف های منتقدان حقیقی ومجازی و تحقیر دشمنان فرضی با رفتار و گفتار و استوری اختصاص داده است.
    شجاع خلیل‌زاده بعد از مصاف تیم ملی مقابل کیپ‌ورد در تورنمنت چهار جانبه العین برای ساعاتی هم که شده مورد توجه بسیاری از کاربران در فضای مجازی قرار گرفت و او هم با انتشار پستی کنایه‌آمیز در صفحه اینستا گرامش واکنش‌ نشان داد.
    وی با انتشار تصویری از خود نوشت: «نگران این نباش که بقیه چه فکری می‌کنند؛ بیشتر مردم خیلی از مغزشان استفاده نمی‌کنند!
    هرچند شجاع خلیل‌زاده ساعاتی پس از انتشار این کپشن بحث‌برانگیز در صفحه اینستاگرامش، متن اولیه را حذف و آن را با یک ایموجی از پرچم ایران جایگزین کرد.
    این مدافع ساعاتی بعد با یک‌پست دیگر مجددا آش را هم زد و بوی آش فضای تیم ملی را معطر کرد، این بازیکن تیم ملی درصفحه اینستاگرامش نوشت: “کلاغ تنها پرنده ای است که به عقاب حمله می کند ولی جالبه بدونید که عقاب هیچ حمله متقابلی انجام نمی‌دهد!
    این مدافع تیم ملی به‌طور مستقیم به فرد یا موضوع خاصی اشاره نکرد، اما انتشار یک‌ متن عجیب و غریب، آن هم دقیقا پس از بازی تیم ملی ایران و اعلام جنگ به تمام منتقدانی که نامشان را نبرد و آنها را از زاویه دید یک عقاب فاتح، کلاغ خطاب کرد؛ ذهن مخاطبان را به سمت حواشی ناگفته و‌‌نانوشته تیم ملی و برخی نقد‌های مطرح‌شده سوق داد. حالا خیلی ها با دیدن این ماجراها می ترسند و زیر لب زمزمه می کنند که خدا آخر و عاقبت تیم ملی ما را با این حواشی در جام جهانی که میلیارها نفر بیننده آن هستند ختم به خیر کند!
    این اتفاق ها درحالی رخ داده که بخشی از انتقادات و نگرانی‌ها درباره تیم ملی به مسائل تاکتیکی مرتبط به خطوط دفاع و دروازه تیم مربوط می‌شود و عجیب این است که بازیکنان همین دوخط در مصاحبه ها کلاف را به ضرر مصالح تیم ملی پیچیده می کنند.
    شما وقتی استوری مدافع ثابت تیم ملی را بعداز بازی با کیپ‌ ورد مرور می کنید و به نام حیواناتی هم چون “عقاب “و “کلاغ” برخورد می کنید از خود می پرسید که در تیم ملی کشورما چه خبراست؟
    آیا کسی به نوشتار و‌ گفتار بازیکنان تیم در رسانه های حقیقی و مجازی نظارت ندارد؟
    و اما سوال بزرگ این است که تسویه حساب های شخصی و عقده گشایی های وقت گیر و‌ پر از حاشیه برای تیمی که قرار است آبروی یک مملکت در جام جهانی فوتبال باشد چه عواقبی خواهد داشت؟
    مابه خاطر تعصب شدیدی که به این مرز پرگهر داریم چشم هایمان را به حقایق فوتبال دنیا می بندیم و کاری به این ماجرا نداریم که کره جنوبی و استرالیا و ژاپن وعربستان و‌… با چه حریفان تدارکاتی روبرو می شوند و‌ ما با چه تیم هایی روبرو می شویم؟!
    حتی روی عرق و تعصب ملی بی خیال این ماجرا می شویم که تانزانیا -حریف تدارکاتی ما -از تیم های ته جدولی لیگ دسته دوم ایران هم ضعیف تر بود.
    حتی می بینیم و ‌ندیده می گیریم که تعداد بازیکنان تیم ملی ایران پس از‌ پیروزی مقابل کیپ‌ورد و در حین شادی ایسلندی داخل زمین، تعدادشان از تعداد تماشاچیان حاضردر سکو‌های تقریباً خالی ورزشگاه بیشتر بودند.
    همه این حقایق را روی تعصب و عرق به تیم ملی ایران که برای هویتش جان می دهیم بی خیال می شویم اما دردی که تمام وجودمان را تاانتهای استخوان می سوزاند این است که دست اندرکاران فعلی تیم ملی ایران برای نپذیرفتن حرف های اصولی منتقدان شان وارد کنفرانس ها و‌ جلسات می شوند و… هرکس که حرف فنی بزند و به مذاقشان خوش نیاید را دشمن قلمداد می کنند!
    متاسفانه این روال اشتباه است که یک عده با هر سمت و نامی (شما بخوانید مربیان و‌بازیکنان تیم ملی )خودرا محق و عقل کل بدانند و همه منتقدان را با هر تجربه و‌ مدرک تحصیلی دشمن قلمداد کنند و با مصاحبه های جنجالی و عقده گشایی های بودار در کنفرانس ها و اینستاگرام و غیره و‌ذالک درحال سوراخ کردن کف یک کشتی بزرگ به نام تیم ملی فوتبال باشند.
    شک نکنید که این ماجراها در نهایت کشتی تایتانیک فوتبال ملی ما را همراه بابازیکنان و مربیان و‌مسئولان فدراسیون به زیر آب خواهد برد چون در فوتبال حتی اگر تله سانتانا (سرمربی اسبق و موفق برزیل) باشی و آنها را به زیبایی هدایت کنی ولی نتیجه نگیری محکومی که کنار بکشی و در مقابل منتقدان تعظیم بکنی!
    به خاطر بسپاریم که هر سرمربی فعلی لیگ برتر ایران – از اسکوچیچ تراکتور و‌ اوسمار پرسپولیس و ساپینتوی استقلال تا مازیارزارع ملوان و گل محمدی فولاد و مهدی تارتار گل گهر و…”قادر هستند که به جای سرمربی فعلی ، تیم ملی ایران را درجام جهانی ۴۸تیمی سال ۲۰۲۶به دوردوم جام ببرند!
    پس اگر تیم ملی فعلی ایران که متاسفانه تمام تمرکز دست اندرکارانش به حاشیه معطوف شده و اندک تمرکزی بر‌ متن دارد قادر به اولین صعود تاریخی به دوردوم جام جهانی نشود ( شکست خورده) قلمداد خواهد شد.
    پس اگر حرف منتقدان فعلی تیم ملی فوتبال ایران رنگ حقیقت به خود بگیرد و تیم در جام جهانی ۲۰۲۶شکست بخورد بنای مخروبه ای از فوتبال با یک دنیا یاسو سرخوردگی به جا خواهد ماند و نفرات بعدی که سکاندار فدراسیون و تیم ملی می شوند، باید بعداز جام جهانی ۲۰۲۶ بنای فوتبال ایران را دوباره بکوبند و‌ مجددا از نو بسازند و این وقت زیادی از فوتبال ما می گیرد و در واقع اگر مسئولان و بازیکنان تیم ملی ما بر لجاجن خود استوارباشند و‌ همین حالا به فکر رفع و رجوع اشکالات خود نیفتند و‌ در جام جهانی شکست بخورند در آینده رفع چاله چوله های عمیق بین ما با رقبای آسیایی مثل کره و ژاپن، عربستان و‌استرالیا و بقیه به این راحتی ها قابل رفع و رجوع نخواهد بود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *